بهداشت رواني و نقش مدرسه و معلم درايجاد بهداشت رواني دانش آموزان

پس از بدست آوردن اطلاعات در مورد مفهوم روان شناسي سلامت، ممكن است اين سؤال به ذهن شما خطور كند كه چگونه مي توانيم از بروز اختلالات رواني جلوگيري كنيم و يا در صورت بروز اختلال رواني اثرات آن را به حداقل برسانيم تا ميزان آسيب آن را بر فرد و جامعه كاهش دهيم.
اگر بهترين دفاع، تهاجم خوب است. بنابراين ارتقاي سلامت نيز بهترين شكل بهداشت رواني به شمار مي آيد. سازمان جهاني بهداشت، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند «فرآيند تواناسازي مردم براي بهبود افزايش تسلط بر سلامتشان ». ديگر متخصصان بهداشت، بهداشت رواني را به اين صورت تعريف كرده اند، علم و هنر كمك به مردم براي تغيير شيوه ي زندگيشان به منظور رسيدن به كمال مطلوب سلامتي» عنصر اساسي در هر تعريفي كه از بهداشت رواني ارائه مي شود، مفهوم پيشگيري است. كه با مفهوم آن آشنا مي شويم.

 پيش گيري :

پيشگيري را مي توان از دو ديدگاه بررسي كرد :‌ديدگاه موقعيت مدار و ديدگاه فرد مدار در ديدگاه پيش گيري موقعيت مدار، تلاش متخصصان بهداشت و سلامت رواني متوجه كاهش علل محيطي و موقعيتي رفتار غيرعادي است و در ديدگاه پيش گيري فردمدار بر توانايي هاي فرد در مقابله با شرايطي كه امكان دارد به رفتار ناسازگار منجر گردد تأكيد مي شود.
در ديدگاه پيش گيري موقعيت مدار، در پي تغيير محيط باشيم. بطور مثال، سعي مي كنيم ميزان ناكاميهاي فرد رادر خانواده ، مدرسه و محيط كار به حداقل برسانيم و يا ميزان فشار رواني را با پائين آوردن ميزان انتظارات محيط از فرد كاهش دهيم، در پيش گيري فرد را تلاش مي كنيم تا به فرد كمك كنيم تا انواع روش هاي مقابله با ناكاميها و فشار رواني را بياموزد تا بتواند در قبال انواع گوناگون موقعيت فشار آور مقاومت كند. پيش گيري را چه با ديدگاه موقعيت مدار و چه با ديدگاه فردمدار، مي توان در سه سطح انجام داد : پيشگيري سطح اول ، پيش گيري سطح دوم، پيش گيري سطح سوم .  

 پيش گيري سطح اول : در پيشگيري سطح اول كاهش موارد جديد اختلال رواني در يك جامعه مورد توجه قرار دارد. به طور مثال اگر دانستيم كه بسياري از اختلالات رواني ناشي از فشار رواني و ناكاميهاي فرد در زندگي اجتماعي است مي توانيم با دادن آگاهي و آموزش، ساير افراد را در مقابل استرس و فشارهاي روزمره مقاوم نمائيم. امروزه از طريق آموزش هاي رسمي و يا از طريق آموزش غيررسمي( رسانه هاي جمعي، راديو تلويزيون ، روزنامه و مجلات) توانسته اند ميزان ابتلا به اختلالات رواني را كاهش دهند.  

 پيش گيري سطح دوم : در پيش گيري سطح دوم هدف كاهش زمان و ميزان ناتوان كنندگي يك اختلال رواني است. در پيش گيري سطح دوم، هدف اوليه درمان كامل يك اختلال است. ولي هدف ثانويه مي تواند كنترل بيماري باشد. در حالي كه پيش گيري سطح اول، هدف جلوگيري از ابتلاي جمعيت سالم و عادي به اختلال رواني است . در پيش گيري سطح دوم ، درمان بر روي جمعيت مبتلا متمركز مي شود. در اين پيشگيري با اقدامات درماني مناسب، كه شامل تشخيص و اتخاذ شيوه هاي مناسب براي درمان مي شود، در قدم اول از گسترش بيماري جلوگيري كرده و در عين حال سعي براي كنترل و درمان كامل بيماري مي كنند. 

پيش گيري سطح سوم : هدف پيشگيري سطح سوم كاهش آسيب هايي است كه در نتيجه اختلال حاصل شده است. بر اساس اين پيشگيري از طريق توان بخشي و ممارست هاي اجتماعي مي توان ميزان آسيب را به حداقل رساند، هر چند كه ممكن است هيچگاه بهبودي كامل حاصل نشود.

ادامه نوشته

خانواده متعادل چیست

منظور از خانواده فاقد عيب و نقص نمي باشد، بلکه ممکن است اعضاي آن داراي مشکلات و موانعي هم باشند ليکن در شيوه مقابله با آنها روش منطقي اتخاذ مي کنند، در اين خانواده موقعيت و جايگاه هر يک از اعضاء داراي ويژگي هايي بدين شرح است:

1- بينش تکاپوي

يعني بينشي که فرد را بر مي انگيزد تا روابط زندگي را پديده اي بسته و جبري و گريز ناپذير نپندارند، اعضاي خانواده همديگر را ارزشمند مي دانند، به کرامت انساني همديگر احترام مي گذراند، عرصه زندگي را به نوآوري مي گشايند.

2- تبادل عاطفي در برابر انجماد عاطفي

اين خانواده عواطف خود را با شيوه ها ي قلبي، کلامي و عملي تبادل مي کنند، به قلب اجازه ورود احساسات منفي را نمي دهند. به وسيله زبان ابراز محبت مي کنند و از بذل عواطف خالصانه دريغ ندارند. زن و شوهر روحيه همسر خود را مي شناسند و محبت قلبي و کلامي را در عمل پياده مي کنند.

3- مثبت گرايي

از مهمترين ويژگي هاي خانواده متعادل، مثبت گرايي است. در اين خانواده زوجين، بيشتر زيبايي هايي همديگر را مي بينند. حتي المقدور از جنبه هاي منفي اغماض مي کنند، از هنر خوب ديدن برخوردارند، جنبه هاي خوب شخصيت همسر خود را تحسين و تأييد مي کنند، جنبه هاي روحي مشترک اعضا را شناسايي کرده وبه تقويت آنها مي پردازند.

4- تفاهم بجاي تخاصم

براي رسيدن به تفاهم به حقوق متقابل مي انديشيند، حضور ديگران و در خلوت و تنهايي حريم يکديگر را رعايت مي کنند، به سخنان هم با علاقه گوش مي دهند، از مقايسه همسر خود با ديگران بشدت پرهيز مي کنند، صداقت وراستي را هموراه در وجود خود تقويت مي کنند.

ادامه نوشته

خانواده سالم

آموزش جامعه ونقش خانواده ها در پیشگیری از آسیب های اجتماعی از طریق آموزش مهارتهای اساسی به خانواده ها وتأثیر این آموزشها در پیشگیری از وقوع جرائم در جامعه ورسیدن  به یک جامعه آرمانی

 چون ما تصمیم داریم که میزان تأثیر وآموزش خانواده هارا در پیشگیری از آسیب های اجتماعی بررسی نمائیم باید دید که چه مسائلی بعنوان آسیب اجتماعی محسوب می شوند زیرا اگر ما از وضعیت وکمیت وکیفیت آسیبهای اجتماعی آگاه باشیم بخوبی می توانیم هم در جهت مبارزه با این آسیبها وهم در پیشگیری از وقوع آنها در جامعه نقش بسزایی ایفا نمائیم ، که من ذیلاً به چند نوع از آسیبهای اجتماعی اشاره می نمایم:

1-   یکی از  آسیبهای اجتماعی که متأسفانه در جامعه ما وجود دارد وخیلی از جرائم در بین جوانان ناشی از همین پدیده شوم می باشد مسئله اعتیاد به مواد مخدر وتوزیع ونگهداری مواد مخدر می باشد که از لحاظ قانون هم جرم می باشند ، اگر خانواده ها به آثار شوم اعتیاد فرزندان خود آگاه باشند ، اگر خانواده ها به راههای مبتلا شدن جوانان به اعتیاد آگاه باشند اگر خانواده ها عوامل موثر در اعتیاد جوانان را بدانند واگر خانواده ها تأثیر گذاری توزیع کنندگان مواد مخدر در اعتیاد فرزندان خودرا بدانند آیا می توانند در مقابل سرنوشت عزیز ترین کسان خود بی تفاوت باشند وشاهد نابودی آنها باشند ؟خیر

2-   یکی دیگر از آسیبهای اجتماعی جامعه ایجاد اختلافات در بین زوجهای جوان ووقوع طلاقهای توافقی وبی رویه در جامعه است ، که متأسفاه بعد از چند ماه از دوران زندگی مشترک زوجهای جوان اعلام می نمایند که بعلت عدم تفاهم وعدم درک متقابل همدیگر خودرا برای طلاق آماده نموده اند ، اگر زوجین جوان در موقع ازدواج به ملاکهای واقعی واسلامی انتخاب همسر دقت نمایند وخانواده ها در این انتخابها جوانان خودرا یاری نمایند وملاکها ومصداقهای اسلامی وواقعی را که موجب تحکیم بنیان خانواده ها می باشد به آنها بشناسند که اهم این ملاکها شامل ، داشتن ایمان ،تقوا ،حسن خلق ،خوب وشایسته بودن ،عفت وپاکدامنی ،دارای اصالت خانوادگی خوب ومناسب ،از لحاظ زندگی هم کف بودن فودارای سلامت جسم وروان می باشند ، زوجهای جوان در موقع انتخاب همسر دچار مشکل نمی شوند وبعداز چند ماه نیز از زندگی سیر نمی شوند بلکه هر رز شادمانتر از روز قبل برای زندگی مشترک آماده می شوند ونیازی به طلاق پیدا نمی کنند

اگر زوجین جوان ما عوامل موفقیت در ازدواج را که شامل ((حوصله وبردباری ،صداقت ،اخلاص ،مهربانی ،از خود گذشتگی ،صمیمیت ،اعتماد واطمینان فنظم وانضباط ،همکاری در امورات خانواده ))بشناسند زندگی آنها دچار شکل نخواهد شد وبا هم اختلاف پیدا نمی کنند

ادامه نوشته

سوءظن در روابط همسران

خداوند متعال انسان را آفرید و به او قدرت اندیشیدن و درست تصمیم گرفتن را عطا فرمود تا در کوره راه های زندگی به مدد عقل و درایت خویش، صراط مستقیم را بپیماید. و از قرار گرفتن در دست پندارهای غلط به دور ماند.

برای دریافتن این که، در زندگی مشترک چگونه بین زن وشوهر، سوءظن و بدگمانی رایج می شود و عرصه زندگی را بر آنها تنگ می سازد، باید در اندک اختلافات و تضادهای سلیقه ای آنها جست و جو کرد و این ناشی از پرورش یافتن هر یک در محیط خانوادگی متفاوتی است. بیشتر همسرانی که دچار مشکل روحی روانی سوءظن، به ویژه در آغاز زندگی مشترک می شوند، خود نیز در ابتدا خواهان چنین نوع نگرش و روش و زندگی نبوده اند. اگر پای درد دل های آنها بنشینیم، خواهیم فهمید که بیشتر آنان در آغازین سال های زندگی مشترک، به علت عدم شناخت صحیح از یکدیگر، طعمه دام وسوسه انگیز سوءظن شده اند.

  عوامل پیدایش سوءظن بین زن و شوهر

  الف) گاهی علاقه و عشق شدید زن و شوهر به همدیگر، عاملی می شود برای سوءظن. مثلاً چون مرد، همسرش را خیلی دوست دارد و او را تنها متعلق به خود می داند، از این که با دیگری صحبت کند، عذاب می کشد و یا مانع فعالیت های اجتماعی او می شود. در واقع، به نوعی سرکوب کردن حس اعتماد و استقلال در شخصیت زن صورت می گیرد. اینجاست که اگر زن در نوع سلیقه، رفتار و گفتار در خانه و در اجتماع، مطابق خواسته شوهرش عمل نکند، بدگمانی و سوءظن میان آن دو را در پی خواهد داشت.

  ب) گاه کسانی وقتی وارد زندگی مشترک می شوند، متوجه می گردند که طرف مقابل از لحاظ سلیقه و نگرش با ذهنیت ایده آل او متفاوت است و این، باعث ایجاد حس نفرت و بدبینی در افکار شخص مقابل می شود و با گذشت زمان به خیال پردازی و درون گرایی و سرانجام به گمان های ناروا و سوءظن می انجامد.

 ج) نوع تربیت خانوادگی، در تعیین مسیر زندگی مشترک نقش بسزایی دارد. اگر محیط خانوادگی پیش از ازدواج، مثبت نگری، امنیت و حس اعتماد را در طول زندگی تقویت نکرده باشد و در الگوپذیری از پدر و مادر، فقط به نکات منفی زندگی توجه شده باشد، زندگی مشترک چنین زوج هایی به بدگمانی ختم می شود. آنها پیوسته نکات منفی یکدیگر را می بینند و برداشت های نادرست آنها از عملکرد یکدیگر و عدم ارتباط کلامی صحیح بین آنها، باعث بروز حس بدبینی می شود.

ادامه نوشته

هنر الفاظ قرآن

یکی از ویژگیهای قرآن بعد هنری الفاظ است که در این جا به چند نمونه از آن اشاره می شود:
1- همه آیات سوره مجادله اسم جلاله دارد و در مقابل این سوره، سوره های القمر، الرحمن و الواقعه جز در بسمله اسم جلاله در هیچ آیه ای از آیات این سوره به کار نرفته است.
نام جلاله در بزرگترین آیه قرآن (282 بقره) شش بار آمده است که بیشترین تکرار آن الله در یک آیه است و سوره انفطار تنها سوره ای است که به الله ختم می شود.
2- در 13 آیه قرآن (در سوره عبس 27- 15) حرف واو به کار نرفته است با این که کاربرد واو در محاوره و کتابت غیر قابل اجتناب است).
3- چهار آیه پی در پی در قرآن وجود دارد که در آنها حرف الف به کار نرفته است و آن در سوره مدثر آیه 19- 22 است.
4- در دو آیه تمامی حروف الفبای قرآن به کار رفته است و آن است از 29 فتح و 154 آل عمران.
5- در یک آیه قرآن 47 مرتبه حرف ن بدون احتساب نون مشدد در آن به کار رفته است و آن آیه 31 نور است و در آیه 61 همین سوره 32 حرف میم به کار رفته است.
6- در آیه و الهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم(32)که تامیم الرحمن نقطه ندارد.
7- یک آیه در قرآن از دو طرف خوانده می شود و ربک فکبر(33)

 

ادامه نوشته

مقام والاي زن از منظر قرآن

با نام خداي فاطمه (س) بانوي دوعالم

حضرت محمد (ص) فرمود: من دو چيزگرانبها در ميان شما به امانت مي گذارم مادام که به آن چنگ زنيد از گمراهي بدوريد و آن دو، يکي قرآن و ديگري اهل بيتم(ع) است. بدين وسيله ما نيز سخن پيامبر اعظم (ص) را لبيک گفته و به معجزه او که قرآن است تمسک مي جوئيم تا به معرفتي دست يابيم که جز از قرآن نتوانيم بيابيم. در جهان کنوني که بيش از نيمي از جمعيت آن را زنان تشکيل مي دهند ضرورتي احساس مي شود تا ديدگاه قرآن به زنان را مورد تحقيق قرار دهيم. قشري از جامعه که فرهنگ و بنيان جامعه در دست آن رقم ميخورد. قرآن، کتاب هدايت، احوال و ارزش زنان را در کاملترين و بي نقص ترين وجه بيان نموده است که با بهره گيري از آن مي توان به بهترين شکل ممکن زندگي کرد.

- اولين بانو (حضرت حوّا):

نام مبارک حضرت آدم (ع) 25 مرتبه در قرآن کريم آمده است و دو کنيه و نام آن حضرت در چندين آيه به نام حضرت حوا اشاره شده است (سوره بقره آيه 25 – سوره نساء آيه 1 – اعراف آيه 19 ) حوا نخستين مادر است بنابراين بر همه انسان ها حق مادري دارد به همين دليل به ايشان حوّا يعني مادر زنده ها مي گويند و پروردگار وي را به عنوان نخستين زن پاک سرشت و پاکدامن از طينت ويژه اي مي آفريند. اژامام باقر(ع) است که مي فرمايد: «خداوند حوا را از باقيمانده طينت آدم آفريد». و فرمود: اين آفرينش در روز جمعه بعد از زوال صورت پذيرفت با اين تفاوت که ابتدا آدم آفريده شده و بعد حوّا و اين آفرينش نشان دهنده قدرت بي انتهاي الهي است و اينکه او تا در به انجام همه امور است. حضرت حوا، اولين زن عالم (ام البشر) در حاليکه تعداد فرزندان او با نوه هاي شان به چهل هزار نفر رسيده بود دنياي فاني را بدرود گفته و به ديار دوباره ي پروردگار رجعت نمودند.

- همسر حضرت نوح (واغله):

ادامه نوشته

معمّاهای سوره‌های قرآن مجيد

1- چند سوره با الحمدلله شروع می‌شود؟ (1- حمد2- انعام3- كهف4- سباء5- فاطر)
2- كدام سوره به « مادر قرآن» معروف است؟ (سوره حمد)
3- كدام سوره قرآن تعداد كلماتش برابر با تعداد سوره‌های قرآن است؟ ( سوره تكوير)
4- نام چه تعداد از سوره‌های قرآن يك حرفی است؟ (سوره‌های" ق" و "ص")
5-  سوره‌ای كه همنام يكی از«فروع دين» است چه نام دارد؟ (سوره حج)
6- چند سوره با « انّا » شروع می‌شود؟ (1-فتح2- نوح3- قدر4- كوثر)
7-كدام سوره به «سوره امام حسين(ع)» معروف است؟ (سوره فجر)
8- سوره‌ای كه تعداد آياتش برابر با تعداد «14 معصوم(ع)» می‌باشد چه نام دارد؟ (سوره صف)
9- كدام سوره همنام يكی از شهرهای ايران است؟ (سوره نور)
10- سوره‌هايی كه به«مستحبات» مشهور هستند كدامند؟ (1- حديد2- حشر3- صف4- جمعه5- تغابن6- اعلی)
11- چه تعداد از سوره‌های قرآن مكّی و چه تعداد مدنی هستند؟ (86 سوره مكّی و28 سوره مدنی هستند)
12- كدام يك از سوره های قرآن همنام قبيله پيامبر اكرم(ص) است؟ (سوره قريش)
13- كدام سوره به «قلب قرآن» معروف است؟ (سوره يس)
14- سوره‌ای كه 5 بار كلمه" الله " در آن آمده است چه نام دارد؟ (سوره حج)
15- كدام سوره قرآن است به غير از«،حرف ميم بسم‌ا...،»حرف ميم دیگری درآن به كار نرفته است؟ (سوره كوثر)
16- چه تعداد از سوره‌های قرآن با« اذا »

ادامه نوشته

شاخصه مديريت جهادي

مديريت جهادي

شيوه‌اي خاص از علم و هنر هماهنگي جهت تحقق اهداف سازمانی است که رنگ و لعاب جهادي داشته که در آن مديريت نعمتي براي خدمتگذار به مردم می باشد.

خصوصيات فرهنگ جهادي

فرهنگ جهادي آداب، كردار و روشهايي در طرز فعاليت، شيوه معاشرت، نوع مديريت و روش تفكر و انديشه بوده كه با نوع و شيوه روشهاي انجام كار در ساير فرهنگها، متفاوت بوده واغلب افرادجامعه براين فرهنگ صحه گذاشته و آن را فرهنگ انسان ساز دانسته اند .

در این جزوه به 12 شاخصه فرهنگ جهادي، اشار ه می کنیم:

1- همه باهم بودن

كلمه‌ي «همه باهم» در فرهنگ جهادی به معني آن است كه همه افراد در تحقق اهداف تلاش و تشريك مساعي مي‌نمايند.

*پيامبر صلي الله عليه وآله :لايَزالُ النّاسُ بِخَيرٍ ما أمَرُوا بِالمَعرُوفِ و نَهَوا عَنِ المُنكَرِ و تَعاوَنُوا عَلَي البِرِّ وَالتَّقوي

مردم هميشه در خير خواهند بود تا وقتي كه امر به معروف و نهي از منكر مي‏كنند ، و در نيكي و پرهيزكاري يكديگر را ياري مي‏رسانند.(تهذيب الأحكام ، ج ۶ ، ص ۱۸۱ .)

*قرآن کریم :َعاوَنُوا عَلَي البِرِّ و التَّقوي و ولا تَعاوَنُوا عَلَي الإثمِ و العُدوانِ

در نيكوكاري و پرهيزكاري يكديگر را ياري كنيد و در گناه و تجاوز ، به يكديگر ياري نرسانيد.(مائده ، آيه ۲ .)

*امام علي عليه السلام :طَلَبُ التَّعاوُنِ عَلي إقامَةِ الحَقِّ دِيانَةٌ و أمانَةٌ

درخواست همكاري براي برپا كردن حق ، نشانه ديانت و امانت [داري ]است.(عيون الحكم والمواعظ ، ح ۵۵۶۳ .)

* امام علي‏ عليه السلام :مِن واجِبِ حُقُوقِ اللَّهِ عَلَي العِبادِ النَّصيحَةُ بِمَبلَغِ جُهدِهِم وَ التَّعاوُنُ عَلي إقامَةِ الحَقِّ بَينَهُم

از حقوق واجب خدا بر بندگان ، خيرخواهي به اندازه توان ، و ياري كردن يكديگر براي برپايي حق در ميان خود است.(نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۶ .)

*امام علي‏ عليه السلام :ألا إنَّ الذُّلَّ فِي طاعَةِ اللَّهِ أقرَبُ إلَي العِزِّ مِنَ التَّعاوُنِ بِمَعصِيَةِ اللَّهِ    آگاه باشيد كه خواري در راه اطاعت خدا به عزّت نزديك‏تر است از ياري كردن يكديگر براي نافرماني خدا.(تحف العقول ، ص ۲۱۷ .)

2- ايمان و اعتقاد

يكي از وجوه بارز فرهنگ جهادي داشتن ايمان و پايبندي به ارزشهاي ديني است. به همين منظور تلاش در فرهنگ جهادي فقط تلاش مادي نیست،بلكه تعميم و گسترش ارزشهاي ديني، تقيد عملي به اخلاق اسلامي و رعايت موازين شرعي و گسترش دستاوردهاي انقلاب اسلامي در فعاليتهاي جهادگران نمايان است.

یکى از آموزه‏هاى مهم در معارف اسلامى آن است که بین اعتقادات انسان و رفتارهایش تأثیر و تأثّر متقابل وجود دارد، و در نتیجه اگر انسان از ایمان و اعتقادات درست برخوردار باشد نوعاً اعمال و رفتار او نیز بر اساس صحیح و درست شکل خواهد گرفت، و متقابلاً هر رفتار درست و خوب در رشد و شکوفایى اعتقادات صحیح و ایمان صاحب عمل مؤثّر است.از طرف دیگر ضعف ایمان و یا انحراف اعتقادى زمینه بروز رفتارهاى زشت و ناشایست را در انسان فراهم مى‏کند، و متقابلاً رفتارهاى ناشایست و گناه، موجب سستى ایمان و حتّى تباهى آن مى‏شود. بر هر یک از فرضیه‏هاى چهارگانه بالا گروهى از آیات قرآن و احادیث دلالت مى‏کند. علاوه بر آن‏که بررسى‏هاى عقلى و روحى- روانى نیز بر درستى فرضیه‏هاى مذکور تأکید دارند.

ادامه نوشته

سلامت شغلی  {مهارت آموزی}

 

در اين فرصت 6 مهارت را كه براي فراهم آمدن يك دوره جواني شاداب و بانشاط لازم است از بيان حكيمانه و پدرانه رهبر معظم انقلاب اسلامي (مدظله‌العالي)‌ تقديم مي‌كنيم

1-سه خصوصيت بارز يك جوان:

من اساسا در ميان اين خصوصيات مهمي كه جوانان دارند ، 3 خصوصيت را خيلي بارز مي‌بينم. آن 3 خصوصيت عبارت است از:

انرژي ، اميد ، ابتكار

 اينها 3 خصوصيت برجسته در جوان است. اگر واقعا رسانه‌ها در كمك‌هاي فرهنگي كه به ما مي‌كنند ، چه گويندگان مذهبي، چه گويندگان مسائل فكري و فرهنگي، چه صدا و سيما، چه مدرسه‌ها ، بتوانند اين 3 خصوصيت عمده را درست هدايت كنند، من خيال مي‌كنم كه خيلي راحت مي‌شود يك جوان، راه اسلامي پيدا كند. چون اسلام هم چيزي كه از ما مي‌خواهد ، اين است كه ما استعدادهاي خودمان را به فعليت برسانيم.

2-سه خصوصيت،‌ شرط موفقيت جوان:

اگر شما جوانان اين 3 خصوصيت را در خودتان به وجود آوريد ، در هر شرايطي و در همه ي زمينه‌ها موفق خواهيد بود.

جوان اولا بايد احساس مسووليت كند:

 يعني واقعا خودش را مسوول بداند و بخواهد كه زندگي را با پاي خودش پيش ببرد و حركت كند و مثل پركاهي در امواج حوادث نباشد.

ثانيا با ايمان حركت كند:

 ايمان نقش بسيار مهمي در پيشرفت در همه ي ميدان‌ها و نيز پيروزي بر همه ي موانع دارد.

ثالثا بصيرت و آگاهي داشته باشد:

ادامه نوشته

زيباترين آهنگ آفرينش(موسسه علقمه)

 مادر زيباترين آهنگ آفرينش است. اين كلمه هر چند كوچك است اما كاخ منزلت و قدرت مهرباني را تا عرش خداي تعالي بالا مي‌برد.

 از مادر چه مي‌توان گفت: بايد زباني به لطافت روحش، از خودش وام گرفت تا درباره لطفش سخن گفت. گوهري است كه تنها وقتي از دست مي‌رود، قيمتش معلوم مي‌شود. وقتي دلش مي‌شكند، عرش به لرزه مي‌افتد، وقتي لبخند رضايت بر لبانش نقش مي‌بندد ملائك به سرور مي‌نشينند. مادر تجسم يافته و عشق متبلور است. مگر مي‌توان ذره‌اي از حق عظيم و بي‌شمار او را ادا كرد؟ تكريم او، سفارش دين است، گراميداشت وي فرمان خرد وجدان است، احترام به مادر فرمان خدا و نيكي به او دستور قرآن است. اما قرآن درباره مقام مادر چه زيبا گفته است.

 مقام مادر از نگاه وحي

مفهوم مادر در قرآن از جايگاه خاصي برخوردار است خداوند در آيه بيست و سوم سوره اسراء مي‌فرمايد.

اما يبلغن عندك الكبر احدهما او كلاهما فلا تقل لهما اف و لا تنهرهما و قل لهما قولاً كريما

 اگر يكي از آن دو يا هر دو (پدر و مادر) در كنار تو به سالخوردگي رسيدند به آن‌ها حتي «اف» مگو و به آن‌ها پرخاش مكن و با آن‌ها سخني شايسته بگوي.

 و در بخش ديگر مي‌فرمايد: ما سفارش كرديم به انسان كه احسان را نسبت به پدر و مادر فراموش نكند «و وصينا الانسان بوالديه احساناً»1 و در جاي ديگر احسان به پدر و مادر را در كنار عبادت حق ياد مي‌كند.

 ... ان اشكر لي ولوالديك 2 شكرگزار من و پدر و مادرت باش.

 در اين آيه كه از تعبيرات عجيب قرآن است و در هيچ جاي قرآن، همانندي براي آن سراغ نداريم بر حق مادر تأكيد بسيار شده است. خداوند ابتدا به شكر سفارش مي‌كند سپس بلافاصله به سپاس از والدين. جالب اين است كه در اين جمله شكر والدين را حتي از شكر خداوند جدا نمي‌كند بلكه امر به شكر خدا و شكر والدين را با يك فعل ذكر كرده است كه اين نيز بيش از پيش اهميت حق والدين را نشان مي‌دهد.

 به تفسير حضرت آيت‌الله جوادي آملي اين سخن حضرت حق تذكر يك وظيفه زنان نيست، بلكه بيان حق‌شناسانه و تشكر از زن به عنوان مادر است. اين تشكر اختصاصي حضرت حق از زن در برابر مرد نشان از تكريم مادربودن و بزرگي منزلت وي در بارگاه اقدس الهي است. 3

 خداي متعال در كتاب آسماني‌اش، قرآن كريم در چهار مورد احسان و اكرام والدين را بلافاصله بعد از توحيد و عبادت خود ذكر كرده است كه اين نشان دهنده تأكيد بر وجوب احترام و احسان به والدين و بزرگ‌داشت مقام آنان است.

 «ما انسان را سفارش كرديم كه به پدر و مادرش نيكي كند. خاصه مادر زيرا مادر (بار وجود) او را به سختي حمل كرده و به سختي فرو نهاده است» و 6 سوره آل عمران مي‌فرمود.

 هوالذي يصوركم في‌الارحام كيف دريشاء و آيه 32 سوره مريم مي‌فرمايد «و برابوالدتي و لم يجعلني جباراشقيا» مرا نسبت به مادرم نيكوكار كرده و زورگو و نافرمانم نگردانيده است.

 مقام مادر از زبان پيامبر(ص)

 پيامبر گرامي اسلام(ص) مي‌فرمايد: بهشت زير پاي مادران است. 4 و در جاي ديگر مي‌فرمايد: هنگامي كه زن باردار مي‌شود همانند روزه‌دار شب زنده‌دار است كه با جان و مال خود، در راه خدا جهاد مي‌كند.5 از رسول خدا(ص) سؤال شد حق مادر چيست فرمود: هيهات كه بتواني حق او را ادا كني. در اين راستا امام زين‌العابدين(ع) هم اوج سخن را بيان كرد؛ آنگاه كه از او پرسيده شد شما كه خوش رفتارترين انسان‌ها با مادر هستيد چرا با او يكجا غذا نمي‌خوريد؟ فرمود:

 مي‌ترسم بر سر سفره چشم مادرم به چيزي از خوردني بيفتد و به آن تمايل پيدا كند و من ندانسته پيش از او آن را بخورم.6

 در حديث ديگري آمده است؛ اگر در حال خواندن نماز مستحبي بودي و پدر يا مادرت تو را صدا كردند، پاسخ مادر را بده، اما پاسخ پدر را پس از نماز بده. مضمون اين حديث تأكيد بر ميزان اهميت حقوق پدر و مادر است.7

 مردي خدمت رسول خدا(ص) آمد و عرض كرد. اي رسول خدا، مادري بداخلاق دارم، پيامبر(ص) تا اين جمله را شنيد برافروخت و فرمود: آيا موقعي هم كه مادر به تو باردار بود، باز بداخلاق بود؟ و آن زمان كه به تو شير مي‌داد آن وقت هم بداخلاق بوده مرد گفت: اگر من او را بر دوش بگيرم و به حج خانه خدا ببرم مي‌توانم حق او را ادا كنم. حضرت فرمود هرگز حتي يك درد او را نمي‌تواني جبران كني.8

 مردي به رسول اكرم(ص) عرض كرد: يا رسول‌الله! به چه كسي نيكويي كنم؟ پيامبر (ص) سه مرتبه فرمود: به مادرت و در مرتبه چهارم فرمود به پدرت.

 امام باقر(ع) در پايان حديث فرمود: براي همين است كه دو سوم ارزش‌ها و بحث اختصاص به مادر دارد و يك سوم از آن پدر.

ادامه نوشته

راه هاي زدودن مهجوريت از قرآن

اشاره:  اين مقاله به دنبال پاسخ به اين سئوال است كه چه راهكارهايي را مي‌توان براي مهجوريت زدايي قرآن ارائه داد؟چگونه مي‌توان مسير جامعة اسلامي را به سوي يك جامعة ايده آل قرآني تغيير داد؟ اين راهكارها مي‌تواندجامعه را در سمت و سوي سعادت و خوشبختي قرار دهد و از مهجوريت قرآن در جامعة اسلامي بكاهد كه موارد آن ذكر مي‌گردد.

1-  اعتقاد و باور جامعه به الگو بودن قرآن در تمام ابعاد زندگي

اولين موردي كه توجه به آن در زدودن مهجوريت از قرآن لازم و ضروري به نظر مي‌رسد، اعتقاد و باور به اين امر است كه قرآن مي‌تواند در تمام زمينه‌هاي زندگي بشراعم از اقتصادي، اجتماعي، سياسي، فرهنگي، علمي و... الگو باشد و مي‌تواند انسان‌ها و جوامع انساني را به سعادت برساند. مگر همين مسلمانان نبودند كه در سده‌هاي نخستين هجري با الهام از تعاليم انسان ساز قرآن توانستند قدرت آن روز جهان را در اختيار بگيرند و حتي در بسياري از علوم و دانش‌ها پيشرو و برتر از ساير جوامع باشند؟

نگاهي به تاريخ در قرون اوليه اسلام اين واقعيت را براي ما اثبات مي‌كند، ولي متاسفانه باگذشت زمان و به علل متعدد، مسلمانان از اين تعاليم عاليه فاصله گرفتند و هويت قرآني خود را از دست دادند و اين فاصله گرفتن از قرآن باعث شدكه موقعيت ويژة خود را در جامعة جهاني از دست بدهند. بنابر اين اگر امروز مسلمانان خواستار به دست آوردن آن موقعيت رفيع در صحنة جهاني هستند بايد به قرآن بازگردند و دستورات اين كتاب عزيز را در تمام ابعاد زندگي فردي و اجتماعي پياده كنند.

2-  تصحيح فرهنگ استفاده از قرآن

يك فرهنگ نامناسب كه در بين بيشتر افراد جامعه رايج است اين است كه مردم قرآن را بيشتر براي كارهاي جانبي و آماده كردن مجلس براي مراسم مختلف مي‌خواهند. يكي از شايع‌ترين آنها استفاده از قرآن در قبرستانها و مجالس ترحيم است و تسليت دهندگان و عزاداران معمولا هيچ گونه توجهي به معاني و مفاهيم ندارند و هدف بيشتر كساني كه در چنين مراسمي شركت مي‌كنند خواندن فاتحه‌اي براي شادي روح مرحوم است. مي‌توان گفت كه قرآن در خانة بسياري از مسلمانان از روي طاقچه‌ها و داخل كمدها پايين آورده نمي‌شود، تا چه رسد به اينكه بخواهند آن را بخوانند و در آن انديشه كنند و فرامين آن را در زندگي پياده كنند، چرا كه ديد اين افراد اين است كه قرآن كتاب مقدسي است و كاربرد آن فقط در استخاره گرفتن و سفرة عقد و عروسي و مسائلي از اين قبيل است.

اين مظلوميت و مهجوريت قرآن و اين طرز فكر تنها مختص عوام نيست، بلكه افراد تحصيل كردة جامعه هم با فرهنگ قرآن بيگانه‌اند. بسياري از نخبگان و باسوادان جامعه نيز در زندگي روزمره به قرآن اهميتي نمي‌دهند و با كمال تاسف بايد اذعان داشت كه در بين اين طبقه نيز همان طرز تفكر عوام حاكم است واين گروه حداكثر كاري كه مي‌كنند اين است كه قرآن را بخوانند و احيانا در معاني هم دقت كنند، ولي عمل به دستورات و پايبندي به فرامين آن در جوامع اسلامي كنوني و حتي در جامعة شيعي ملموس نيست. به عنوان نمونه درجامعه مشاهده مي‌شود كه والدين بسيار علاقه‌مندند تا فرزندانشان درس‌هايي مانند انگليسي و رياضي و... را ياد بگيرند، ولي به درس قرآن و آموزش آن توجهي نمي‌كنند.

دربارة استفاده از قرآن مي‌توان مردم جامعه را به چند دسته تقسيم كرد. 1.گروهي از مردم كه اكثريت را تشكيل مي‌دهند، ديدگاهشان نسبت به قرآن همان است كه ذكرشد. 2.گروهي ديگر قرآن را با هدف كسب ثواب و بدون توجه به معاني مي‌خوانند3طبقة بالاتر از اين گروه كساني هستند كه علاوه برخواندن قرآن در معاني هم تدبر و انديشه مي‌كنند و به عبارتي معاني قرآن را متناسب با ظرفيت خود مي‌فهمند ولي در عين فهميدن به آن عمل نمي‌كنند. 4.گروه اندكي از مردم هم ضمن خواندن و تدبر و انديشه درآيات، قرآن را سرلوحة زندگي فردي و اجتماعي خود قرار مي‌دهند و در حقيقت رستگاران واقعي اينان هستند.

 امام خميني(ره) به پيروي از فرهنگي كه هدفش رهايي قرآن از قبرستانهاست افتخار مي‌كند. ايشان در مقدمه وصيت نامة سياسي ‌ـ‌ الهي خويش مي‌فرمايد:"ما مفتخريم و ملت سرتا پا متعهد به اسلام و قرآن مفتخر است كه پيرو مذهبي است كه مي‌خواهد حقايق قرآني كه سراسر آن از وحدت بين مسلمين بلكه بشريت دم مي‌زند از مقبره‌ها و گورستانها نجات داده و به عنوان بزرگترين نسخة نجات دهندة بشر از جميع قيودي كه بر پاي و دست و قلب و عقل او پيچيده است و او را به سوي فنا و نيستي و بردگي و بندگي طاغوتيان مي‌كشاند نجات دهد."

ادامه نوشته

دانستنیهاو اطلاعاتی پیرامون قرآن کریم

*تعدادسوره های قرآن:114

*تعدادآیات قرآن:6236

*تعدادکلمات قرآن:77807

*تعدادجزءهای قرآن:30

*تعداد حزب های قرآن:120

*تعدادسوره های مکی:86

*تعداد سوره های مدنی:28

*تعدادسوره هایی که با حروف مقطعه آغاز میشوند:29

*تعدادسوره هایی که با قسم خوردن(سوگند)آغازمیشوند:15

*تعداد سوره هایی که قسم خوردن(سوگند)درآنهادیده میشود:22

*تعدادسوره های جزءسی قرآن:37

*تعدادسوره هایی که بالفظ(ایهاالنبی)آغازمیشوند:3سوره-احزاب،طلاق وتحریم.

*تعدادسوره هایی که با لفظ(یاایهاالناس)آغازمیشوند:2سوره-نساءو حج.

*تعداد سوره هایی که بالفظ(یاایهاالذین آمنوا)آغازمیشوند:3سوره-مائده،حجرات وممتحنه.

*تعدادسوره هایی که بالفظ(الحمدلله)آغازمشوند:5سوره-حمد،انعام،کهف،سبا وفاطر.

*تعدادسوره هایی که بالفظ(اذا)آغازمیشوند:7سوره-واقعه،منافقون،تکویر،انفطار،انشقاق،زلزال،نصر.

*تعداد سوره هایی که بالفظ(انا)آغازمیشوند:4سوره-فتح،نوح،قدر وکوثر.

*تعداد سوره هایی که بالفظ(الم)آغازمیشوند:6سوره-بقره، عنکبوت، آل عمران، روم ،سجده ولقمان.

*تعدادسوره هایی که بالفظ(الر)آغازمیشوند:5سوره-هود،یونس،یوسف،ابراهیم وحجر.

*تعدادسوره هایی که بالفظ(تبارک الذی)آغاز میشوند:2سوره-فرقان وملک.

*تعدادسوره هایی که بالفظ(حم)آغازمیشوند:6سوره-دخان،جاثیه،احقاف،زخرف،فصلت ومومن.

*تعدادسوره هایی که بالفظ(سبح یا یسبح)آغازمیشوند:6سوره-حدید،حشر،صف،جمعه،تغابن واعلی.

ادامه نوشته

خواص سوره های قرآن به اجمال:

1-     فاتحه :

مال وثروت - زنده شدن مرده- آرام بخش درد ها- کلید بهبودی-برآورده شدن حاجات- درمان بیماری ها – رهایی از عذاب فرشتگان نوزده گانه- بخشش گناهان – راه رسیدن به بهشت جهت عبور از پل صراط – بخشایش گناهان پدر ومادر

3- آل عمران:

 درود فرشتگان – رفع آتش دوزخ – پر بار شدن درخت – سهولت زایمان رفع دیون آسان شدن مشکلات – ازدیاد روزی

4- نساء :

پاداش الهی – حکم صدقه – رهایی از فشار قبر

5- مائده :

استقامت در توحیداعطای حسنات – بخشش گناهان

6- انعام :

 رفع بیماری – ستایش فرشتگان تا روز قیامت – استجابت حا جات – نرفتن به دوزخ- محافظت فرشتگان از او – رفع ما لیخولیا – دفع بلایا

7- اعراف :

رفع بازخواست روز قیامت – همنشینی با حضرت آدم – مقابله با درندگان و دشمنان

8- انفال :

محافظت از نفاق – افتخار شیعه – شرمندگی دشمنان – شفاعت پیامبر در روز قیامت – محافظت در برابر تعدی – پیروزی در جنگ ها - درود فرشتگان – بخشندگی گناهان – ارتقای مقام

9- توبه :

جلوگیری از نفاق – محافظت از دستبرد دزدان محافظت از آتش – اعطای حسنات – رفع جهل – تقرب به خدا – رفع پیری –آشکار شدن عیوب - اعطراف دزد

11- هود علیه السلام :

اعطای حسنات – رستگاری روز قیامت – بر انگیخته شدن در گروه پیامبران – بخشوده شدن گتاهان – استعانات از خداوند – پیروزی بر دشمنان – بیمناک شدن دشمنان از او – مقام شهید یافتن در روز قیامت

ادامه نوشته

چهل اصل مدیریت فرهنگی در اهداف بعثت انبیاء

چهل اصل مدیریت فرهنگی در اهداف بعثت انبیاء(موسسه علقمه)

 تهیه و تنظیم:حسن بابایی

بسم الله الرحمن الرحیم

جهان در آستانة بعثت حضرت رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ در انحطاط و بحران شگفت انگیزی قرار داشت. جهالت، غارتگری، ظلم و ستم، تضییع حقوق ضعیفان و محرومان، فساد و بی بند و باری، تبعیض و ناعدالتی، نگرانی و دلهره، دوری از اخلاق و انسانیت، تمام جوامع بشری را در آن روزگار فرا گرفته بود.در این میان منطقة جزیرة العرب و به ویژه شهر مکه از منظر فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، پایین­ترین و بدترین وضع را تحمل میکرد. خضوع اعراب جاهل در مقابل چوبهای خشکی که به صورت بت درست شده بود و اهالی مکه در مقابل آن اجسام بیجان قربانیها کرده و استمداد میطلبیدند، هر انسان فهمیده و عاقلی را به تعجب و تأسف وا میداشت. زنان نه تنها از حقوق اساسی خود محروم بودند، بلکه همانند کالای بیجان خرید و فروش میشدند و... .چهل سال از عمر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله گذشت. ماه رجب بود، پیامبر در فراز كوه «حِرا» به عبادت و مناجات با خدا اشتغال داشت. در روز 27 رجب، ناگاه جبرئیل امین و پیک وحی، نزد پیامبر نازل شد، و پنج آیه آغاز سوره علق را چنین خواند: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ * اِقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ. . . ؛ بخوان به نام پروردگارت كه جهان را آفرید، همان خدایی كه انسان را از خون بسته‎ای خلق كرد، بخوان كه پروردگارت از همه بزرگوارتر است، همان كسی كه به وسیله قلم تعلیم داد، و به انسان آن چه را كه نمی‎دانست آموخت...»پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله با دریافت نخستین شعاع وحی، سخت خسته شده، نزد خدیجه آمد و فرمود: «زَمِّلُونِی وَ دُثِّرُونِی؛ مرا بپوشانید و جامه‎ای بر من بیفكنید تا استراحت كنم.»آن حضرت در بستر آرمیده بود كه آیات آغاز سوره مُدَّثِّر (آیات 1 تا 7) توسط جبرئیل بر آن حضرت، نازل گردید:«یا أَیهَا الْمُدَّثِّرُ * قُمْ فَأَنْذِرْ * وَ رَبَّكَ فَكَبِّرْ * وَ ثِیابَكَ فَطَهِّرْ * وَ الرُّجْزَ فَاهْجُرْ * وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَكْثِرُ * وَ لِرَبِّكَ فَاصْبِرْ؛ای در بستر خواب آرمیده ؛ برخیز و مردم را هشدار ده ؛ و پروردگارت را بزرگ بشمار ؛ و لباست را پاك كن ؛ و از پلیدیها بپرهیز ؛ و منّت مگذار و فزونی مَطَلَب ؛ و به خاطر پروردگارت مقاومت كن.» -مجمع البیان، ج 10، ص 241.به این ترتیب آغاز اسلام، با نام خدا، خواندن، قلم، قیام، هشدار، پاكی و اخلاص و بزرگداشت خدا شروع شد.بعثت كه معنی رستاخیز معنوی، و انقلاب در همه امور است با «انقلاب فرهنگی» آغاز گردید، چرا كه پایه و اساس انقلابها به خواندن و نوشتن و پاكسازی و بهسازی (انقلاب فرهنگی) بستگی دارد.يادآورى بعثت به معناى يادآورى يك حادثه‌ى تاريخى نيست -اين آن نكته‌اى است كه ما بايد در مواجهه‌ى با اين حادثه‌ى بزرگ و اين خاطره‌ى ارجمند بشرى و انسانى هميشه به ياد داشته باشيم- بلكه تكيه‌ى بر اين خاطره‌ى پرشكوه در حقيقت تكرار و مرور يك درس فراموش نشدنى است در درجه‌ى اول براى خود امت اسلامى؛ چه آحاد امت، چه برجستگان و نخبگان امت -سياستمداران، دانشمندان، روشنفكران- و در درجه‌ى بعد براى همه‌ى آحاد بشريت. اين، تكرار يك درس است، تكرار يك سرمشق است، يادآورى يك حادثه‌ى درس آموز است.”{مقام معظم رهبری درديدار مسئولان نظام به مناسبت مبعث حضرت رسول اعظم (ص) 09/05/1387ما مسلمانها البته بايد قدر بدانيم؛ بايد در پديده‌ى بعثت بينديشيم؛ بايد از آن درس بگيريم؛ بايد اين گذشته‌ى پرفروغ را چراغى كنيم براى راه آينده‌ى دشوار خودمان كه در پيش داريم.{بيانات مقام معظم رهبری در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام به‌مناسبت مبعث پيامبر مكرم اسلام 11/06/1384}

ادامه نوشته

چقدر زود قضاوت می‌کنیم!!

شبی در فرودگاه زنی منتظر پرواز بود و هنوز چندین ساعت به پروازش مانده بود . او برای گذران وقت به کتابفروشی فرودگاه رفت ، کتابی گرفت و سپس پاکتی کلوچه خرید و در گوشه ای از فرودگاه نشست .
 او غرق مطالعه کتاب بود که ناگاه متوجه مرد کنار دستی اش شد که بی هیچ شرم و حیایی یکی دو تا از کلوچه های پاکت را برداشت و شروع به خوردن کرد . زن برای جلوگیری از بروز ناراحتی مساله را نادیده گرفت .
 زن به مطالعه کتاب و خوردن هرازگاهی کلوچه ها ادامه داد و به ساعتش نگاه کرد. در همین حال دزد بی چشم و رو پاکت او را خالی کرد .
 زن با گذشت لحظه به لحظه ، بیش از پیش خشمگین می شد . او پیش خود اندیشید اگر من آدم خوبی نبودم بی هیچ شک و تردیدی چشمش را کبود کرده بودم!
با هر کلوچه ای که زن از توی پاکت بر می داشت ، مرد نیز برمی داشت .
وقتی که فقط یک کلوچه داخل پاکت مانده بود ، زن متحیر مانده بود که چه کند ، مرد با اینکه تبسمی بر چهره اش نقش بسته بود آخرین کلوچه را از پاکت برداشت و آن را نصف کرد . مرد در حالی که نصف کلوچه را به طرف زن دراز می کرد ، نصف دیگرش را در دهانش گذاشت و خورد .
زن نصف کلوچه را از او قاپید و پیش خود اندیشید :اوه ، این مرد نه تنها دیوانه است بلکه بـی ادب هم تشریف دارند .

ادامه نوشته

چرا باید به «سبك زندگی» اهمیت داد؟

يكى از ابعاد پيشرفت با مفهوم اسلامى عبارت است از سبك زندگى كردن، رفتاراجتماعى، شيوه‌ى زيستن - اينها عبارةٌ اخراى يكديگر است - اين يك بُعد مهم است؛ اين موضوع را ميخواهيم امروز يك قدرى بحث كنيم. ما اگر از منظر معنويت نگاه كنيم - كه هدف انسان، رستگارى و فلاح و نجاح است - بايد به سبك زندگى اهميت دهيم؛ اگر به معنويت و رستگارى معنوى اعتقادى هم نداشته باشيم، براى زندگى راحت، زندگى برخوردار از امنيت روانى و اخلاقى، باز پرداختن به سبك زندگى مهم است. بنابراين مسئله، مسئله‌ى اساسى و مهمى است.

 سبك زندگی بخش حقیقی و اصلی تمدن اسلامی است

ما اگر پيشرفت همه‌جانبه را به معناى تمدن‌سازى نوين اسلامى بگيريم - بالاخره

يك مصداق عينى و خارجى براى پيشرفت با مفهوم اسلامى وجود دارد؛ اينجور بگوئيم كه هدف ملت ايران و هدف انقلاب اسلامى، ايجاد يك تمدن نوين اسلامى است؛ اين محاسبه‌ى درستى است - اين تمدن نوين دو بخش دارد: يك بخش، بخش ابزارى است؛ يك بخش ديگر، بخش متنى و اصلى و اساسى است. به هر دو بخش بايد رسيد.

 آن بخش ابزارى چيست؟ بخش ابزارى عبارت است از همين ارزشهائى كه ما امروز به عنوان پيشرفت كشور مطرح ميكنيم: علم، اختراع، صنعت، سياست، اقتصاد، اقتدار سياسى و نظامى، اعتبار بين‌المللى، تبليغ و ابزارهاى تبليغ؛ اينها همه بخش ابزارى تمدن است؛ وسيله است. البته ما در اين بخش در كشور پيشرفت خوبى داشته‌ايم. كارهاى زياد و خوبى شده است؛ هم در زمينه‌ى سياست، هم در زمينه‌ى مسائل علمى، هم در زمينه‌ى مسائل اجتماعى، هم در زمينه‌ى اختراعات - كه شما حالا اينجا نمونه‌اش را ملاحظه كرديد و اين جوان عزيز براى ما شرح دادند - و از اين قبيل، الى ماشاءاللّه در سرتاسر كشور انجام گرفته است. در بخش ابزارى، على‌رغم فشارها و تهديدها و تحريمها و اين چيزها، پيشرفت كشور خوب بوده است

ادامه نوشته

اثرات ماهواره در زندگی ما

چاهواره

من از رویـیدن خــار ســر دیــوار دانستــم که ناکس ، کس نمی گردد از این بـالا نـشستنها

تهیه و تنظیم:حسن بابایی

بسم الله الرحمن الرحیم

فرهنگ والای ایرانی اسلامی به عنوان برجسته ترین هویت مردمان مشرق زمین و فلات ایران ار روزگاران بسیار دور مورد هجمه های مختلفی از سوی دشمنان بوده است و در گاهی اوقات با مشکلات عدیده ای روبرو شده است که در زمان هایی که حکومت های ملی در ایران روبه انحطاط و ضعف می نمود ،این فرهنگ والای مردمان سرزمین ایران بود که پویایی و زنده شدن و رشد و تعالی دوباره این سرزمین را به دنبال داشت.

در این مقطع زمانی به دلیل نزدیک شدن فرهنگ ها و از بین رفتن مرز های جغرافیایی و فکری در جهان شاهد نابودی خرده فرهنگ ها وفرهنگ و آداب و رسوم کشور های ضعیفی هستیم که در برابر تهاجم فرهنگی و نفوذ بدون رقیب کشور های سلطه گر،در حال نابودی هستند.

کشور های غربی و سلطه گربه موجب مقابله با فرهنگ های ارزشی و اصیل مشرق زمین اقدام به طراحی وسایل و برنامه های مختلف فرهنگی نموده اند که در این میان ماهواره ها به دلیل دسترسی آسان عموم مردم در تمامی کشور ها به عنوان ابزاری قوی در دست سلطه گران قرار گرفته است.لذا برهمگان لازم است تا با روشن بینی کافی در جهت مبارزه با تهاجمات فرهنگی ایستادگی نموده و در راستای تقویت هویت ملی و دینی ایران اسلامی تلاش نمایند.

فرهنگ،میراث گران بها وحاصل هزاران سال تلاش فکری،هنری وصنعتی نسل های گذشته یک ملت است.هرنسلی،اندوخته های فرهنگی وتجارب زندگی خویش رابا شیوه های گوناگون به نسل بعدی منتقل می سازد.نسل بعد نیز اندوخته های خود را برآن می افزاید وآن را به نسل بعد از خویش انتقال می دهد.این جریان،همواره در طول تاریخ ادامه داشته است؛همان گونه که شخصیت یک فرد،حاصل تجربیات فردی او است وموجب امتیازش از دیگر افراد می شود،فرهنگ یک جامعه نیز حاصل هزاران سال تجربه تلخ و شیرین آن جامعه است واین فرهنگ جامعه است که هویت آن را شکل داده وآن را از جوامع دیگر،متمایز می سازد.این فرهنگ وفضای فرهنگی،چونان فضای اطراف،ما را کاملا احاطه کرده ودرتمام صحنه های زندگی فردی و اجتماعی خود،آن را لمس کرده واز آن تاثیر می پذیریم.

هین فرهنگ، بسان هرکالای گران بهای دیگر،همواره در معرض خطر دستبرد راهزنان و شیادان قرار داشته است؛به ویژه در قرن های اخیر که کشور هایقدرتمند و استعمارگر جهان،به دو دلیل عمده،سعی در انهدام و نابودی فرهنگ جوامع و ملل دیگر داشته اند:

الف) دست یابی به اغراض سیاسی و اقتصادی

استعمار گران برای آن که سرنوشت یک ملت را به دست گرفته،از منابع عظیم مادی و معنوی آنان به نفع خویش بهره برداری کنند،در گام نخست،تلاش می کنند تا موانع فرهنگی را که جدی ترین مانع برسر راه آن ها به حساب می اید،ازسر راه خویش بردارند؛بدین منظور،از ابزار و شیوه های گوناگون،به ویژه برنامه های به ظاهر جذاب ماهواره ای،فرهنگ بومی را تضعیف وفرهنگ خویش راترویج می کنند.بدین ترتیب،مردم کشورهای مورد تهاجم،از فرهنگ خویش فاصله گرفته،با آن بیگانه شده وبه فرهنگ بیگانه واستعماری روی می اورند.

ب) جهانی کردن فرهنگ غربی و امریکایی

ادامه نوشته

تقوا چيست ؟

معمولا چنين فرض مي‏شود که تقوا يعني « پرهيزکاري » و به عبارت ديگر تقوا يعني يک روش عملي منفي ، هر چه اجتناب کاري و پرهيزکاري و کناره‏ گيري بيشتر باشد تقوا کاملتر است . طبق اين تفسير اولا تقوا مفهومي است که از مرحله عمل انتزاع مي‏شود ، ثانيا روشي است منفي ، ثالثا هر اندازه جنبه منفي شديدتر باشد تقوا کاملتر است . به همين جهت متظاهران به تقوا براي اينکه کوچکترين خدشه‏اي بر تقواي آنها وارد نيايد از سياه و سفيد ، تر و خشک ، گرم‏ و سرد ، اجتناب مي‏کنند و از هر نوع مداخله‏اي در هر نوع کاري پرهيز مي‏نمايند . شک نيست که اصل پرهيز و اجتناب يکي از اصول زندگي سالم بشر است ، در زندگي سالم نفي و اثبات ، سلب و ايجاب ، ترک و فعل ، اعراض و توجه توام است . با نفي و سلب است که مي‏توان به اثبات و ايجاب رسيد ، و با ترک و اعراض مي‏توان به فعل و توجه تحقق بخشيد.

 براي کسب تقوا اگر نيروي روحاني تقوا در روح فردي پيدا شود ضرورتي ندارد که محيط را رها کند ؛ با چنين شاخصه اي شخص مي تواند بدون رها کردن محيط خود را پاک و منزه نگه دارد . نهج البلاغه تقوا را به عنوان يک نيروي معنوي و روحي که بر اثر ممارست‏ و تمرين پديد مي‏آيد و به نوبه خود آثار و لوازم و نتائجي دارد و از آن جمله پرهيز از گناه را سهل و آسان مي‏نمايد ، طرح و عنوان کرده است .

تقوا به معناي آن ملکه مقدس است که در روح پيدا مي‏شود و به‏ روح قوت و قدرت و نيرو مي‏دهد ونفس اماره و احساسات سرکش را رام و مطيع مي‏سازد . تقوا غير از ترس و غير از اجتناب از معاصي است. تقواي الهي سبب اجتناب از معاصي و سبب ترس از خدا مي‏شود .

لازمه‏ تقوا و ضبط نفس ، افزايش قدرت اراده و شخصيت معنوي و عقلي داشتن است . آنکس که بر مرکب چموش هوا و هوس و شهوت و حرص و طمع و جاه‏طلبي‏ سوار است و تکيه گاهش اين امور است زمام اختيار از دست خودش گرفته‏ شده و به اين امور سپرده شده، ديوانه‏وار به دنبال اين امور مي‏دود ، ديگر عقل و مصلحت و مال انديشي در وجود او حکومتي ندارد ، و اما آنکه‏ تکيه‏گاهش تقوا است و بر مرکب ضبط نفس سوار است عنان اختيار در دست‏ خودش است و به هر طرف که بخواهد در کمال سهولت فرمان مي‏دهد و حرکت‏ مي‏کند.

« تقوا در دنياي امروز براي انسان به منزله يک‏ حصار و بارو و به منزله يک سپر است و در فرداي آخرت راه بهشت است » (خطبه 189 نهج البلاغه) در واقع تقوا پناهگاهي بلند و مستحکم است که دشمن‏ قادر نيست در آن نفوذ کند ؛ تقوا نيروئي است روحي ، نيروئي‏ مقدس و متعالي که منشاء کششها و گريزها مي شود ، کشش به سوي ارزشهاي‏ معنوي و فوق حيواني ، و گريز از پستيها و آلودگيهاي مادي .

ادامه نوشته

آیاتی از قرآن، درباره امام زمان(عج)

آیات بسیاری درباره امام زمان (عج) در قرآن وجود دارد و بعضی تا 250 آیه از آیات قرآن را مرتبط
به امام زمان (عج) دانسته اند.[1]
ما در این جا تنها به چند آیه به نقل از کتاب
مهدی موعود(عج)، نوشته علامه مجلسی اشاره می کنیم.[2]
* سوره هود آیه 8
وَ لَئِنْ أَخَّرْنا عَنْهُمُ الْعَذابَ إِلى‏ أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ لَیَقُولُنَّ ما یَحْبِسُهُ أَلا یَوْمَ یَأْتِیهِمْ لَیْسَ مَصْرُوفاً عَنْهُمْ وَ حاقَ بِهِمْ ما کانُوا بِهِ یَسْتَهْزِؤُنَ؛ اگر عذاب را تا مدت معینى
(ظهور امام زمان) بتأخیر بیاندازیم خواهند گفت
چه چیز آن را باز داشت (و مانع ظهور امام زمان (عج) چیست؟) بدانید روزى که عذاب مى‏آید از آنها برداشته نمی‌شود، بلکه بر آنان فرود آمده و آنچه را استهزاء به‌آن می‌کردند خواهند دید.
از امیرالمؤمنین روایت شده که در تأویل این آیه شریفه فرمود: أُمَّةٍ مَعْدُودَةٍ اصحاب قائم آل محمد است که سیصد و سیزده نفر می‌باشند.
امام صادق (ع) فرموده اند: این عذاب قیام امام زمان(عج) و امت معدوده یاران او می‌باشند. که برابر با سپاه اسلام در جنگ بدر هستند (یعنى 313 تن می‌باشند).
* سوره ابراهیم آیه 5
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا مُوسى‏ بِآیاتِنا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَکَ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ وَ ذَکِّرْهُمْ بِأَیَّامِ اللَّهِ إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ موسى را همراه آیات خود فرستادیم تا قوم خود را از ورطه ظلمانى کفر درآورده و به
وادى نورانى ایمان رهبرى کند، و آنها را
به‌روزهاى خداوندى متذکر گرداند که در آن آیاتى است براى هر صبرکننده شکرگزارى.
در خصال صدوق از امام باقر(ع) روایت نموده که فرمود «ایام الله» سه روز است: روز قیام قائم آل محمد، روز رجعت و روز قیامت.
* سوره انبیاء آیه 105
وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُونَ؛ در زبور (حضرت داوود پیغمبر)
بعد از کتب آسمانى سابق نوشتیم که: زمین را بندگان صالح ما به‌ارث می‌برند.
و اینان قائم آل محمد و یاران او می‌باشند

ادامه نوشته

مفهوم شناسی خودپسندی

 

عجب، یکی از حالت ها و ویژگی های منفی دل است. بر پایه کلام بزرگان علم اخلاق:

خودپسندی و عجب، آن است که آدمی به سبب عمل، کمال، مال، زیبایی، منصب و مقام و اموری از این دست، خود را بزرگ بشمارد. انسان خودپسند، کسی است که گمان می کند، ویژگی های ممتاز و برجسته و اعمال مهمی دارد؛ خواه این گمان او واقعیت داشته باشد و خواه توهمی بیش نباشد.

امام خمینی رحمهم الله درباره عجب می نویسد:

مرحله اول عجب، حالتی است که فرد در قلب خود، با ایمان یا ویژگی دیگرش بر خداوند منت گذارد. مرتبه دوم، کرشمه و ناز کردن به خداوند متعال است. فرد خود را در این مرتبه، از اولیای خدا و در سلک مقربان و سابقان می پندارد و مرحله سوم، آن است که به جهت ایمان و ملکات، خود را شایسته و مستحق پاداش الهی بداند و مرتبه دیگر آنکه، خود را از دیگران بهتر و دیگر مخلوقات را ناقص و ناچیز شمارد.

کوتاه سخن اینکه هرگاه فرد عبادت ها، کارها و رفتار نیک خویش را توفیق الهی و نعمتی خداوندی بداند و بدین جهت خوشحال باشد و خدا را شکر گزارد، استمرار آن را از او بخواهد و بداند که هرگاه خداوند بخواهد، می تواند این نعمت را از او بگیرد، این سرور و بهجت درونی، خودپسندی نیست، ولی چنانچه منشأ این صفت ها یا کارهای نیک را شایستگی خود تصور کند و گمان برد، خداوند اینها را از او نخواهد گرفت یا بپندارد به سبب این ویژگی ها و کارها، حقی بر خدا دارد یا به جهت این کارها از پروردگار عنایت و کرامت انتظار داشته باشد، در این صورت، این حالت از جمله ویژگی های درونی به شمار می آید که بزرگان اخلاق و عرفان، آن را نکوهیده و در شمار رذیلت های اخلاقی دانسته و نامش را عجب و خودپسندی نهاده اند.

ادامه نوشته

مفاهیم: ارتباط و ارتباطات چیست؟

 

‌هیچکس نمی‌تواند در دنیای ‌امروز بدون برقراری ارتباط زندگی کند.

ما برای برآورده شدن نیازهای روزمره خود باید ارتباط برقرار کنیم؛ نیاز به غذا، مسکن، نیاز به همکاری با دیگران برای ارضای حس دوستی و کامیابی‌اجتماعی‌ و انواع نیازهای‌‌اقتصادی و اجنماعی؛ سایر نیاز‌ها هم که جای خود را دارند.

نیاز به مبادله اطلاعات،‌سرگرمی، نیاز بهبروز خلاقیت اجتماعی و ... در ‌واقع ارتباط ما را به شبکه گسترده انسان‌ها پیوند می‌دهد.‌این شبکه از خانواده‌شروع‌ شده و به حلقه دوستان می‌رسد و بعد‌با کمک رسانه‌های جمعی، کل‌جامعه و سراسر جهان را در بر می‌گیرد.

ادامه نوشته

معنای غرور و راه درمان آن چیست

 آیا غرور وجه مثبتی هم دارد؟

پرسش

معنای لغوی و اصطلاحی غرور چیست؟ و تا چه حد و مواردی مفید است؟

پاسخ اجمالی

«غرور»؛ یعنى اطمینان و آرامش قلب نسبت به آنچه که با هواى نفس موافق بوده و طبیعت انسان به آن تمایل داشته باشد. منشأ این گرایش، جهالت یا وسوسه‌هاى شیطانى است. غرور از صفات زشتى است که هر گروه می‌توانند به نوعى گرفتار آن باشند.
برخی از پیامدهاى غرور که زندگى انسان را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد و دنیا و آخرت را تباه می‌کند، عبارت‌اند از: حجاب ضخیمى بر عقل و فهم انسان، شکست در زندگی، و سبب فساد و تباهى عمل.
غرور به هیچ وجه پسندیده نیست، اما ویژگی‌های مثبتی که در برخی انسان‌ها وجود دارد نباید با این رذیلت اخلاقی اشتباه شود؛ مانند عزّت نفس؛ کسی که گوهر ارزشمندى در اختیار دارد، از او سخت مراقبت می‌کند. هرچه ارزش دارایى بیشتر و توجه انسان به ارزش آن افزون‌تر باشد، مراقبت و هوشیارى او در صیانت از آن گوهر بیشتر خواهد بود؛ بویژه آن‌که بداند اگر این گوهر با شیوه‌اى صحیح در مسیر تراش قرار گیرد و صیقل یابد؛ ارزش آن چندین برابر می‌شود. براى نگاه‌دارى از این سرمایه خدادادى باید خود را به صفتى آراست که در ادبیات دینى از آن به عزّت نفس تعبیر می‌شود. ‏انسان عزیز احساس ارزشمندى و سرفرازى می‌کند و هرگز خود را خوار و درمانده نمی‌یابد. چنین اشخاصی اگر دارای حالات و رفتار خاصی باشند، نباید کسانی که از این ارزش و فضیلت انسانی محروم هستند، آنها را متهم به تکبر و غرور و خودبینی کنند.
 

پاسخ تفصیلی

ادامه نوشته

معنا و مفهوم امانت

یکی از خصایل اخلاقی انسان که دارای ارزش و اهمیت فوق العاده ای است، امانت و امانت داری است.

امانت در فرهنگ لغت، دارای معانی مختلفی است; پاس داری، حفاظت، امـنـیـت، امـان، مـواظبت، مراقبت، رازداری، نگه داری، آسایش و آرامـش روح و جـان از جـمـلـه مـعانی امانت است و مفاهیمی چون: خـیـانـت، دزدی و چـپـاول، بی وفایی، ایجاد رعب و وحشت، نیرنگ، جـاسـوسـی، نـفاق، بهتان، کتمان حقیقت و بی مبالاتی در نگه داری اسرار، متضاد آن می باشد.

امـانـت بـه عنوان یکی از صفات اخلاقی و ملکوتی، دارای واژه های زیـبـا و مـقـدسـی اسـت. وجـود این واژه ها نشان دهنده قداست و شایستگی خارق العاده ای می باشد که در متن امانت نهفته است.

ایـن خـصـلت معنوی و روحانی، در روح و روان انسان های پاک سیرت وجـود دارد و هـمـواره در گـفـتـار، رفتار، کردار و اعمال آنان نمایان است.

اگـر بـا دیدی وسیع تر به متن امانت بنگریم، درمی یابیم که حتی افـراد لاابالی و بی ایمانی که بویی از انسانیت و حسن خلق نبرده انـد و بـعـضا ظلم و ستم می کنند، به نوعی شیفته و جذب امانت و امـانـت داران مـی شـوند. دلیل آن این است که امانت دربردارنده امـنـیـت و امـان است. کلمه ای که با شنیدن نام آن، نوعی آرامش خـاطـر و آسـایـش خـیـال را برای انسان به ارمغان می آورد و در پـنـاهش امنیت روح و روان او را تضمین می کند و از هر گونه خوف و ترس در امان می دارد.

امانت از دیدگاه اسلام

ادامه نوشته