دعاى حفاظت از چشم زخم
و وارد شده: هرگاه كسى خود را به شكلى نيكو آراست، وقتى از منزل مى رود دو قل اعوذ [يعنى سوره هاى قل اعوز بربّ الفلق و قل اعوذ بربّ النّاس ] بخواند، تا چيزى به اذن اللّه تعالى به او زيان نرساند.
و نيز براى دفع چشم زخم وارد شده: دستها را برابر صورت بردارد، و سوره هاى حمد و توحيد و دو قل اعوذ را بخواند، و دست بر پيشانى بكشد.
و همچنين دعاى پناه از چشم زخم: اَللّهُمَّ رَبَّ مَطَرٍ حابِسٍ وَ حَجَرٍ يابِسٍ وَ لَيْلٍ دامِسٍ وَ رَطْبٍ وَ يابِسٍ رُدَّ عَيْنَ الْعايِنِ عَلَيْهِ فى كَبِدِهِ وَ نَحْرِهِ وَ مالِهِ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ اِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ خدايا اى پروردگار باران زندانى و سنگ خشك و شب تار، و تر و خشك، چشم چشم زن را به خودش بازگردان، در جگر و گلو و دارايى اش، پس بازگردان ديده را، آيا مى بينى شكافى؟ ، سپس ديده را دوباره بازگردان.
ديده به سويت باز مى گردد ناتوان و درمانده دعای پناهی دیگر: اَللّهُمَّ ذَا السُّلْطانِ الْعَظيمِ وَالْمَنِّ الْقَديمِ وَالْوَجْهِ الْكَريمِ ذَا الْكَلِماتِ التّامّاتِ وَالدَّعَواتِ المُسْتَجابات عافِ فُلاناً مِنْ اَنْفُسِ الْجِنِّ وَ اَعْيُنِ الاِْنْسِ خدايا صاحب سلطنت بزرگ، و احسان ديرينه، و جلوه كريم، دارنده كلمات كامل، و دعاهاى مستجاب، فلان را از نفس هاى جنّ و چشم هاى انس، سلامت كامل بخش اين دعايى است كه رسول خدا صلى اللّه عليه و آله براى حسنين عليهما السّلام خواند، و به اصحاب خود فرمود: زنها و اولاد خود را با اين كلمات پناه دهيد.
دعاى پناه چشم زخم براى حيوانات و غير آنها: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ بِسْمِ اللَّهِ الْعَظيمِ عَبَسَ عابِسٍ وَ شَهابَ قابسٍ حَجَرَ يابِسٍ رَدَدْتُ عَيْنَالعايِنِ عَلَيْهِ مِنْ رَأسِهِ اِلى قَدَمَيْهِ اَخَذَ عَيْناهُ قابِضٌ بِكِلاهُ وَ عَلى جارِهِ وَاَقارِبِهِ جِلْدُهُ دَقيقٌ وَ دَمُهُ رَقيقٌ وَ بابُ الْمَكْرُوهِ تَليقُ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ ثمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ اِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ به نام خدا كه رحمتش بسيار و مهربانى اش هميشگى است، به نام خداى بزرگ، بر ترش رويى ترش رو، و آتش فروزان، و سنگ سخت، برگرداندم چشم چشم زن را، از سر تا به پايش، بگيرد دو چشم او را گيرنده اى با همه نگاهش، و بر همسايه و خويشانش، پوستش نازك، خونش رقيق، در ناخوشايند سزاوار او، پس بازگردان چشم را، آيا شكافى مى بينى؟ سپس چشم او دوباره بازگردان چشم به سوى تو باز مى گردد خسته و ناتوان