آموزش و خانواده

آموزش کاربردی خانواده ها

در مورد دهه فجر

.

والفجر. ولیال عشر. والشفع والوتر. والیل اذایسر.

به نام آن که  نام و یادش مظهر امید و لطف و احسان است .سلام بر شهیدان و امام شهیدان و درود بر فجر آفرینانی که نهال دهه فجر همواره به همت والایشان یادگار و ماندگار مانده است. و سلام برملت ایران این  رهروان راستین فجرآفرینان در این جشن پیروزی ایرانیان

به نام اعظمی که عظیمی چون خمینی آفرید ،سلام بر تو ای روح خدا سلام بر تو که بخشنده تر از آفتاب در آسمان ابدیت تابیدن گرفتی و با ملائک در هم آمیختی.   سلام بر تو که از نظرها پنهان و در دل ها جاودانه ای و سلام بر تو که از خاک در گستره ی افلاک زیستن دوباره آغاز نمودی    ، خمینی جان آن دل که به یاد تو نباشد دل نیست/ قلبی که به عشقت نتپد جز گِل نیست     آن کس که ندارد به سر کوی تو راه/ از زندگی بی ثمرش حاصل نیست

در دهه فجر سال  1357  ایران قلبی شده بود که هر لحظه در انتظار این واقعه سرنوشت‏ساز می‏تپید. خیابان‏ها با دسته گل‏های مردم تزئین شده بود  جمعیت فوج فوج خودش را به فرودگاه می‏رساند. ایران دریایی شده بود خروشان که می‏خواست در اقیانوس قلب پیر جماران  حل شود. چشم‏ها آسمان را نگاه می‏کرد هم‏چون منجمّی که می‏خواهد مهم‏ترین ستاره را پس از سال‏ها دوباره رصد کند.
ایران قلبی شده بود که هر لحظه در انتظار این واقعه سرنوشت‏ساز می‏تپید. خیابان‏ها با دسته گل‏های مردم تزئین شده بود

زمین از شور این دیدار در پوست خود نمی‏گنجید. آسمان آن‏قدر پاک نفس می‏کشید که گویی آزادترین لحظه را به خود می‏بیند. زمان، دوران ستم را به عقب و عقب‏تر می‏راند تا به آخرین دقایق خود برساند. عقربه‏ها هم انگار طاقت حتی یک دقیقه را نداشتند. همه چیز و همه کس می‏خواست زودتر خود را به لحظه موعود برساند. به آن لحظات باشکوه، به آن لحظات به یاد ماندنی، لحظه دیدار یک پیر با مریدانش، لحظه پیوستن دریا به اقیانوس، لحظه رهایی پرندگان، لحظه شکستن زنجیرها، لحظه به پایان رسیدن سال‏های دوری و غربت.  آری،  ای امام راحل تو آمدی با آن نگاه نافذت، با همان ابهت همیشگی‏ات و با آن کلام شیوایت.

ای روح بلند، خدا را در تمام زندگی‏ات دیدیم و پاکی را در تمام وجودت یافتیم. ای سراسر پاکی؛ ای سراسر ایمان! نمی‏دانم آن لحظه‏ای که آرام در آسمان خدا پرواز می‏کردی، چه نیرویی ترس را در نظرت هیچ شمرد؟ و چه قدرتی تو را هم‏چون پرنده‏ای سبکبال به آشیانه رساند؟ آن روز فوج فوج مردم مرواریدهای اشکشان را تقدیم تو می‏کردند و تنها حضور تو، پاسخ این همه اشتیاق بود.
آرام و مهربان از پلّه‏های هواپیما پایین آمدی؛ قدم در بوستانی می‏گذاشتی که باغبان گل‏هایش خودت بودی. آری! این‏ها همان «یاران در گهواره‏اند» که امروز با پای برهنه سر از پا نمی‏شناسند. این‏ها همان جوانانی هستند که «امید و آینده این کشورند.
 وقتی صدای پای بهمن از کوچه پس کوچه های خاطره ها به گوش می رسد. گویی شهیدانند که آمده اند برای بیعت دوباره برای هشدار و تذکر و بیداری . بهمن که از راه می رسدشهیدان پیمان نامه ی خونین شهادت را برای تجدید امضای تک تک ما می آورند تا فراموش نکنیم که باغبان لاله ها امام مهربان بود و سایبان لحظه ها، نگاهش هنوز هم نگران باغمان است. وحالاهم فرزند خلف او سکان دار این نظام وانقلاب است  هر بهمن امام است که دوباره بر بال ملائک به دیدارمان می آید و کوچه های باغمان را پر از نسترن و نیلوفر می نماید. گام هایش همه جا یاس می کارد و گل محمدی به خانه ها هدیه می کند    سلام بر فجر و سلام بر فجر آفرینان میدان عشق  ، پرهای بافته را بگشا که تندیسی به لطافت نسیم روی امام، چونان تمثیلی جاندار از این دیار می گذرد و با تبسمی پاک، عشقی بی آلایش را از دروازه ی شرق عبور می دهد تا خورشیدی را به طلوعی دوباره فراخواند.

پرهای بافته را بگشا که تیغه های نور در رگهای ظلمت می دود . دانه های مدفون را به تجربه ای نیازموده دعوت می کند. اکنون باغ در انتظار مولودی جدید است. سلام برتو ای مطلع فجر! ای سپیده سحر، ای انفجار نور، خوش‏آمدی .دهه فجر، خوش آمدی که با مقدمت، عطرآزادی به جای بوی باروت در فضای‏میهن اسلامی‏مان پیچید. قفس‏ها شکسته شد و نفس‏ها از زندان سینه‏هارهایی یافت.
دهه فجر، خوش آمدی که با آمدنت، سوز و سرما از شهرو دیارمان‏گریخت، برفهای بهمن با حرارت ایمان و اخلاص، آب حیات شد.
فجرآزادی! خوش آمدی که آمدنت، شرنگ مرگ به کام شاهان ریخت،سلطه را به قبرستان سلطنت‏سپرد، کنگره‏های قصر استکبار را فروریخت.
.
دهه فجر ،‌ سرآغاز طلوع اسلام،‌ خاستگاه ارزشهای اسلامی، مقطع رهایی ملت ایران و بخشی از تاریخ ماست که گذشته را از آینده جدا ساخته است. در دهه فجر اسلام تولدی دوباره یافت و این دهه در تاریخ ایران نقطه ای تعیین کننده و بی مانند بشمارمیرود. تا قبل از انقلاب اسلامی،‌ در ایران نظام اسلامی وجودنداشت و رابطه پادشاهان با مردم رابطه ی «غالب و مغلوب» و« سلطان و رعیت » بود وپادشاهان احساس می‌کردند که فاتحینی هستند که بر مردم غلبه یافته اند و حضرت امام رضوان الله تعالی علیه این سلسله معیوب را قطع کردند و نقطه ی عطفی در تاریخ ایران بوجودآوردند و شمشیر اسلام مردم را علیه دشمنان اسلام،‌ مردم و استعمارگران به کار گرفتند. دهه انقلاب از رشادت دلیر مردان اسلام است و آئینه ای است که خورشید اسلام در او درخشید. اینک به بیاتن ریشه های انقلاب وعوامل موثر در پیروزی انقلاب وبیان آرمانها ودستآوردهای انقلاب ووظیفه ما در حفظ ارزشهای دینی واسلامی می پردازیم :

ریشه‌های انقلاب اسلامی و علل و عوامل شکل‌گیری نهضت اسلامی:

وابستگی تمام‌عیار به غرب، خصوصا آمریکا و بی‌اختیاری پادشاهان پهلوی در تصمیم‌گیری‌های اصلی کشور
مهم‌ترین مشکل این کشور در گذشته، این بود که آن رژیم، رژیم منحوس پهلوی‌ وابسته به امریکا و قبل از آن، وابسته به انگلیس بود! آن‌ها می‌گفتند چه کسی بیاید بالا و نخست‌وزیر، یا مسئول، یا وزیر یا مدیر شرکت نفت شود و یا فلان شغل را داشته باشد. آمریکاییها که می‌گفتند، آن‌کس را مقام و مسئولیت بالا می‌دادند. هرکس را هم که دشمنان خارجیِ این ملت می‌خواستند از صحنه کنار برود، این‌ها رژیم پهلوی‌ همه‌ی قدرتشان را به کار می‌انداختند که او را کنار بزنند. در این مملکت، اگر کاری به نفع آمریکاییها بود، به وسیله‌ی آن دستگاه انجام می‌گرفت. اگر کاری به ضرر آن‌ها و به نفع مردم بود، انجام نمی‌گرفت؛ بلکه با آن کار، مقابله هم می‌شد. استقلال نداشتنِ یک کشور، این‌گونه است.

 فساد و دین‌ستیزی حاکمان طاغوت

کسانی که تاریخچه‌ی ورود بی‌حجابی و عریانی زنان در جامعه‌ی ما را که به‌وسیله‌ی خاندان شوم پهلوی‌ انجام گرفت، خوانده‌اند و یا کسانی که سنشان اقتضا می‌کند و آن روزها را دیده‌اند، می‌دانند که چگونه بی‌حجابی و بی‌حد و مرزی و اختلاط زن و مرد را به داخل کشور وارد کردند و آن را به ملت تحمیل نمودند. ملت ما به آسانی این پدیده را نپذیرفت؛ ولی متأسفانه به دلیل گذشت دو سه نسل در زیر سایه‌ی سنگین و شوم خاندان پهلوی‌ تا پیروزی انقلاب اسلامی، عده‌یی با این فرهنگ به دنیا آمدند و قبح آن را نفهمیدند

تلاش برای انحراف و ضایع کردن جوانان

راهی که قدرتمندان برای اینکه احساس و انگیزه را در یک ملت از بین ببرند، اندیشیده‌اند، بی‌حس کردن، بی‌خیال کردن و تخدیر کردن ملتهاست. این کار را رژیم فاسد و مفسد پهلوی‌، با استفاده از همه‌ی ابزارهای ممکنی که در اختیارش گذاشته می‌شد، انجام می‌داد:بی‌حس کردن، بی‌خیال کردن، غافل کردن، غرق در توهّمات کردن و البته گاهی ظواهر و تشریفاتی هم با زرق‌وبرق، جلوِ چشمها نشان دادن.
این مرد قلدر نادان بی‌سواد رضا خان آمد و در اختیار دشمن قرار گرفت. ناگهان لباس این کشور را عوض کرد

بی‌اعتنایی به رأی مردم، اختناق و مقابله جدی با آزاداندیشی

ظلم و بی‌عدالتی گسترده در کشور با حمایت مستقیم حکومت

عقب‌ماندگی کشور در علم، صنعت و برخورداری‌های عمومی از اولیات رفاهی

انقلاب اسلامی و ویژگی های آن

1 _ احیای ارزشهای دینی و اخلاقی و معنوی.2 _ مردمی بودن.3 _ بیداری اسلامی در میان مسلمانان.4 _ آزادی از سلطه ابرقدرتها و شکستن حریم دروغین آنها.5 _ استقلال و آزادی واقعی.6 _ نفی هر دو اردوگاه شرق و غرب و معیارهای آنان در باب حکومت و فرهنگ.7 _ احیای کرامت و ارزش زن.8 _ عدالت اجتماعی. غیر از این موارد ویژگیهای دیگری نیز وجود دارد مانند: اسلامی بودن، رهبری و مرجعیت، اصالت، پیشتاز بودن روحانیت و... که ما به خاطر عدم اطاله کلام به این موارد اشاره ای نمی کنیم پس در یک کلام باید گفت انقلاب ما یک انقلاب منحصر به فرد است که در آن گوهر تابناک انسانیت، اعتقاد به خدا و تاسّی به سنّت اهل بیت، وجود دارد. از دیگر ویژگیهای انقلاب اسلامی می توان  : حاکمیت الله ،  شهادت طلبی،  قدرت و نفوذ معنوی رهبر،   روحانیت،وحدت و همبستگی همه اقشار، پایگاه انقلاب، هدف انقلاب، خودکفایی انقلاب  ، تسخیر ارتش  را نام برد

علل و عوامل  موثردر پیروزی انقلاب اسلامی

شـناخت هـر چيزى از دو طريق ميسر است: اول از طريق شناخت اضداد آن از بـاب((تعرف الاشـيا بـاضدادها)) كـه ايـن نوع شناخت را در اصطلاح شناخت جدلى مى نامند.

دوم شـناخت از طـريق علل و اسباب و ريشه هاى آن و اين نوع شناخت رااصـطلاحات شـناخت برهانى مى گويند كه بوعلى سينا اين نوع شناخت را بهترين نوع شناختها و شناخت تام معرفى كرده است چنان كه گفت:

و الـعلم التام فى باب التصديق ان يعلم الشى باسبابه و در اصطلاح فلاسفه رأج است كه : ذوات الاسباب لاتعرف الا باسبابها.

از آنـجا كـه هر حادثه و پديده اى داراى علل و عواملى است كه در پـيدايش آن نقش مستقيم يا غير مستقيم داشته و انقلاب اسلامى ايران نـيز از ايـن قانون مستثنى نيست اگر بخواهيم شناخت كامل و آگاهى صـحيحى از آن داشـته باشيم بايد علل و عواملآن را كه در پيدايش آن نـقش داشـته اند بـشناسيم زيـرا بـدون شناخت ريشه ها شناخت اصل انـقلاب ميسر نخواهد بود لذا ما در اين درس در صدد آنيم تا آنجا كـه فـرصت اجازه دهد در اطراف علل و ريشه ها آن بحث و بررسى كنيم هـر چـند كه علل وعوامل انقلاب بسيار بوده و ما را در اين مختصر فـرصت بـررسى هـمه آنـها نـيست لذابه برخى از آنها كه از اهميت بـيشترى بـرخوردار بـوده و دخـالت مـستقيم ترى درپـيدايش انـقلاب داشته اند مى پردازيم.

1-مذهب  

در ايـران از اوأل قـرن اخـير ايدئولوژى و مكاتب گوناگون مطرح شـده و مـردم رابـسوى خود فرا مى خواندند و آنها عبارت بودند از ((نـاسيوناليسم)) تـحفه غـرب ، و((ماركسيسم - لنينيسم)) ارمغان شـرق و ((اسـلام)) كـه از قـبل در ايـن سـرزمين وجودداشته است و مـبلغين هـر كـدام سـعى داشـته اند كـه با نشان دادن جامعه كمال مطلوب پيروان بيشترى را به خود جلب نمايند.

امـا آن دو مـكتب هر چند كه در ابتدا طرفدارانى پيدا كرده و با شـعارهاى پـر آب ورنگشان عده اى را در اطراف خود جمع كرده و حتى احزاب و گروههأى نيز تشكيل داده و تحت عنوان رهأى بشر از سلطه استعمارگران فعاليتهأى نيز داشته اند اما دراثر بروز جريانهايى در جهان چهره دروغين تبليغات سياسى آن دو آشكار گشته واميدى كه طـبقات روشـنفكر بـه آنـها بـسته بـودند تبديل به ياس شده و از آن ايدئولوژيها و مكتبها سر خورده و بيزار شدند ولى اسلام همچنان بـه خـاطر حقانيت و صداقت خود جاذبه خود را حفظ كرده و به زندگى خـود ادامـه مـى دهد و مـردم فهميدند كه تنها راه نجات و تنها ره رهـأى از يـوغ استبداد و استعمار همانا راه اسلام راستين است نه راه شـرق و غـرب زيـرا هـمه جنايتها و اسارتها براى جوامع بشرى درجهان كنونى از صاحبان همين مكاتب شرقى و غربى است

2-اسلام زدایی نظام حاكم

جـهان غـرب در جـنگهاى صليبى (كه از قرن 11 تا 13 ميلادى به طول انجاميد) به قدرت و عظمت اسلام پى برده و فهميد تنها قدرتى كه در برابرش استقامت كرده وقد خم نمى كند اسلام است لذا در صدد برآمده بهر طريق ممكن اسلام را از صحنه روزگار محو نموده و يا اگر نامى از اسـلام باقى مانده از محتوى تهى باشد و ديد اين نقشه با جنگ و لشكركشى قابل پياده شدن نيست زيرا مردم مسلمان در اثر جنگ به هم پـيوسته از اسـتحكام بـيشترى بـرخوردار مى شوند لذا در صدد نقشه ديـگرىبرآمده و آن اين بود كه : از طريق عوامل نفوذى كه از خود مـمالك اسلامى انتخاب مى شوند و به قدرت مى رسند بايد از درون اسلام زدأى نمود و آن را از درون پوساند و براى اجراى چنين نقشه اى در كـشورهاى اسـلامى مـهره ها انـتخاب كرده ونوكرهاى كر و كور و چشم بـسته بـه قـدرت رسـاند لـذا افـرادى هـمانند رضاخان درايران و اتـاتورك در تركيه و آل سعود در حجاز و نوكرهاى امثال اينها را در كـشـورهاىاسلامى ديـگر بـه قـدرت رسـانده در صـدد مـحو اسـلام بـرآمده اند البته اين نقشه از قبل يعنى پس از جنگهاى صليبى بوده ولى در قرن اخير از شدت بيشترى برخوردارشد.

1-شعار جدأى دين از سياست

يـكى از كارهأى كه در اين راستا انجام مى شد دور نگه داشتن دين از صـحنه سـياست بود تبليغات وسيعى در رسانه هاى گروهى دنيا براه انـداخته (و بـه تـبع آنـان رسـانه هاىگروهى حكام دست نشانده در داخل) كه دين را با سياست چه كار و علما دينى مقدس تر از آنند كه خـود را آلـوده بـه سـياست نـمايند و به اين مسئله آنچنان دامن زده مـى شد كـه حـتى بـسيارى از رهبران دينى و ملت اسلامى باورشان آمـده بـود كـه ما را باسياست چكار؟ ما روحانى هستيم و بايد به مـسأل شرعيه خود بپردازيم و حتى وقتى امام خمينى ((ره)) دستگير شـد به او گفته اند: شما را چه كار با سياست ،سياست يعنى دروغ و مـكر امـام در جـوابشان فـرمود: اين نوع سياست مال شـمـاها اسـت ولـى ديـن از سـياست واقـعى جـدا نـيست و شـاه در پـاسخ تلگراف مـراجع تـقليد قم (كه او را در جنايات و جنايتهايش سـرزنش كـرده و بـه حـكم واقعى اسـلام دعـوت كـرده بودند و مسئله انـجمنهاى ايـالتى و ولايـتى را خـلاف دستوراسلام دانسته اند) گفته بـود: (تــوفيقات جـناب مـستطاب عـالى را در هـدايت افـكارعوام خـواهانيم) يعنى وظيفه شما هدايت و ارشاد عوام است نه دخالت در امورسياسى كشور.

وقـتى كـه از سال 41 روحانيت وارد صحنه مبارزه با شاه شد و عملا جدأى دين ازسياست را رد كرد رسانه هاى گروهى وابسته با تبليغات وسـيعى وارد مـعركه گشته وقلمهاى مسموم و خريدارى شده در مقالات روزنـامه هاى آن روز بـراى قداست دين از سياست و اينكه نبايد دين را بـا سـياست آميخت قلم فرسأيها مى كردند

2-بازگشت به دوران جاهليت

يـكى از كـارهأى كـه در راسـتاى اسـلام زدأى انجام مى شد موضوع بـازگرداندن ايـران به جـاهليت قبل از اسلام بود ميراندن شعارهاى اصـيل اسـلامى احيا شعارهاىمجوسى كه تغيير تاريخ هجرى محمدى صلى الله عليه و آله و سلم به تاريخ مجوسى 2500 ساله شاهنشاهى نمونه بارز آن است.

3-تسلط عناصر غير مسلمان بر مسلمان

يـكى از كـارهأى كـه در ايـن راسـتا انجام مى گرفت تسلط كفار و افراد غير مسلمان برمسلمانها بود سپردن مقام نخست وزيرى در كشور اسـلامى ايـران به هويداىبهأى و سپردن چرخ اقتصادى مملكت بدست امثال ثابت پاسالهاى بهأى والقانيانهاى صهيونيست و سپردن ارتـش و نـظام بدست مستشاران خارجى و امثال اينها نمونه بارز آن است.

4-قـطع رابطه با كشورهاى اسلامى و پيوند با كشورهاى غير اسلامى و احـياناضداسلامى همانند اسرأيل يكى ديگر از كارهاى مبارزه با اسلام بود.

5-نقض قوانين اسلامى

نـقض آشـكار قوانين و مقررات اسلامى چه بصورت مستقيم و چه بصورت تـرويج واشـاعه فـساد در هـمه زمينه هاى فرهنگى ، اجتماعى ، تحت عـنوان تـمدن و پـيشرفت!!! يـكى ديگر از كارهاى مبارزه با اسلام بود.

6-انجمنهاى ايالتى و ولايتى

يـكى ديـگر از مـظاهر زنـنده و مـصداق ناديده گرفتن اسلام مسئله انـجمنهاى ايـالتى وولايتى بود كه خشم ملت اسلامى را برانگيخته و فـرياد رهـبران ديـنى و بخصوص امام خمينى را بلند كرد و علما از حـوزه هاى علميه قم و مشهد و ديگر شهرها به نزديك شدن خطر پى برده و به قيام وادار گشتند.

7-جشن واهى 2500 ساله

يـكى ديـگر از مـظاهر مـبارزه با اسلام و احيا كفر باستان مسئله جـشنهاى 2500 ساله بود كه در ان هزينه هاى هنگفت به مصرف رسيده و اوقـات بـسيارى بـه هـدر رفـته تالحظاتى چند اشخاصى با لباسهاى موهوم دوره هاى قديم بيايند و از جلو جمعى بگذرند.

در عـين حـال كه وطن دربست در اختيار آمريكا و جنايتكاران ديگر بـود و حـتى خـودشخص شاه اختيار يك مسافرت را بدون اجازه ارباب نـداشت بـه كـوروش خـاطرجمعى مى داد كه تو بخواب ما بيداريم !!! دانـايان بـه ايـن سخن مى خنديدند كه بيداربراى چه ؟ وطنى كه يك گـروهبان آمـريكأى بـر ارتـشبد تو حكومت كرده و فرمان مى دهد چه وطنى ؟ و چه محافظتى از وطن ؟ در اينجا نيز علما اسلام و ملت اسلامى نارضأى خود را به اين جشن اعـلام داشـته و مـخصوصا امـام خمينى در يكى از اعلاميه هاى تاريخى بيدارگر خود در رابطه بااين جشن و مخارج نارواى آن موضع خود را در قـبال آن مـشخص كرده و اين عمل مبتذل و اسرافى را تحريم كرده بود.

3-سلطه بيگانگان

4-بيگانه بودن نظام حاكم بامردم

تـضاد نظام با رعيت از شرأط اساسى هر انقلاب است زيرا اگـر طـبقه حاكم و سياستمداران و كارگزاران نظام با مردم هماهنگ بـوده و خواسته هاى مشروع و به حق مذهبى ، سياسى و اجتماعى و ...

مـردم را بـرآورده نموده و بدلخواه رعيت حركت نمايند و به تعبير ديگر قدرت سياسى با قدرت اجتماعى هماهنگ بوده ودوشادوش هم حركت نـمايند عملا نارضأى تحقق پيدا نمى كند تاموجب انقلاب گردد (البته در هـر جــامـعه اى حـكومت هـر چـند كـه مـردمى بـاشد عـده اى از آن نـاراضى اند ولـى بـا طـرفدارى اكثريت قاطع از حكومت از اقليت كارى ساخته نيست

5-استبداد خشن

از آنجا كه حكومتهاى دست نشانده ابرقدرتها پايگاه مردمى نداشته و از پـشتوانه ملى و ميهنى برخوردار نبوده بلكه همواره مردم را در مـقابل خـود مى بينند رفتارشان در عين اينكه در مقابل اربابان ذلـيلانه و زبـونانه اسـت در بـرابر مردم ژست قدرت گرفته و نهايت خشونت وحشى گرى را از خود نشان مى دهند تا بدينوسيله زهرچشمى از مـردم گرفته باشند تا مبادا آنان به فكر حركتى افتاده و دست به نـهضت وقـيام بـزنند و آنـان را از اريـكه قـدرت به زمين آورند كـشتارهاى بى رحمانه و ارزش قأل نبودن براى خون مردم و زندانهاى مـخوف و شكنجه هاى كذأى سياسيون همه وهمه شاهد بر اين مدعا است معلوم است كه چنين وضعى نمى تواند دوام داشته باشد و بالاخره روزى مردم به تنگ آمده و به زندگى ننگين چنين حكومتى خاتمه مى دهند.

6-تحقير شخصيت انسانى

يـكى ديـگر از مظاهر ستمشاهى و انحطاط دوره 50 ساله و بخصوص در 25 سال اخير رفتارى بود كه در مورد شخصيت انسانى فرد فرد ايرانى انجام مى يافت.

در ايـن نظام بى ارزش ترين چيز انسان و شخصيت انسانى بود صرف نظر از ايـنكه آزادى هـمه را سـلب كـرده و همگان را بصورت برده خويش درآورده بـودند در هـمان بردگى نـيز براى كسى به اندازه يك برده ارزش و شخصيت و اظهار وجود قأل نبودند.

7-كاپيتولاسيون

كـاپيتولاسيون يـا قـضاوت كـنسولى مسئله اى است كه بيش از يك قرن اسـتقلال وحـاكميت ايـن سرزمين اسلامى را متزلزل ساخته بود و دست اجـانب و بـيگانگان راسـالها در ايـن كـشور براى جناياتشان باز گـذاشته بـود و كـردند آنچه كه كرده اند كه قلم ازوصف آن عاجز و شرمنده است و بالاخره در سال 1306 شمسى اين قرارداد ننگين از طرف مـجلس شوراى ملى ايران لغو و بى اعتبار اعلام شده و به همه دولى كـه حـق استفاده از ايـن قـانون را داشته اند ابلاغ شد ولى در سال 1343 شـمسى دولـت كـاملاوابسته ايـران در صـدد احيا كاپيتولاسيون بـرآمده و قـانونى را از مـجلس گـذراند كـه مستشاران آمريكأى و نظاميان وابسته و اعضا خانواده و خدمه آنها اعم از نظامى وغيره از امتيازات و مصونيتهاى مامورين سياسى پيش بينى شده در قرارداد ويـن برخوردار بـوده و از شمول قوانين قضأى ايران معاف باشند و در صـورت نـقضآشكار قـوانين و ارتـكاب جرم هم امكان تعقيب آنان نبوده و از هرگونه احتمال مجازات مصون بمانند...

و ايـن هـمان موضوعى است كه امام خمينى((ره)) عليه آن در چهارم آبـان 43 آن سـخنرانى تـاريخى خـود را خـطاب بـه مـراجع تقليد و ارتـشيان و هـمه طبقات مردم درشهر مقدس قم ايراد فرموده و همين سخنرانى باعث تبعيد امام به تركيه شد لذا امام در شب 13 آبان در مـنزلش دسـتگير شده و به تهران و از آنجا به تركيه انتقال داده شـدو ايـن قانون كاپيتولاسيون بحق خشم امام وامت را برافروخته و يـكى از عـوامل محرك انـقلاب بود يعنى مردم ديگر بطور جدى حس خطر كـرده بـودند و امام اين خطر را به همه اعلام كرده بود كه هستى و عزت و عظمت اين ملت پايكوب شده است.

8-  روحانيت

در بـين علل و عوامل انقلاب نقش روحانيون و علما مذهبى در رهبرى وسازماندهى حركتهاى انقلابى بيش از عوامل ديگر به چشم مى خورد هر چند كه روحانيون بخشى از ملت اسلامى و طبقه اى از همين مردمند ولى بـخاطر نـقش اساسى كه در انقلاب داشتند که از چند بعد دارای اهمیت می باشد

الف -جايگاه اجتماعى روحانيون

اكثر قريب به اتفاق روحانيون از ميان طبقات فقير و محروم جامعه و اغـلب ازروستاها برخاسته و درد و رنج توده هاى اجتماعى را لمس كـرده و بـا آن بزرگ شده اند درحالى كه طبقات تحصيل كرده روشنفكر كـه در بـسيارى از حركتهاىسياسى ، اجتماعى ، رهبرى مبارزات ملى را بـعهده مـى گيرند خود طبقه ممتايزى رابا فرهنگ خاص خود تشكيل مـى دهند كـه از توده مردم جدا شده و حتى ارتباطمعنوى خود را با آنـهـا از دسـت مــى دهـند و روحـانيون بـه عـكس آنـان از مـيان مردم برخاسته و در ميان مردم و همانند آنها رشد و نمو كرده و با درد آنـها آشـنايند و هرگزرابطه فرهنگى و معنوى خود را با آنها از دست نمى دهند.

ب -  استقلال اقتصادى

بـرخلاف رهبران مذهبى جهان اعم از رهبران مذهبى مسيحى و كليمى و روحـانيون اهل سـنت كـه مـعمولا بـه استخدام دولت درآمده و امرار معاششان به حقوق ومزايأى بستگى دارد كه از دولت دريافت مى كنند روحـانيون شـيعه داراى استقلال مالى از سيستم سياسى بوده و تامين مـعاش آنان به كمك هاى مختلفى بستگى داردكه از طريق وجوهات شرعى دريافتى از مردم مسلمان و معتقد تامين مى گردد بطورطبيعى استقلال مـالى از سيستم سياسى و تامين معاش بوسيله مردم به روحانيت شيعه كـمك كـرده اسـت كـه بـتواند فـارغ از هر نوع نگرانى و دغدغه اى فـعاليت هاىسياسى مـذهبى خـود را بـر پايه خواسته هاى مرم مسلمان انجام دهد و آنچه خودبعنوان وظيفه الهى تشخيص داده عمل نمايد و در جـهت گـيريهايش جهت مردم و پابرهنگان جامعه را انتخاب نمايد بـر خلاف روحانيونى كه حقوق بگير نظام حاكمنداين كارها به آسانى براى آنان ميسر نبوده و عملا نيز چنين نشده است.

ج - ارتباط با مردم

انـسانهاى مسلمان يا بايد خود مجتهد و آگاه به تمام مسأل فقهى بـاشند و يـا ايـنكه ازمـجتهد جـامع الـشرأط كه به مرجع تقليد معروفند و صاحب رساله عمليه مى باشندتقليد نمايند.

بـخاطر عـدم دسترسى همه مردم در نقاط مختلف كشور به مرجع تقليد طبيعى است روحانيون نقش رابط و منتقل كننده افكار و نظريات آنها را داشـته و بـدون آنـكه سلسله مراتبى خاص بوجود آورند به عنوان واسـطه مـيان رهـبران مذهبى و مردم نقش مهمى را بر عهده مى گيرند نـظرات و فـتاواى مـراجع را در مـساجد و منابر درهمه نقاط كشور بـراى مـردم بـازگو كـرده و در مـقابل مـسأل و مـشكلات مردم را به رهبران مذهبى منتقل مى كنند.

9-  دستگيرى رهبر انقلاب و ديگر سران نهضت

پـس از شـروع نـهضت و مـخالفت امـام بـا شـاه و رژيم و سخن رانى شـديداللحن امـام وحمله به شخص شاه در عاشوراى سال 42 و رساندن روحـانيون پـيام امام را درهمان عاشورا (بر اساس نقشه قبلى) به مـردم در سـراسر كـشور رژيـم دسـتوردستگيرى امـام و بـسيارى از روحانيون طرفدار نهضت را صادر مى كند و امام در شب12 محرم مصادف بـا 15 خــرداد 42 در قـم نـيمه شـب دسـتگير شـده و بـه تـهران بـاشگاه افسران و سـپس در غـروب 15 خـرداد خـونين به پادگان قصر مـنتقل مـى شود كه حدود19 روز يعنى تا 4 تير ماه 42 در آن زندان بسر مى برد و با اين عمل شنيع و تجاوزآشكار به حريم مقدس مرجعيت (كـه طـبق قـانون اسـاسى نـظام طـاغوت نيز مرجع تقليد از مصونيت قانونى برخوردار بوده است) و دستگيرى بسيارى از روحانيون سرشناس در قـم و تـهران و طـلاب جوان و گسيل داشتن آنان به زندان مراجع تقليدقم و مشهد و تهران به حركت درآمده و در تهران تجمع كرده و خواستار آزادىبى قيد و شرط امام شده بودند.

مـردم نـيز در قم و تهران هرجا كه دستگيرى امام را شنيده بودند دسـت به تظاهرات وتحصن عليه رژيم زده هر چند كه آن روز در اكثر شهرها به خاك خون كشيده شده بودند در مجموع اين دستگيرى به نوبه خود در به حركت درآوردن مردم نقش بسزأى داشته و در تشديد انقلاب نقش مهمى را ايفا كرده است.

آرمانها و دستاوردهای انقلاب اسلامی
آرمانها، همان اهداف سلبی و ایجابی انقلابند که مردم به منظور دستیابی به آنها علیه رژیم پهلوی شوریده و تا سرنگونی آن از پای ننشستند. دستاوردهای انقلاب نیز آرمانهایی هستند که تحقق یافته اند.
آرمانهای انقلاب اسلامی را از خلال شعارهای مردم در دوران پیروزی و پیامهای رهبران سیاسی و فکری بخصوص رهبری منحصر به فرد امام خمینی (ره) با استفاده از روش تحلیل محتوا میتوان شناخت.
نکته مهم آنجاست که این هدفها در روند نهضت اسلامی به صورت کلی و غیرشفاف بیان می گردیدند که پس از پیروزی انقلاب در کشاکش حوادث و رویدادها و نیز در قانون اساسی 1358 به مقدار زیادی شفافتر و جزئیتر شده اند.
مهمترین آرمانهای انقلاب در حوزه های سیاست، اجتماع، فرهنگ و اقتصاد عبارتند از:
الف. آرمانهای فرهنگی و اجتماعی
مهمترین آرمانهای فرهنگی و اجتماعی انقلاب اسلامی عبارتند از:

1. ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی براساس ایمان و تقوا
2. مبارزه با مظاهر فساد و تباهی
3. بالابردن سطح آگاهیهای عمومی با استفاده صحیح از مطبوعات و رسانه های گروهی
4. آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح و تسهیل و تعمیم آموزش عالی تا سر حدّ خودکفایی کشور
5. تقویت روح بررسی و تتبع و ابتکار از طریق تأسیس مراکز تحقیق و تشویق محققان
6. رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای عموم در زمینه های مادی و معنوی
7. ایجاد نظام اداری صحیح و حذف تشکیلات غیرضرور
8. تأمین حقوق همه جانبه افراد و ایجاد امنیت قضایی عادلانه برای عموم و تساوی همه در برابر قانون
9. توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین مردم
10. تدوین قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی و سیاسی براساس موازین اسلامی
11. برقراری حقوق مساوی برای مردم بدون توجه به قوم، قبیله، رنگ، نژاد و زبان
12. برخورداری تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، از کارافتادگی، بی سرپرستی، حوادث و سوانح و خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای
پزشکی به صورت بیمه و غیره
13. آزادیهای اجتماعی از جمله آزادی کار و حق دادخواهی برای هر فرد.
به موارد فوق می توان ازبین بردن مراکز و مظاهر فساد در جامعه، برچیدن سفره ارتشا و تملق، احیای مفاهیم دینی همچون جهاد و شهادت را نیز اضافه کرد.
ب. آرمانهای سیاسی
مهمترین آرمانهای سیاسی انقلاب اسلامی عبارتند از:
1. براندازی نظام سلطنتی و ایجاد حکومتی دینی و مستقل
2. اداره امور کشور بر اساس شورا، دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر
3. نفی هرگونه ستمگری، ستم کشی، سلطه گری و سلطه پذیری
4. امنیت داخلی و نفی تفتیش عقاید، سانسور و تجسس مگر به حکم قانون
5. آزادی نشریات، مطبوعات، اجتماعات و راهپیماییها و تأمین آزادیهای سیاسی و اجتماعی در حدود قانون
6. اتکا به آرای عمومی در اداره کشور و مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت خویش
7. طرد کامل استعمار و جلوگیری از نفوذ اجانب
8. محو هرگونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی
9. تقویت کامل بنیه دفاع ملی برای حفظ استقلال و تمامیت ارضی نظام اسلامی
10. تنظیم سیاست خارجی کشور بر اساس معیارهای اسلام و تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمایت بیدریغ از مستضعفان جهان
11. ایجاد روابط صلحآمیز متقابل با دول غیرمحارب
12. حمایت از مبارزه حق طلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان، در عین خودداری کامل از هرگونه دخالت در امور داخلی ملتهای دیگر.
در واقع آرمانهای برون مرزی و مسؤولیتهای فراملی انقلاب اسلامی، میل به صدور پیام انقلاب و حمایت همه جانبه از ملل مستضعف و مسلمانان جهان و درانداختن طرحی نو در نظام بین الملل داشت. در این رابطه بنیانگذار جمهوری اسلامی در نخستین سال پیروزی انقلاب در تعیین راهبرد سیاست خارجی اعلام داشت:
ملت آزاده ایران اکنون از ملتهای مستضعف جهان در مقابل آنهایی که منطقشان توپ و تانک و شعارشان سرنیزه است، کاملا پشتیبانی مینماید. ما از تمام نهضتهای آزادیبخش در سرتاسر جهان که در راه خدا و حق و حقیقت و آزادی مبارزه میکنند، پشتیبانی میکنیم. البته ایشان در وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود نظریه یک دولت اسلامی با جمهوری های آزاد و مستقل را طرح کردند.
و شما ای مستضعفان جهان! و ای کشورهای اسلامی و مسلمانان جهان!... به سوی یک دولت اسلامی با جمهوریهای آزاد و مستقل به پیش بروید.
ج. آرمانهای اقتصادی
هرچند انقلاب اسلامی، انقلابی صرفاً اقتصادی نبوده و به هیچ وجه با الگوهای مارکسیستی قابل تفسیر نمی باشد، درعین حال آرمانهای آن شامل ابعاد اقتصادی نیز می شود:
1. جلوگیری از غارت بیت المال توسط خاندان شاهنشاهی و وابستگان آن
2. حفظ ذخایر زیرزمینی
3. تلاش در راه پیشرفت صنعتی و تکنولوژیک کشور از طریق برنامه ریزی اقتصادی، استفاده از علوم و فنون، تربیت افراد ماهر و...
4. استقلال و خودکفایی اقتصادی
5. تأمین خودکفایی در علوم و فنون، صنعت و کشاورزی
6. پی ریزی اقتصاد صحیح و عادلانه بر طبق ضوابط اسلامی جهت ایجاد رفاه و رفع فقر و برطرف ساختن هرنوع محرومیت در زمینه های تغذیه، مسکن، کار، بهداشت و تعمیم بیمه
7. ریشه کن کردن فقر و محرومیت
8. تأمین نیازهای اساسی، شامل مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امکانات لازم برای تشکیل خانواده
9. تأمین شرایط برای اشتغال کامل
10. تنظیم برنامه اقتصادی کشور به صورتی که شکل و محتوا و ساعات کار چنان باشد که هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت و توان کافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شرکت فعال در اداره کشور و افزایش مهارت و ابتکار داشته باشد
11. عدم اجبار افراد به کار معین و جلوگیری از بهره کشی از کار دیگری
12. منع اضرار به غیر، انحصار، احتکار و ربا
13. منع اسراف و تبذیر
14. جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد کشور
15. تأکید بر افزایش تولیدات کشاورزی، دامی و صنعتی
16. عدالت اقتصادی و کم کردن فاصله طبقاتی
17. رسیدگی به روستاهای کشور و محرومیت زدایی از آنها.

راههای حفظ نظام وجلو گیری از آسیبهای دشمنان برای اینکار باید دشمن شناسی ما قوی باشد واز توطئه های دشمنان اطلاع داشته باشیم که ذیلاً به موارد از اهداف شوم دشمنان اشاره می شود

منزوی کردن روحانیت : یکی از نقشه های شیطانی قدرتهای بزرگ استعمارگر و استثمارگر از زمان رضاخان منزوی کردن روحانیت از صحنه سیاست و اجتماع بوده است . و در این راه از نقشه ها و روش های گوناگون همچون فشار و سرکوب خلع لباس حبس تهدید اعدام و ایجاد عداوت بین دانشگاهیان و روحانیان بهره بردند.
امام خمینی به منظور خنثی کردن این نقشه توصیه می کنند که « نسل حاضر و آینده غفلت نکنند و دانشگاهیان و جوانان برومند عزیز هر چه بیشتر با روحانیان و طلاب علوم اسلامی پیوند دوستی و تفاهم را محکم تر و استوارتر سازند و از نقشه ها و توطئه های دشمن غدار غافل نباشند .

ـ سلب روحیه اعتماد و خود باوری : همواره استعمارگران به منظور کسب منافع خود و چپاول سرمایه و ثروت کشورهای ضعیف و وابسته نمودن آنها با تبلیغات گسترده در میان مردم کشورهای استعمارزده آنها را از هرگونه پیشرفتی عقب نگهداشته و چنین القا می کنند که آنان توان هیچ گونه پیشرفت ابتکار اختراع و صنعتی را ندارند و بدین وسیله روحیه اعتماد و خود باوری را از آنان سلب نموده و در نتیجه آنها را به سمت وابستگی و مصرف زدگی سوق می دهند . دوران ۲۵ ساله پس از پیروزی انقلاب اسلامی بر جهان ثابت کرد که ملت ایران و متخصصان داخلی اگر بخواهند قادرند بسیاری از طرح ها و کارهای بزرگ در بخش های صنعتی اقتصادی نظامی و… را بدون اتکا به متخصصان خارجی انجام دهند. و با اراده مصمم و فعالیت و پشت کار رشته های وابستگی را از کشور قطع نموده و به استقلال و خودکفایی برسانند.

ـ تسلط بر مراکز علمی : مراکز تعلیم و تربیت از جمله بخش های مهم و حساس یک کشور به شمار می روند که در صورت اصلاح آن جامعه به سوی صلاح و خیر پیش می رود و در صورت تباهی آن به سمت فساد گمراهی و تباهی خواهد رفت .

باتوجه به این اهمیت و نقش حساس چه بسا افرادی قصد نفوذ به این مراکز مهم را داشته تا با اثر گذاری بر روی دانش آموزان و دانشجویان و نیروهای فکری بتوانند در دراز مدت به اهداف و برنامه های خود برسند و جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهای خودی منحرف کرده و به سوی غرب بکشانند و در نتیجه متصدیان و مسئولان امر را از بین آنان انتخاب کرده و بر سرنوشت کشور ما حکومت دهند تا به وسیله آنها برنامه ها و طرحهای خود را به پیش ببرند.
امام خمینی به منظور مصون ماندن از این آفت و مشکل به تمامی نسل ها توصیه می کنند : « برای نجات خود و کشور عزیز و اسلام آدم ساز دانشگاهها را از انحراف و غرب و شرق زدگی حفظ و پاسداری کنید و با این عمل انسانی اسلامی خود دست قدرت های بزرگ را از کشور قطع و آنان را ناامید نمائید .

ایشان به جهت اهمیت و نقش اساسی فرهنگی و تعلیم و تربیت بار دیگر در بند « ک » وصیتنامه به این مهم پرداخته و در آن به تشریح مفاسد و مشکلاتی که از این ناحیه درگذشته برای کشور و ملت به وجود آمد پرداختند.
 ـ مسئولیت قوای سه گانه : باتوجه به نقش و مسئولیت مهمی که قوای سه گانه کشور در حفظ نظام اسلامی و وظیفه خدمت گزاری که نسبت به مردم برعهده دارند امام خمینی صفحاتی از وصیتنامه خویش را به بیان اهمیت وظایف و مسئولیتهای این قوا اختصاص داده است .

ایشان یکی از توصیه های مهمی را که نسبت به انتخاب یا انتصاب روسا و مسئولان این قوا بیان می کنند ضرورت تعهد تدین و دلسوزی آنان به کشور و ملت است .

ـ خطر نفوذ به حوزه ها : با توجه به اهمیت و جایگاه والا و خطیر حوزه های علمیه در طول تاریخ و نقشی که این نهاد در شرائط حساس ایفا نموده روحانیت همواره از سوی دشمنان و مخالفین مورد تهدید بوده و در جهت نفوذ به این مرکز حساس تلاش های زیادی صورت گرفته و در این راستا با نفوذ دادن افرادی با ظاهر و مشی اسلامی و مقدس مآبی قصد ضربه زدن و رسیدن به مقاصد و اهداف خود را داشته اند.

امام خمینی ضمن هشدار به حوزه های علمیه نسبت به خطر این گروه این چنین روشنگری می نماید : « در این زمان که مخالفین اسلام و جمهوری اسلامی کمر به براندازی اسلام بسته اند و از هر راه ممکن برای این مقصد شیطانی کوشش می نمایند یکی از راههای با اهمیت برای مقصد شوم آنان و خطرناک برای اسلام و حوزه های اسلامی نفوذ دادن افراد منحرف و تبهکار در حوزه های علمیه است که خطر بزرگ کوتاه مدت آن بدنام نمودن حوزه ها با اعمال ناشایست و اخلاق و روش انحرافی است و خطر بسیار عظیم آن در دراز مدت به مقامات بالا رسیدن یک یا چند نفر شیاد که با آگاهی بر علوم اسلامی و جا زدن خود را در بین توده ها و قشرهای مردم پاکدل و علاقه مند نمودن آنان را به خویش و ضربه مهلک زدن به حوزه های اسلامی و اسلام عزیز و کشور در موقع مناسب می باشد .

از این رو از این نکته نباید غلفت کرد که به اعتقاد امام خمینی قیام برای نظام دادن به حوزه ها از سوی علما مدرسین و افاضل لازم و ضروری است و باید با برنامه دقیق و صحیح حوزه ها را از آسیب حفظ نمود.
 ـ قوای مسلح : مجموعه قوای مسلح بازوان قوی و قدرتمند جمهوری اسلامی و حافظان امنیت داخلی و خارجی ملت و کشور به حساب می آیند. و به هر اندازه که نیروهای مسلح متعهدتر و دلسوزتر برای کشور باشند امکان طمع ورزی و قصد تعدی دشمنان را کمتر می نماید. بدین جهت باید تمامی تلاشها در راستای تقویت انسجام و استقلال نیروهای مسلح بکار رود و از هر عاملی که موجب تشتت و ضعف آنان همچون گروه گرایی می شود جلوگیری کرد. بدین جهت در وصیت نامه امام آمده است : « وصیت من به قوای مسلح آن است که همانطور که از مقررات نظام عدم دخول نظامی در احزاب و گروهها و جبهه ها است به آن عمل نمایند و قوای مسلح مطلقا چه نظامی و انتظامی و پاسدار و بسیج و غیر اینها در هیچ حزب و گروهی وارد نشده و خود را از بازی های سیاسی دور نگهدارند. در این صورت می توانند قدرت نظامی خود را حفظ و از اختلافات درون گروهی مصون باشند . »
 ـ نهادهای فرهنگی : مجموعه مراکز و وسایل تبلیغی و رسانه های گروهی اعم از رادیو تلویزیون مطبوعات و سینماها در جامعه اسلامی ایران ابزارهایی هستند که باید در خدمت اسلام و فرهنگ و ارزشهای اسلامی و ایرانی قرار داشته باشند و از القای تبلیغات منفی و ایجاد زمینه های انحراف و تباهی جامعه به شدت پرهیز نمایند. چرا که ملت ایران به خصوص نسل جوان در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ضربات زیادی را از این ابزارهای تبلیغی متحمل شده است و امروزه از این ابزارها و دستگاههای فرهنگی انتظار می رود که هر یک در راستای وظایف و محدوده فعالیت خویش در مسیر ملت و مصالح کشور حرکت نمایند.

 ب: آسیب شناسی انقلاب اسلامی
واژه آسیب شناسی،ازعلوم پزشکی به علوم اجتماعی وارد شده و به معنای «مبحث مطالعه علل بیماری و عوارض و علایم غیر عادی» می باشد. با این حساب فرض ما هم این است که انقلاب موجودی زنده است که در نقطه ای متولد و به سوی هدفی مطلوب در حال حرکت است، این حرکت شرایط و زمینه های مساعدی می خواهد و ممکن است موانع و آسیبهایی هم در راه آن ایجاد گردد. این آسیب ها چه بسا موجب کندی حرکت انقلاب می شود و اگر وفاداران و هادیان انقلاب این مانع و آسیب را معالجه نکنند و جلوی آن را نگیرند این آسیب مانند یک غدّه سرطانی پیشرفت می کند و تمامی بدنه نظام و انقلاب را از بین برده و متلاشی می کند با این حساب باید در این مورد تدبیری اندیشید. از طرفی این سوال هم به این صورت قابل بررسی است که چه آسیبهایی انقلاب و نظام ما را مورد تهدید قرار داده است و وظیفه ما برای جلوگیری و نابودی این معضلات چیست؟
در مورد بحث آسیب شناسی انقلاب اسلامی تعابیر زیبای رهبر عزیز مان قابل بررسی است. ایشان در دیدار با دست اندرکاران همایش آسیب شناسی انقلاب سخنان مبسوطی فرمودند: در بخشی از آن سخنان اشاره می کنند که:.... آنچه به عنوان آسیب شناسی انقلاب مطرح می شود به این معنا نیست که آسیبها امروز تحقق یافته است، بلکه آسیب شناسی می بایست به آسیبهای ممکن توجه داشته و آنها را بررسی کند چه آنهایی که در حال حاضر وجود دارد وچه آنهایی که ممکن است به وجود آید.
در هر حال با ذکر این نکات متوجه می شویم که شناخت آسیبهای ممکن در مورد انقلاب و نظاممان می تواند وظیفة ما را در برابر توطئه های دشمنان آگاه کند.
ج: آسیبهای موجود و ممکن در انقلاب اسلامی ایران
در مورد کیفیت و چگونگی آسیبها سخنانی گفته شده است که در خور تأمل است به عنوان مثال، آیت الله مصباح یزدی در بخش نهم کتاب جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن، تحت عنوان تعادل،بحران و انقلاب اجتماعی به آفات انقلاب اشاره می نماید. ایشان ابتدا آفات را به خارجی و داخلی و سپس آفات خارجی و را به نظامی، اقتصادی، اخلاقی و عقیدتی و آفات داخلی را به آفات زمامداران و مردم و نیز هر کدام را به دو قسمت آفات مربوط به بعد علم و بعد اخلاق تقسیم نموده و در مورد هر کدام توضیح مختصری ارائه نموده است که برای مطالعه بیشتر، رجوع به این کتاب مفید است. ولی با توجه به تحلیلها و نقطه نظرات مختلف در باب انواع آسیبها و تأسی از فرمایشات امام(ره) و رهبری آسیبهای انقلاب را به سه صورت بیان می کنیم: آسیب سیاسی _ آسیب فرهنگی _ آسیب اقتصادی.
1-  آسیبهای سیاسی
انقلاب اسلامی ایران در صحنه سیاست و ارادة جامعه با ساقط کردن نظام شاهنشاهی 2500ساله، حاکمیت دینی با حضور مردم را در قالب نظام جمهوری اسلامی برپا نمود.این انقلاب در بسیاری از حوادث سیاسی داخلی و بین المللی دو دهه گذشته از کانونهای مورد توجه صاحبنظران و سیاستمداران بوده است. از این رو در زمینه موضوعات سیاسی آسیب ها و خطراتی را پیش رو دارد که بدون در نظر گرفتن این آسیبها و تهدیدها و مقابله با آنها نمی تواند به حیات خود ادامه دهد. لذا ما آسیب های سیاسی انقلاب اسلامی را در سه مورد فهرست‌وار بیان می‌کنیم:
الف: در رابطه با ایدئولوژی :
1-  تضعیف ولایت فقیه: حضرت امام امّت در این باره می فرماید: اگر چنانچه ولایت فقیه در کار نباشد، طاغوت است در حقیقت باید گفت تضعیف اصل ولایت فقیه، یکی از توطئه هایی است که دشمنان به عنوان یک آسیب سیاسی بسیار مهم برپیکرة نظام و انقلاب ما وارد می کنند.
2-ترویج جدایی دین از سیاست: سخن حضرت امام در مورد بررسی این آسیب سیاسی این چنین است: طرح مسأله جدا بودن سیاست از روحانیت چیز تازه ای نیست. این مسأله در زمان بنی امیه مطرح شد و در زمان بنی عباس قوت گرفت. در این زمان های اخیر هم که دستهای بیگانه در ممالک باز شد، آنها هم به این مسأله دامن زدند.
ب : در رابطه با رهبران
1-  اختلاف بین مسئولین: حضرت امام، کراراً این آسیب سیاسی را متذکر شدند و در جایی این طور فرمودند:... من باز تاکید می کنم که اگر سران با هم خوب باشند، این کشور صدمه نمی بیند و اگر صدمه ای این کشور ببیند از اختلاف سران است
2-  عدول از اصل نه شرقی و نه غربی: این اصل به عنوان پایه اصلی سیاست خارجی کشور ما محسوب می شود، امام راحل در این مورد نیز می فرماید:... دوام و قوام جمهوری اسلامی بر پایة سیاست نه شرقی و نه غربی استوار است.
3-نفی صدور انقلاب اسلامی: سخن امام در تأکید بر صدور معنوی انقلاب اسلامی این گونه است: ما باید در صدور انقلابمان به جهان کوشش کنیم و تفکر این که ما انقلابمان را صادر نمی کنیم کنار بگذاریم..
4-  تضعیف ارگانها و نهادهای قانونی کشور:این عمل نیز یکی از توطئه های دشمنان است که متأسفانه اکنون لطمه جدی را به پیکره نظام ما در مورد این آسیب زده است. امام در این مورد می‌فرمایند: تضعیف دولت، قوای مقننه و مجریه و قضاییه و روحانیت حرام و یک گناه نابخشودنی است.
5-   روی کار آمدن عناصر فرصت طلب و مخالف انقلاب: حضرت امام این توطئه را نیز به همه ما گوشزد فرمودند و در این مورد تاکید کردند:... به همه شما سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.
ج _ در رابطه با مردم:مهمترین آسیب سیاسی در رابطه با مردم، مأیوس کردن آنان است که این توطئه نیز از جانب دشمنان ما اعمال می شود. امام امت در این مورد می فرماید: الان دستهایی، زبانهایی در کار است که ملت را مأیوس کند... اگر روح یأس پیدا شود در یک جامعه ای، آن جامعه سست می شود و اگر سست شد، نمی تواند به پیروزی برسد.
البته باید گفت آسیبهای سیاسی دیگری هم وجود دارد مانند: ترور شخصیتهای مملکتی، عدم توجه به مردم، حذف نیروهای مخلص انقلاب، عقب نشینی از مواضع اصولی، رفاه زدگی، تملق و چاپلوسی، قدرت طلبی و..که ما به خاطر طولانی شدن بحث به این موارد نمی پردازیم.
د : آسیبهای فرهنگی: انقلاب ما یک حرکت عظیم فرهنگی بود. شاید این واقعیت تأثیرات عمیقی است که این انقلاب در انگیزه ها و رفتار مردم در داخل کشور و نیز دیدگاهها و جهت گیری های ایدئولوژیک و فرهنگی در سایرکشورها به خصوص کشورهای اسلامی و جهان سوم داشته است. از این رو آسیبهای فرهنگی که ممکن است بر انقلاب و نظام ما وارد شود را فهرست وار عرض می کنیم:
الف _ آسیبهای فرهنگی انقلاب در رابطه با ایدئولوژی.
1-عدم پویایی ایدئولوژی و ناتوانی در پاسخگویی به نیازها و شرایط جدید. 2 _ عدم تحقق آرمانها با ایجاد موانع در راه تحقق آنها.
ب _ آسیبهای فرهنگی انقلاب از ناحیه رهبران:
1-  اختلاف بین حوزه و دانشگاه. 2 _ اختلاف روحانیون با هم. 3 اختلاف روحانیون با مردم. 4 _ عدم تهذیب و دنیاگرایی مسئولین و روحانیون. 5 _ غفلت از محرومین جامعه. 6 _ وجود و نفوذ روشنفکران غرب زده. 7 _ انحراف در رسانه های گروهی.
ج _ آسیبهای فرهنگی انقلاب از ناحیه مردم
1- گسست فرهنگی بین نسل انقلاب با نسلهای بعدی. 2 _ تقویت کانونهای فکری همخوان با دشمن. 3 _ دامن زدن به اختلافات نژادی و مذهبی.
3- آسیبهای اقتصادی
در بعد مسائل اقتصادی هم انقلاب ما آسیبهای فراوانی از جانب دشمنان داخلی و خارجی خورده است که این موارد را نیز با ذکر جزیی آنها ذکر خواهیم کرد: 1 _ فاصله طبقاتی و تبعیض بین فقیر و غنی 2 _ تفسیر غلط از مکتب اقتصادی اسلام. حضرت امام در وصیت نامه شان با توجه به برداشتهای غلطی که از احکام اسلامی در خصوص مسایل اقتصادی وجود دارد، اسلام را مخالف با سرمایه داری ظالمانه و بی حساب و محروم کننده توده های تحت ستم و مظلوم و همچنین مخالف مرام کمونیستی که مالکیت فردی را لغو می کند می دانند.
3 –
فشار اقتصادی بر مردم. 4 _ دولتی کردن اقتصاد. 5 _ وابستگی اقتصادی. 6 _ بی توجهی به توسعه کشاورزی 7 _ کم کاری و بیکاری   8 _ مصرف گرایی و تجمل پرستی و رفاه طلبی.
مواردی که ذکر شد، خلاصه ای از دهها آسیبی است که چه از داخل و چه از خارج بر انقلاب و نظام ولائی ما وارد می شود، لذا آنهایی که دلسوخته انقلاب و مرید امام و رهبری و دلبسته به احکام نورانی الهی هستند وظیفه ای بس سنگین در جلوگیری از آسیب پذیری انقلاب دارند، این موارد، فهرستی از توطئه های دشمنان است که برای بی حیثیت کردن دین و انقلاب و روحانیت، بکار می برند. حال وظیفه ما چیست؟
وظیفه همه ما ملت ایران  آن است که اولاً این آسیبها را بشناسیم  و بدانیم و ثانیاً بعد از شناخت آسیبها راهکارهای عملی در برابر آن انجام دهیم . که  بهترین راهکار، عمل به فرمایشات امام امت است و بعد از آن عمل به توصیه های رهبر بزرگوار ما است که راه گشای این معضل خواهد بود. که  با استفاده از فرمایشات حضرت آیت الله خامنه ای راه های مقابله با توطئه های دشمنان و راه کارهای حفظ انقلاب را در چند نکته خیلی کوتاه بیان می کنیم، باشد که به آن دقیقاً عمل گردد

راه های برخورد با توطئه دشمنان برای حفظ انقلاب:
1-  تداوم راه و یاد امام خمینی(ره): بی شک یکی از بهترین راهکاری مقابله با توطئه ها آنست که راه و خواسته معمار بزرگ انقلاب عملی شود. مقام معظم رهبری در این مورد می فرماید: ما نباید بگذاریم نظام اسلامی از ریشه خود «امام» جدا شود.
2-  پافشاری بر اصول و ارزشهای الهی انقلاب:رهبر انقلاب: موفقیت امروز دیپلماسی ما در دنیا... در درجه اول مدیون تقید و پایبندی شما دست اندرکاران است.
3-حفظ ارتباط با خدا و اخلاص در عمل و تعمیق معارف اسلامی: رهبر انقلاب: راه نجات، صلاح و پیروزی بر دشمنان خبیث، حفظ ارتباط با خدا، توکل به او، نترسیدن از دشمنان خدا و با همه وجود حمایت و حراست از جمهوری اسلامی است..
4-  حفظ وحدت کلمه: فرمایشات رهبری: وحدت کلمه، رمز پیروزی ملّت ایران در مراحل مختلف بوده است....
5-دشمن شناسی و تداوم مبارزه با دشمن و حفظ آمادگی دفاعی: رهبر انقلاب و کشور و ملت ایران به مناسبت سوابق تاریخی، اقتصادی و سیاسی که در دنیا برای خود تعریف کرده است دشمنانی دارد. ایشان در جای دیگری می فرمایند: ما آمادگی برای دفاع از انقلاب را همیشه لازم می دانیم، نباید روزی بر ما بگذرد که اهمیت آمادگی عمومی، مغفول عنه واقع شود.
6-خسته نشدن و جذب دنیا و راحت آن نگردیدن: رهبر انقلاب: امروزه هدف عمده آمریکا و استکبار این است که انقلاب و جمهوری اسلامی و ملت ایران را وادار کند که اعلان نماید از حرف خود و حرف امام برگشته است... امروز هم اگر می خواهید ایران عزیز و سربلند بشود... راهش ایستادگی در مقابل توقّعات دشمن است.
7-سازندگی، اجرای عدالت اجتماعی، جلوگیری از نوکیسه ها و ثروتهای بادآورده و حل مشکلات اقتصادی مردم: مقام معظم رهبری در این مورد می فرماید: مسأله معیشت قطعاً در اولویت اول است معیشت که نبود، دین و اخلاق و حفظ عفت هم نیست. امید هم نیست.. اهتمام به مساله عدالت اجتماعی در کشور، نباید یک لحظه کاستی بگیرد..همه آحاد مردم موظفند در کار سازندگی کشور شرکت کنند. فوری ترین هدف تشکیل نظام اسلامی، استقرار عدالت اجتماعی و قسط اسلامی است.
8-طرد کامل فرهنگ منحط غربی: رهبری در این مورد نیز می فرمایند: فرهنگ غرب، فرهنگ برنامه ریزی برای فساد است،فرهنگ دشمنی و بغض با ارزشها و درخشندگیها و فضیلتهای انسانی است.... جوانان عزیز! دشمن روی شما سرمایه گذاری زیادی می کند، حواستان جمع باشد...

 

80مورد از دخالتهای آمریکا در ایران بعد از پیروزی انقلاب

دخالتهای آمریکا در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی است که گوشه هایی از آن در ذیل ارائه می شود:

۱-قرار داد ناسیونالیسم و لیبرالیسم در مقابل اسلام و انقلاب و حمایت از لیبرالها و ملی گراها بلافاصله پس از پیروزی انقلاب

۲-قطع روابط سیاسی با ایران در فروردین ۱۳۵۹ پس از اشغال لانه جاسوسی

۳-تجاوز نظامی به خاک ایران در اردیبهشت ۱۳۵۹(واقعه طبس)

۴-طراحی و سازماندهی کودتای نوژه در تیر ماه ۱۳۹۶

۵-تحریک عراق به جنگ با ایران در شهریور ۱۳۵۹

۶-حمایت سیاسی، حقوقی و تبلیغاتی از بنی صدر در خرداد ماه ۱۳۶۰

۷-بکارگیری «خط مشی مهار»یا Containment علیه ایران

۸-حمایت از تحرکات تجزیه طلبانه در کردستان، ترکمن صحرا، آذربایجان، خوزستان و سیستان و بلوچستان

۹-سکوت در برابر موج عظیم اعمال تروریستی منافقین و گروههای مارکسیستی علیه جمهوری اسلامی ایران از ۳۰خرداد ۱۳۶۰به بعد

۱۰-ارائه کمکهای وسیع مالی، تسلیحاتی، اطلاعاتی و مستشاری به عراق در جریان جنگ تحمیلی و مجهز ساختن عراق به سلاح های شیمیایی و میکروبی

۱۱-حمایت مستقیم از نفتکشهای عراق و سایر کشورهای عرب منطقه ازطریق ایجاد اسکورت نظامی برای آنها از سال ۱۳۶۴ الی ۱۳۶۷

۱۲-ورود به جنگ با ایران به نفع عراق با حمله به سکوهای ایران در سال ۱۳۶۶

۱۳-حمله به چند فروند از ناوگان دریایی ایران در سال ۱۳۶۶ و منهدم ساختن نیمی از توان دریایی ایران در اوج جنگ در سال ۱۳۶۶

۱۴-ممانعت از دست یابی ایران به پیروزی های بزرگ در جنگ تحمیلی از طریق حمایت مستقیم از عراق و تصویب قطعنامه ۵۹۸ در سال ۱۳۶۶

۱۵- دخالت مستقیم در جنگ وحمایت از عراق برای باز پس گیری جزیره فاو در فروردین ۱۳۶۷

۱۶-سرنگون کردن هواپیمای مسافربری ایران بر فراز خلیج فارس توسط ناو وینسنس در تیر ۱۳۶۷

۱۷-گنجاندن موضوع ایران در اجلاس سران هفت کشور صنعتی مرسوم به G7
۱۸-اعمال فشار همه جانبه بر ایران برای پذیرش قطعنامه ۵۹۸

۱۹-مخالفت آشکار با پیروزی ایران در جنگ تحمیلی

۲۰-تشدید تحریمهای اقتصادی علیه ایران در دوره زمامداری جرج بوش

۲۱-ممانعت از قرار داد احداث نیروگاه اتمی بوشهر میان ایران وآلمان

۲۲-ممانعت از دستیابی ایران به غرامت های ناشی از جنگ تحمیلی

۲۳-اعمال «سیاست مهار دوگانه» علیه ایران در سال ۱۳۷۲(Cintiamnent policy Dual)

۲۴-تحریک امارات متحده عربی برای مطرح ساختن ادعاهای ارضی علیه جزایر سه گانه ایرانی در خلیج فارس در سال ۱۳۷۲

۲۵-طراحی«قانون داماتو»علیه ایران در مجلسین نمایندگان و سنا(کنگره) در سال ۱۳۷۲

۲۶-مخالفت شدید با قرار داد تکمیل نیروگاه اتمی بوشهر توسط روسیه در سال ۱۳۷۳

۲۷-تصویب «طرح بنجامین گیلمن» و لغو قرار داد کونگو با ایران در اسفند ۱۳۷۳

۲۸-مخالفت با عبور خطوط لوله نفت و گاز و راههای ترانزیت آسیای میانه ازایران و حمایت از خط باکو-جیحان و فشار بر ترکیه برای لغو قرار داد ۲۰ میلیارد دلاری خرید گاز از ایران

۲۹-صدور فرمان اجرایی به وسیله کلینتون علیه ایران با هدف افزایش دامنه تحریمها در اردیبهشت ۱۳۷۴

۳۰-اعمال تحریم شرکتهای خارجی سرمایه گذاری در منابع انرژی در تیر ۱۳۷۵

۳۱-فشار مستمر بر اتحادیه اروپا و ژاپن برای قطع روابط اقتصادی با ایران از سال۱۳۷۵

۳۲-معرفی ایران به عنوان بزرگترین مانع روند صلح در خاورمیانه پس از کنفرانس های مادرید و اسلو بویژه در سال ۱۳۷۵

۳۳-بهره برداری گسترده از رای دادگاه میکونوس برای تخریب روابط اتحادیه اروپا با ایران در فروردین ۱۳۷۶

۳۴- معرفی ایران به عنوان مجری انفجار بوئنوس در آرژانتین

۳۵- معرفی ایران به عنوان طراح انفجار مرکز تجارت جهانی در نیویورک و انفجار هواپیما هواپیما بر فراز لاکربی

۳۶-قطع نفوذ ایران در افغانستان با حمایت از «طالبان» و حاکم ساختن آنها بر مقدرات مردم افغانستان و ایجاد یک کانون مهم برای تولید و صدور مواد مخدر

۳۷-ایجاد تحرکات وسیع برای تخریب روابط پاکستان با ایران

۳۸-تهدید ایران به حمله نظامی با مستمسک قرار دادن دخالت ایران در انفجار ظهران در سال ۱۳۷۶

۳۹- تصویب بودجه در کنگره آمریکا برای سرنگونی کردن جمهوری اسلامی ایران در اردیبهشت ۱۳۷۷

۴۰-تصویب تاسیس یک رادیو به زبان فارسی علیه ایران به نام «رادیو آزادی» در کنگره آزادی در اردیبهشت ۱۳۷۷

۴۱- قرار دادن نام ایران در فهرست کشورهای یاغی و حامی تروریسم

۴۲-گنجاندن وضعیت نقض حقوق بشر در ایران در دستور کار مجمع سازمان ملل در سال ۱۳۶۸

۴۳-از سال ۱۳۶۸ تا کنون آمریکا همواره بانی قطعنامه علیه وضعیت حقوق بشر در ایران در مجمع عمومی و کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل بوده است

۴۴-اعمال تحریم ارسال تکنولوژی های دو منظوره علیه ایران در اجلاس سران هفت کشور صنعتی اروپا

۴۵-تصویب قانون مجازات صادر کنندگان فن آوری های موشکی و هسته ای به ایران در کنگره آمریکا در خرداد ۱۳۷۷

۴۶-خارج ساختن ایران و شرکت های ایرانی از کنسرسیوم های کشف، استخراج و تولید نفت و گاز دریای مازندران

۴۷-مخالفت با حضور ایران در «گروه مینسک» برای حل بحران قفقاز

۴۸-مقابله جدی با هرگونه نفوذ ایران دربوسنی وهرزگوین علی رغم کمک های بی شائبه جمهوری اسلامی ایران به مردم مسلمان بالکان

۴۹-ممانعت از اعطای وام توسط بانک های جهانی و کشورهای ثروتمند، به ایران

۵۰-تخریب روابط ایران و ترکیه و ایران و آذربایجان

۵۱-ممانعت از بسط روابط و گسترش نفوذ ایران در آسیای میانه و قفقاز

۵۲-مخالفت شدید با آزمایش های موشکی ایران بویژه پس از پرتاب موشک شهاب ۳ در تیر ۱۳۷۷

۵۳-مخالفت با هرگونه اقدام حفاظتی جمهوری اسلامی ایران نظیر دستگیری اغتشاشگران، جاسوسان، عوامل ضد انقلاب، توقیف نشریات مخرب، محاکمه جاسوسان یهودی و اقدام کنندگان علیه امنیت ملی کشور

۵۴-ترویج مستمر سکولاریسم و لائیسم در کشور برای تخریب فرهنگ اسلامی

۵۵-ایجاد هماهنگی های ویژه و پدید آوردن بخش مخصوص میان سیا، موساد، یشن بت، اینتلیجن سرویس و سرویس اطلاعاتی کشورهای عضو اتحادیه اروپا به منظور مقابله جدی با خرید کالاهای ویژه اقدام استراتژیک توسط جمهوری اسلامی ایران و همچنین تکنولوژی های دو منظوره

۵۶-به رسمیت نشناختن  جمهوری اسلامی ایران و برنامه ریزی حساب شده برای تاثیر بر افکار عمومی مردم ایران در جهت تطهیر موقعیت گذشته و حال آمریکا

۵۷-ایجاد هماهنگی و وحدت رویه میان کلیه طیف های ضد انقلاب در خارج از کشور

۵۸-ایجاد هماهنگی و وحدت رویه میان جریانهای مخالف قانون اساسی در داخل کشور

۵۹-ایجاد ارتباط و به وجود آوردن نوعی وحدت استراتژیک میان ضد انقلاب داخل و خارج با مخالفین قانون اساسی

۶۰-طراحی فروپاشی جمهوری اسلامی ایران به سبک فروپاشی شوروی

۶۱-سرمایه گذاری برای ایجاد مطبوعات مجری طرح فروپاشی

۶۲-نفوذ در مراکز دانشگاهی و میان اساتید از طریق شبکه جهانی روشنفکران

۶۳-ایجاد هماهنگی میان روشنفکران سکولار با منورالفکرهای به اصطلاح مذهبی

۶۴-برنامه ریزی برای تخریب شخصیت چهره های دلسوزکشور و نیروهای استقلال طلب و مخالف سلطه آمریکا

۶۵-برنامه ریزی برای سوق دادن جامعه به سوی آنارشیسم وهرج ومرج طلبی

۶۶- تلاش برای دامن زدن به اختلافهای داخلی و تبدیل اختلافات دیدگاهی به تخاصمات فرسایشی

۶۷-برنامه ریزی برای حذف اسلامیت از جمهوریت و جدا کردن دین از سیاست و جایگزین کردن دنیا طلبی افراطی و غوغاسازی و جو شعاری بر فضای عمومی کشور

۶۸- تخریب چهره ایران در بین سایر ملل

۶۹- تمدید پی در پی تحریم های خارج از سازمان ملل بر ضد ایران

۷۰- فشار بر سازمان ملل برای تصویب قطعنامه یا تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران

۷۱- مخالفت اساسی با دستیابی ایران به فناوری صلح آمیز هسته ای

۷۲- محاصره نظامی ایران از طریق اشغال عراق، افغانستان و استقرار پایگاههای نظامی در پاکستان، بحرین و آذربایجان

۷۳- پشتیبانی بی شائبه از رژیم غاصب اسرائیل برای تهدید ایران

۷۴- پشتیبانی تسلیحاتی و اطلاعاتی گروههای تروریستی مانند گروهک ریگی

۷۵- پشتیبانی تسلیحاتی و اطلاعاتی از باندهای مخوف قاچاق مواد مخدر و مشروبات الکلی و اسلحه به ایران

۷۶- جاسوسی از ایران از طریق تاسیس مراکز جاسوسی در کشورهای همسایه اشغال شده در مرزهای ایران

۷۷- مقابله جدی در دستیابی به فن آوری پیشرفته فضایی در ایران

۷۸-پشتبانی مالی، اطلاعاتی و رسانه ای گسترده از  اغتشاشات سال ۸۸

۷۹- تلاش برای اجرای انقلاب های رنگین در ایران

۸۰ ایجاد فتنه وآشوب در سال 1388در کشور

جای تردید نیست که گذشت زمان و آشکار شدن عملکردهای شیطانی پنهان آمریکا، دامنه دخالتهای آمریکا در ایران به مراتب گسترده تر از آن چیزی خواهد بود که بالا ذکر شده است

جمع بندی مطالب: با توجه به نکاتی که اجمالاً ذکر کردیم در یک کلام باید جواب دهیم که راه مقابله با توطئه های دشمنان آنست که ابتدا باید آسیبها و آفاتی که نظام و انقلاب ما را تهدید می کند، دقیقاً بشناسیم سپس با توجه به راهکارهایی که ما از فرمایشات امام و رهبری ذکر کردیم در مقابل این توطئه‌ها و آفات بایستیم. البته نباید از این نکته نیز غافل شد که راه مقابله با این توطئه ها، برای دلسوختگان انقلاب بویژه طلاب آنست که اولاً دشمنان و توطئه های آنان را شناخت و ثانیاً باید با بصیرت و بینش سیاسی بالا و با استفاده از قوّة منطق و عقل و علم و در موقع لزوم با قوه قهر «البته با اذن ولی فقیه» در برابر توطئه ها ایستاد.

موسی امیری-     رئیس شعبه اول شورای حل اختلاف کامیاران

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۳۹۳ساعت 0:2  توسط موسی امیری  |