آموزش و خانواده

آموزش کاربردی خانواده ها

مقاومت فرهنگی خانواده ها ودانش آموزان در برابر آسیب های اجتماعی

باسمه تعالی

نام طرح :تشکیل هسته مقاومت فرهنگی خانواده ها ودانش آموزان در برابر آسیب های اجتماعی

1-تعریف وتبین موضوع یا مسأله : امروزه آسيب هاي اجتماعي به عنوان يك تهديد جدي سلامت كودكان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشيني، پيدايش جامعه توده وار يا گسترده، برخورد و تضاد ميان هنجارها، از هم پاشيدگي روابط متقابل بين افراد، تأثير گروه همسال و... توجه به آسيب هاي اجتماعي را امري اجتناب ناپذير ساخته است. اگرچه آسيب هاي اجتماعي مي تواند بسيار گسترده باشد ليكن مي توان مسائلي از قبيل اعتياد ، فرار از خانه ، خشونت ، انزواي اجتماعي، ناهنجاري هاي رفتاري، سرقت و كودك آزاري  وافت تحصیلی واخلاقی در مدرسه وعدم توجه دانش آموزان به مقررات وضوابط آموزشی در مدرسه وعدم علاقه دانش آموزان به شرکت در برنامه های فرهنگی تربیت را از جمله نتايج آسيب هاي اجتماعي عصر حاضر تلقي كرد. : رفتارهای انسان بر گرفته از فرهنگ وباورهای فردی است از این رو رفتار افراد موحد وبا ایمان با افراد مادی متفاوت است بگونه ای كه امنیت جانی ،مالی ،اجتماعی و...در جامعه ای كه از ارزشهای الهی ودینی برخوردارند بالاتر است ودر جوامعی كه بی اعتقادی ودنیا پرستی در آن رواج دارد این امنیتها ضعیف تر است آسیب های اجتماعی با بسیاری از امور دیگر مانند اقتصادی ،رفتارهای مدیریتی وسنتها ارتباط دارد آسیبهای اجتماعی در جوامع مختلف متفاوت است اما جوامعی كه می خواهند توسعه یافته تلقی شوند باید برای مبارزه با آسیب های اجتماعی راه حل های مدرن ارائه نمایند واز روشهای قدیمی پرهیز كنند ، آسیب های اجتماعی که به تعبیر بعضی از اندیشمندان حاصل و معلول مستقیم انقلاب صنعتی هستند، در اکثر جوامع وجود دارند و تاثیرات خود را می گذارند. اما آن چه جوامع مختلف را در این مورد از هم متفاوت می سازد، نوع نگرش این جوامع به علل به وجود آورنده آسیب ها و راهکارهای اصلاح وبهبود آن است. در مورد نگرش، آن چه مهم است این که این آسیب ها چرا به وجود آمده اند؟ آیا وجود آسیب ها در جوامع امری لازم وضروری است یا می توان جامعه ای بدون آسیب داشت؟ پاسخ به این پرسش ها مستلزم شناخت نظریه های مختلف جامعه شناسی و روان شناسی است که هرکدام سعی درتبیین مسائل ،آسیب ها وبحران های اجتماعی از نظر گاه های مختلف دارند.این دید گاه ها متاثر از باورهای سیاسی و اقتصادی هر جامعه است مطالعه انحرافات و كجروي هاي اجتماعي و به اصطلاح، آسيب شناسي اجتماعی عبارت است از مطالعه و شناخت ريشه بي نظمي هاي اجتماعي. در واقع، آسيب شناسي اجتماعي مطالعه و ريشه يابي بي نظمي ها، ناهنجاري ها و آسيب هايي نظير بيكاري، اعتياد، فقر، خودكشي، طلاق و...، همراه با علل و شيوه هاي پيش گيري و درمان آن ها و نيز مطالعه شرايط بيمارگونه و نابساماني اجتماعي است. به عبارت ديگر، مطالعه خاستگاه اختلال ها، بي نظمي ها و نابساماني هاي اجتماعي، آسيب شناسي اجتماعي است; زيرا اگر در جامعه اي هنجارها مراعات نشود، كجروي پديد مي آيد و رفتارها آسيب مي بيند. يعني، آسيب زماني پديد مي آيد كه از هنجارهاي مقبول اجتماعي تخلفي صورت پذيرد. عدم پاي بندي به هنجارهاي اجتماعي موجب پيدايش آسيب اجتماعي است. 

2-  اهمیت وضرورت طرح یا تجربه : در جامعه امروز ما آسیب های اجتماعی پشت درب منازل کمین کرده و هیچ خانواده ای از این مسئله مصون نیست. و تنها خانواده های منطقی هستند که از این آسیبها در امانند.با توجه به ویژگی های نسل جوان امروز که شامل ریسک پذیر، جستجوگر برای تجربه های جدید ، علاقه مند رفاه های مجازی، مسلط به تکنولوژی، خواهان نشاط و شادی است ، الگوی مناسب رفتار والدین می تواند آیینه تمام قدی برای کودکان ایجاد کند تا در گرداب آسیب های اجتماعی گرفتار نشوند.  لذا اجرای این طرح در جامعه مخصوصاً در مدارس متوسطه ضرورت دارد ووالدین باید با اهداف این طرح آشنا شوندلذا باید راهکارهای زیر را در رابطه با رسیدن به هدف انجام دهیم

الف: ایجاد و توسعه تبلیغات در رسانه ها ی محلی ودر جلسات مجمع عمومی والدین وحتی المقدور از طریق ایجاد وبلاگ وسایت مدرسه برای آشنایی بیشتر علاقمندان  با موضوع پوشش های اسلامی-ایرانی پیشگیری از ترویج مدهای غیر اسلامی وغربی در بین جوانان

- ب- فراهم نمودن فضای گفتگو در بین والدین ودانش آموزان با نظارت دبیران وتشکیل جلسات مشترک والدین یا اعضای انجمن با دبیران وشورای دانش آموزی  وجلسات انجمن های کلاسی که متشکل از نمایندگان معلمان واولیاء ودانش آموزان است

پ- تشكیل كارگروه های تخصصی جهت آسیب شناسی چالش های اعتقادی و اجتماعی و  تدوین راهكارهای عملیاتی در سطح مدرسه که برای اینکار از معاونین ومشاور مدرسه ودبیران ودبیران روانشناسی کمک گرفته شده است

ج- بهره گیری از افراد موثر، نمادها و الگوهای صحیح و فضاهای مناسب برای ترویج فرهنگ حجاب و عفاف در مدرسه  و جامعه وآشنایی دانش آموزان با حقوق شهروندان وآگاهی دادن به انها در مورد خطرات احتمالی که در کمین آنها نشسته است برای اینکار از هسته مشاوره ودبیران رشته روانشناسی کمک گرفته شده

ح- نهادینه سازی فعالیت های فرهنگی در كلیه سطوح وآگاهی دادن به اولیاء ودانش آموزان واستفاده از تحصها وتجارب ارزنده آنها 
 خ - لزوم توجه بیشتر دبیران  بر مسائل اعتقادی و به خصوص موضوع حجاب وعدم استفاده از لباسهای مدل غر بی وغیر اسلامی وتوجه به رعایت ارزشهای دینی واخلاقی به عنوان ارائه الگوهای مدرسه ای متناسب با شئونات دینی واخلاقی 

 د- توسعه و ارائه پژوهش های مرتبط با حوزه فرهنگی و اجتماعی وآشنایی با آسیب های اجتماعی به دانش آموزان در قالب مسابقات فرهنگی وموضوع انشاء وکنفرانس در کلاس درس

 ذ- آموزش الگوی ارتباط صحیح بین دبیران ودانش آموزان واولیاء مدرسه  با تشکیل انجمن های کلاسی

 ر- استقرار اتاق مشاوره درمدرسه وفعال نمودن مشاور مدرسه در جهت خدمت دهی بیشتر به دانش آموزان 

ز- برگزاری همایش ها و نمایشگاه هایی با موضوعات اعتقادی و اجتماعی  ونقش آسیب های اجتماعی با همکاری مسئولین ذیصلاح ونهادهای انتظامی در صورت امکان یا استفاده از مسئولین این نهادها در جهت آگاهی دادن اثرات مضر آسیب های اجتماعی به دانش آموزان واولیاء آنها چون وقتی دانش آموزان با عوامل وعلل این آسیبها آشنا شوند آگاهانه گرفتار آنها نمی شوند

3- اهداف طرح یا تجربه : در جامعه امروز با توجه به 5 دسته خانواده، 4 گروه در لب پرتگاه آسیب های اجتماعی قرار دارند و تنها خانواده های منطقی از این مشکل به طور کامل مصون هستند. 

فرزندان خانواده هایی که پرکار، گسسته، مستبد(اردوگاهی و زورگو)، و بی تفاوت هستند در معرض خطر موادمخدر، روان گردان ها، فرار از منزل، گرایش به فکر و روابط نامشروع و مشروبات الکلی و غیره هستند. 

فقط خانواده های منطقی شرایط داشتن اطلاعات کافی و صلاحیت فکری و اخلاقی، ایجاد فضای برانگیزانه در منزل، وجود قوانین روشن و شفاف در کانون خانواده، داشتن مهارت های لازم برای ایجاد سبک در زندگی به منظور جلوگیری از روزهای تکراری و قابلیت والدین در شناسایی باکتری های ذهن فرزندان می توانند از این آسیب ها در امان باشند. لذا در این طرح تصمیم بر این است که خانواده ها را آگاه تر نمود که در پرتگاه سقط قرار نگیرند وبه روشهای مختلف آنهارا با ابعاد آسیب های اجتماعی وتهاجم فرهنگی آشنا نمود وراهکارهای مبارزه ومقاومت فرهنگی را به آنها نشان داد زیرا وقتی خانواده ها نسبت به آسیب های اجتماعی وتهاجم فرهنگی آشنایی داشته باشند کمتر دچار معضلات خواهند شد

. لذا هدف نهایی از اجرای این طرح آشنایی دانش آموزان بعنوان نسل سومی هاونسل چهارمی های انقلاب با انواع آسیب های اجتماعی وخطراتی است که در جامعه ودر اطراف آنها وجوددارد وهر لحظه ممکن است جوانان ما نا آگاهانه به این آسیب های اجتماعی مبتلا شوند وهدف دیگر آشنایی خانواده ها با آسیب های اجتماعی وعوامل آن که در خانواده ها سرچشمه می گیرد وبی توجهی والدین می تواند فرزندان آنهارا به پرتگاه نزدیک کند در ادامه هدف طرح عوامل موثر در ایجاد آسیب های اجتماعی را به شرح زیر به دانش آموزان ووالدین آنها اطلاع رسانی می کنیم

عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي

آسیب های اجتماعی ناشی از چیست ؟

مطالعات انجام شده در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي، عوامل زير را منشاء بسياري از انحرافات اجتماعي قلمداد نموده اند. در اين بخش هر يك از عوامل به اجمال مورد بررسي قرار مي گيرد.

- نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي: اختلافات طبقاتي هر جامعه، افراد را در موقعيت هايي قرار مي دهند كه نمي توانند نقش هاي اجتماعي مناسب خود را بيابند و موجب اختلاف در هنجارهاي اجتماعي مي شود. در نتيجه، ستيزه هنجارهاي اجتماعي، تفاوت معيارها را به وجود مي آورد و عدم تعهد به معيارها و ترديد در اصالت آنها، عدم پايبندي به قوانين را ايجاد مي كند كه اين به نوبه خود تضادهاي اجتماعي را افزايش مي دهد. درون اين تضاد، كشش به سمت انحرافات اجتماعي وجود دارد.

- فقر مادي خانواده: در مطالعات علمي نشان داده شده است كه فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعي است. از آن جايي كه بيشتر مجرمين، معتادين به مواد مخدر و الكل، مبتلايان به امراض رواني و اشخاصي كه اقدام به خودكشي مي نمايند، از طبقات پايين اجتماعي بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقي ياد شده است. ارتكاب جرائم طبقات فقير از شكافي كه بين خواسته هاي جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آنهاست، سرچشمه مي گيرد. عمده ترين علت انحرافات اخلاقي طبقه فقير نتيجه فشارهاي حاصله از شكست در رسيدن به هدف هاي معين است. لذا برای پیشگیری از این معضل اجتماعی چون ما در مدرسه با دانش آموزان سرو کار داریم واحتمال دارد دانش آموزانی با فقر مالی مواجه شوند واگر به آنها توجهی نشود با آسیب های اجتماعی ناشی از فقر مالی مواجه شوند با کمک ومساعدت دبیران وکارکنان مدرسه واولیاء دانش آموزان در مدرسه صندوق کمک خیریه تشکیل شده که اعضاء ماهیانه مبلغی را به صندوق کمک می کنند ومدرسه در مواقع ضرور به دانش آموزان مستحق از این صندوق کمک می کند

- بيكاري: بيكاري به عنوان يك مسئله اجتماعي زمينه مساعدي براي انحرافات اجتماعي است. افراد بيكار بيشترين اوقات خود را در اماكن عمومي از جمله پارك ها مي گذرانند و اين گونه اماكن، بهترين و مناسبت ترين مكان براي كشش به سمت انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد است. لذا در جلسات عمومی اولیاء را توجیه خواهیم نمود که حتی با کمترین سرمایه وبا توکل برخدا می توانند خودر از بیکاری نجات دهند
- رشد صنعت و پيشرفت تكنولوژي: اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت افزايش يابد و درآمد ناشي از آن صنعت به طور عادلانه توزيع نگردد، امكان وقوع سه اتفاق وجود دارد:

اولاً كاركنان براي اداره زندگي خود مجبور مي شوند ساعات بيشتري را به كار مشغول شوند و اين به نوبه خود موجب خستگي جسمي و روحي در افراد مي شود. تبلیغ می گردد که حتی المقدور به در امد خود قانع باشند

ثانياً مشكل ترافيك در شهرهاي بزرگ منجر به خستگي ناشي از كار در افراد شده در نتيجه والدين قدرت تربيت و سرپرستي فرزندانشان را نخواهند داشت و بي توجهي نسبت به پرورش كودكان و نوجوانان به گرايش آنان به سمت انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد، سرقت و... كمك خواهد كرد. واین معضل را در جلسات به والدین ابلاغ خواهیم نمود  که خستگی ناشی از کار آنهارا از تربیت فرزندان دور نکند

ثالثاًرشد شهرها باعث افزايش فاصله و شكاف طبقاتي شده و اين خود به خود باعث مي شود برقراري ارتباط با دوستان و خويشاوندان كمتر شده و زمينه براي ايجاد انحرافات اجتماعي فراهم شود.  توصیه می گردد که اولیاء بر ارتباط فرزندان خود با دیگران نظارت داشته باشند

- ستيزه والدين: اختلافات زناشويي و نزاع بين پدر و مادر باعث مي شود محيط خانواده براي تربيت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتي خانواده، كانون و محيط مناسبي براي زندگي نباشد، انسان سعي مي كند بيشترين اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و اين كار ارتباط او را با ديگراني كه چون شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند، زياد مي كند و آنها پس از شناخت مشكل شخص در نقش انساني دلسوز ظاهر شده و براي فرار از اين واقعيت تلخ، فرد را به سوي اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي فرا مي خواند. هر چقدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد، احتمال كشش به طرف انحرافات اجتماعي بيشتر است. لذا برای پیشگیری از این آسیب در جلسات به اولیاء گوش زد می شود از اختلافات خود با خانواده بکاهند ودر صورت نیاز با مشاورین مدرسه وهسته مشاوره که انجمن مدرسه یا مدرسه به آنها معرفی می کند مراجعه نمایند واز پناه بردن به افراد نا آشنا خودداری نمایند

- شيوه هاي تربيتي والدين: مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رفتارهاي كودكان و نوجوانان با شيوه هاي تربيتي والدين رابطه مستقيم و تنگاتنگ دارد. شيوه هاي تربيتي والدين مي بايست با سطح نيازها و خواسته هاي مختلف فرزندان و همچنين با متدهاي تربيتي صحيح اسلامي هماهنگ باشد. چنانچه والدين از شيوه هاي تربيتي مبتني بر اصول اعتقادي و مذهبي استفاده نمايند، نتيجه مطلوب در رفتار فرزندان منعكس خواهد شد. راهکارهای مناسب در کلاس های آموزش خانواده وجلسات مجمع عمومی به والدین اعلام خواهد شد

- عدم آگاهي و بينش صحيح والدين: مطالعات نشان مي دهد كساني كه محروم از تحصيلات بوده و بينش صحيح نسبت به جامعه، تربيت و... نداشته باشند، امكان فريب خوردن و انعطاف پذيري آنها براي ارتكاب به كارهاي انحرافي و برخلاف قانون بيشتر است. چون تخصص و آگاهي ندارند، نمي توانند از طريق عادي، زندگي خود را تأمين كنند و به همين دليل است كه جامعه شناسي يكي از راه هاي پيشگيري از جرائم را عدالت آموزشي مي داند.  برای جبران این نقیصه از استادان ماهر در کلاس های آموزش خانواده استفاده خواهد شد

- برخی از آسیب ها وناهنجاریهای اجتماعی ناشی از ظلم افراد یا گروهها ی بزهكار در جامعه است مثلاً تجاوز به عنف توسط برخی از افراد كه انفرادی یا باندی مرتكب می شوند وبرای بانوان جامعه ایجاد مزاحمت می نمایند لذا مسئولین باید با این افراد هنجار شكن برخورد قاطع وقانونی داشته باشند وبا عملكرد دستگاه قضایی ونیروی انتظامی جامعه برای مردم امن وبرای هنجار شكنان نا امن گردد در پيدايش انحرافات اجتماعي و رفتارهاي نابهنجار و آسيب زا عوامل متعددي به عنوان عوامل پيدايش و زمينه ساز مي تواند مؤثر باشد: 
عوامل فردي: جنس، سن، وضعيت ظاهري و قيافه، ضعف و قدرت، بيماري، عامل ژنتيك و.... 

عوامل رواني: حساسيت، نفرت، ترس و وحشت، اضطراب، كم هوشي، خيال پردازي، قدرت طلبي، كم رويي، پرخاشگري، حسادت، بيماري هاي رواني و... 

عوامل محيطي: اوضاع و شرايط اقليمي، شهر و روستا، كوچه و خيابان، گرما و سرما و.... 

عوامل اجتماعي: خانواده، طلاق، فقر، فرهنگ، اقتصاد، بي كاري، شغل، رسانه ها، مهاجرت، جمعيت و... . 

اجمالا، علل و عوامل پيدايش آسيب هاي اجتماعي، به ويژه در ميان نوجوانان و جوانان را مي توان به سه دسته عمده تقسيم نمود: 1. عوامل معطوف به شخصيت; 2. عوامل فردي; 3. عوامل اجتماعي. 
الف. عوامل شخصيتي 
اين دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل رواني، شخصيتي و اختلال در سلوك و رفتار است كه به برخي از آن ها اشاره مي شود: 
ويژگي هاي شخصيتي افراد بزهكار و كجرو 

معمولا ويژگي هاي شخصيتي افراد بزهكار، بي قاعدگي رابطه و ارتباط ميان فرد و جامعه و ارتكاب رفتارهاي نابهنجار و خلاف مقررات اجتماعي است، برخي از مشخصه هاي بارز و برجسته شخصيتي اين گونه افراد، خودمحوري، پرخاشگري، هنجارشكني، فريبندگي ظاهري و عدم احساس مسئوليت مي باشد. اين گونه افراد به پيامد عمل خود نمي انديشند، در كارهاي خود بي پروا و بي ملاحظه هستند و در پند گرفتن از تجربيات، بسيار ضعيف بوده و در قضاوت هاي خود يك سويه مي باشند. اين نوع شخصيت ها عمدتاً از محيط اجتماع، خانه و مدرسه فرار كرده، پاي بند قواعد، مقررات و هنجارهاي اجتماعي نيستند و به دنبال هر چيزي مي روند كه جلب توجه كند. حتي در پوشش و سبك و شكل ظاهري خويش، به ويژه در شيوه لباس پوشيدن، آرايش مو و صورت به گونه اي كه خلاف قاعده و خلاف سبك مرسوم ساير افراد اجتماع باشد، عمل مي كنند تا جلب توجه نمايند. 

گروهي از افراد بزهكار و كجرو نيز ويژگي هاي شخصيتي ديگري دارند; خودمحور و پيوسته به تمجيد و توجه ديگران نيازمندند و در روابط خود با مردم به نيازها و احساسات آنان توجه نمي كنند. اين افراد اغلب با رؤياهايي در مورد موفقيت نامحدود و درخشان، قدرت، زيبايي و روابط عاشقانه آرماني سرگرم اند. اغلب اين افراد والديني داشته اند كه از نظر عاطفي نسبت به آنان بي توجه اند يا سرد و طردكننده بوده و يا بيش از حدّ به آنان محبت كرده و ارج مي نهند.  آنان به علت سركوب خواسته ها و فقدان ارضاي تمايلات دروني، از كانون خانواده بيزار شده و به رفتارهاي نابهنجار نظير فرار از خانه، ترك تحصيل، سرقت و اعتياد گرايش پيدا مي كنند. 
گروهي نيز افرادي برون گرا و به دنبال لذت جويي آني هستند، دَم را غنيمت مي شمارند، دوست دارد در انواع ميهماني ها و جشن ها شركت كنند، تشنه هيجان و ماجراجويي اند، به همين دليل براي لذت جويي دست به اعمال خلاف و بزهكارانه مي زنند. 
سرانجام گروهي از افراد بزهكار نيز مشخصه بارزشان، پرجوش و خروشي و بيان اغراق آميز، هيجاني، روابط طوفاني بين فردي، نگرش خودمدارانه و تأثيرپذيري از ديگران است. اين گونه شخصيت ها براي آنكه «خود»ي نشان دهند، هر تجربه اي را حتي اگر براي آنان گران تمام شود، انجام مي دهند. هيجان طلبي، ماجراجويي، تنوع طلبي، كنجكاوي، استقلال طلبي افراطي، خودباختگي احساسي و غلبه كنش هاي احساسي بر كنش هاي عقلاني از جمله مشكلات رفتاري است كه فرد را به سوي موقعيت هاي خطرزا و ارتكاب اعمال بزهكارانه رهنمون مي كند.   در جلسات والدین را آشنا خواهیم نمود که به فرزندان خود توصیه نمایند از برخورد وارتباط با این افراد پرهیز نمایند
از ديگر مشكلات روحي ـ رواني كه منجر به رفتارهاي ضداجتماعي مي شود، مي توان به ضعف عزّت نفس، احساس كهتري، فقدان اعتماد به نفس، احساس عدم جذابيت، افسردگي شديد، شيدايي و اختلال خلقي اشاره نمود. چنين افرادي معمولا مستعد انجام رفتارهاي نسنجيده و انحرافي هستند.  اگر والدین به این مسائل آشنا شود فرزندان خودرا در جهت تقویت اعتماد به نفس کمک خواهند نمود
ب. عوامل فردي 
در حوزه عوامل فردي، مي توان به موارد ذيل اشاره نمود: 
1- آرزوهاي بلند; 
2- خوش گذراني و لذت طلبي; 
3-. قدرت، استقلال و عافيت طلبي; 
4-. زياده خواهي; 
5- بي بندوباري و لاابالي گري; 
6-  بي هويتي و بي هدفي در زندگي. 
افراد گاهي اوقات براي رسيدن به آمال و آرزوهاي بلند و دست نيافتني و مدينه فاضله اي كه رسانه هاي ملي و يا ماهواره ها تبليغ مي كنند، مرتكب جرايم مي شوند. گاهي اوقات هم ارتكاب جرايم را فقط يك كار تفنّني و به عنوان گذران اوقات فراغت مي دانند با اينكه ممكن است در خانه و محيط اطراف خود مشكل حادي هم نداشته باشند كه آنان را مجبور به ارتكاب رفتار نابهنجار نمايد، ولي فقط به خاطر اينكه در چند روز زندگي خوش باشند، دست به ارتكاب اعمال خلاف عرف و اجتماع مي زنند. 
گاهي نيز افراد از نعمت خانواده و والدين عاطفي برخوردارند، اما به خاطر شكست در تحصيلات و ناتواني در ادامه تحصيل، تحقير معلمان و فشارهاي بي مورد والدين مجبور مي شوند خود را به گونه اي ديگر نشان دهند و ـ به اصطلاح ـ «خودي» نشان دهند. و اين حكايت از ميل به استقلال طلبي، قدرت طلبي و يا عافيت طلبي در نوجوانان و جوانان دارد كه به دليل عدم ارضاي صحيح آن دست به ارتكاب اعمال ناشايست مي زنند. 
عده اي از نوجوانان نيز به دليل روحيه تنوع طلبي و زياده خواهي و عدم تربيت صحيح و عدم هدايت درست اين غريزه طبيعي، دست به اعمال خلاف مي زنند. 
گاهي هم عده اي ممكن است داراي زندگي مرفهي باشند و هيچ گونه كمبود مالي و عاطفي نداشته باشند، ولي به دليل اين كه روحيه فاسدي دارند و ـ به اصطلاح ـ بي بند و بار و بي هويت اند و يا هدفي در زندگي ندارند، ميل به بزهكاري پيدا مي كنند.   لذا هدف ما در این طرح آگاهی دادن به اولیاء است که در اوقات فراغت در منزل ویا در مدرسه توسط دبیران وعوامل اجرایی این موارد به دانش آموزان آموزش داده شود ودانش آموزان از اثرات این موارد آشنا باشند تا آگاهانه در مهلکه قرا نگیرند
ج. عوامل اجتماعي 
در بررسي آسيب ها و انحرافات اجتماعي، به عنوان يك پديده اجتماعي، به علل اجتماعي انحرافات مي پردازيم. به هر حال، عوامل متعددي در اين زمينه نقش دارند كه در اينجا به برخي از آن ها اشاره مي گردد: 
1-  عدم پاي بندي خانواده ها به آموزه هاي ديني 
مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد تا زماني كه اعضاي جامعه پاي بند به اعتقادات مذهبي خود باشند، خود و فرزندانشان به فساد و بزهكاري روي نمي آورند. در پژوهشي كه توسط مركز ملي تحقيقات اجتماعي كشور مصر در سال 1959 صورت گرفته است، 72 درصد نوجوانان بزهكار، كه به دليل سرقت و دزدي توقيف و يا زنداني شده بودند، نماز نمي گزاردند و 53 درصد آنان در ماه رمضان روزه نمي گرفتند به هر حال، اين انديشه كه كاهش ايمان مذهبي يكي از علل عمده افزايش نرخ جرم در جوامع پيشرفته و غربي است، نظري عمومي است. تحقيقات صورت گرفته در كشور نيز مؤيد همين نظريه است. بنابراين، افزايش انحرافات اجتماعي مي تواند ناشي از عدم پاي بندي خانواده ها به آموزه هاي ديني باشد.  وبا اجرای این طرح هم به اولیاء وهم به انش آموزان آوزش داده خواهد شد که به مسائل اعتقادی ودینی وارزشی توجه بیشتری نمایند

2-آشفتگي كانون خانواده 
از ديگر مؤلفه هاي مهم در سوق يافتن نوجوانان و جوانان به سمت و سوي بزهكاري و انحرافات اجتماعي، گسسته شدن پيوندهاي عاطفي و روحي ميان اعضاي خانواده است. هر چند در بسياري از خانواده ها، پدر و مادر داراي حضور فيزيكي هستند، اما متأسفانه حضور وجودي و معنوي آنان براي فرزندان محسوس نيست. در چنين وضعيتي، فرزندان به حال خود رها شده، ارتباط آنان با افراد مختلف بدون هيچ نظارت، ضابطه و قانون خاصي در خانوده صورت مي گيرد. روشن است كه چنين وضعيتي زمينه را براي خلأ عاطفي فرزندان فراهم مي كند. در برخي از خانواده ها پدر، مادر و يا هر دو، بنا به دلايلي همچون طلاق و جدايي، مرگ والدين و... نه حضور فيزيكي دارند و نه حضور معنوي. در اين گونه خانواده ها كه با معضل طلاق و جدايي مواجه هستند، فرزندان پناهگاه اصلي خود را از دست داده، هيچ هدايت كننده اي در جريان زندگي نداشته، در پاره اي از موارد به دليل نيافتن پناهگاه جديد، در درياي موّاج اجتماع، گرفتار ناملايمات مي شوند. علاوه بر طلاق، مرگ پدر و يا مادر نيز بسان آواري سهمگين بر كانون و پيكره خانواده سايه افكنده، و در برخي موارد به دليل بي توجهي يا كم توجهي به فرزندان و جايگزين شدن عنصر نامناسب به جاي فرد از دست رفته، ضعيف شدن فرايند نظارتي خانواده، افزايش بيمارگونه بحران هاي روحي و رواني فرزندان و... موجب روي آوري فرد به ناهنجاري ها و انحرافات اجتماعي مي شود.   در این موارد با کمک انجمن کلاسی ومشاور ومعاونین این خانواده ها شناسایی وبه هسته مشاوره یا مرکز کاهش طلاق وشوراهای حل اختلاف معرفی می شوند برای جبران چنین معضلی انجمن کلاسی تشکیل شده که به تمام مشکلات دانش آموزان آن کلاس رسیدگی نمایند
3- طرد اجتماعي 
چگونگي برخورد دوستان، افراد فاميل و همسايگان با فرد بزهكار، در نوع نگاه متقابل وي با ديگران تأثير بسزايي دارد. در مجموع، اگر اين برخوردها قهرآميز و به صورت طرد فرد از محيط اجتماعي باشد، جدايي وي از جامعه سرعت بيشتري مي يابد. اين نوع برخورد، همواره به عنوان هزينه ارتكاب هر جرمي مدّنظر است. علاوه بر اين، افرادي كه داراي منزلت و پايگاه اجتماعي پاييني هستند و يا از نقص عضو، بيماري جسمي، روحي، و مشاغل پايين خود يا والدين شان رنج مي برند، نيز از سوي افراد جامعه مورد بي مهري قرار گرفته و ناخواسته طرد مي شوند. اين گونه افراد براي جبران اين نوع كمبودها، و شايد هم براي رهايي از اين گونه بي مهري ها و معضلات، دست به ارتكاب جرايم و انواع انحرافات اجتماعي مي زنند.  انجمن کلاسی و هسته مشاوره در اینگونه موارد اجازه نمی دهد که دانش آموزی در محیط آموزشگاه یا در جامعه طرد شود واو احساس تنهایی وبی پناهی کند
4- نوع شغل 
از ديگر متغيرهايي كه در مطالعات و تحقيقات صورت گرفته در زمينه ارتكاب بزهكاري و انحرافات اجتماعي نقش بسزايي دارد، و مورد تأكيد قرار گرفته است، ارتباط نوع شغل افراد با انحراف و بزهكاري است. همواره رابطه اي بين وضع فعاليت و شغل فرد با نوع رفتارهاي وي وجود دارد. گرچه بين بي كاري و سابقه جرم و زنداني و دفعات ارتكاب جرم، رابطه معناداري مشاهده مي شود، ولي اين امر بدين معنا نيست كه لزوماً بيكاري علت تكرار جرم باشد; زيرا ممكن است اين رابطه به صورت معكوس باشد; يعني كساني كه بيشتر مرتكب جرم مي شوند، بيشتر شغل خود را از دست داده و بيكار مي شوند. از جمله نكات مهم در نوع شغل، حساس بودن و اهميت شغل است. هر چه شغل فرد مهم تر و از حساسيت بيشتري برخوردار باشد، هزينه ارتكاب جرم نيز افزايش مي يابد.  در بین خانواده ها ووالدین در کلاس های آموزش خانواده اطلاع رسانی وآگاهی بخشی می شود که اگر افرادی در پست ومسئولیتی قرار دارند این پست ومسئولیت امانتی است در اختیار آنها وباید به نحو احسن از آن امانت داری نمایند ودر صورت خیانت در امانت هم مرتکب گناه شده اند وهم مجرم هستند وباید در پیشگاه عدل الهی ودر پیشگاه مردم وقانون مجازات شوند تا بر اثر حب دنیا وسوسه نشوند
5-  بي كاري و عدم اشتغال 
از ديدگاه جامعه شناسان و روان شناسان بي كاري يكي از ريشه هاي مهم بزهكاري و كجروي افراد يك جامعه است. بي كاري موجب مي شود كه افراد بيكار جذب قهوه خانه ها و مراكز تجمع افراد بزهكار شده، به تدريج، به دامان انواع كجروي هاي اجتماعي كشيده شوند. 
علاوه براين، چون بي كاري زمينه ساز بسياري از انحرافات اجتماعي است، افراد با زمينه قبلي و براي كسب درآمد بيشتر دست به سرقت مي زنند; چرا كه فرد به دليل نداشتن شغل و درآمد ثابت براي تأمين مخارج زندگي مجبور است به هر طريق ممكن زندگي خود را تأمين نمايد. از نظر چنين فردي، بزهكاري به ظاهر معقول ترين و بهترين اين راه هاست. حاصل تحقيقات صورت گرفته نيز حكايت از تأثير قاطع بي كاري و فقر بر افزايش بزهكاري دارد. 
6-  فقر و مشكلات معيشتي 
در ميان علل و عوامل پيدايش بزهكاري و ارتكاب انحرافات اجتماعي، عامل فقر و مشكلات معيشتي و اقتصادي از جايگاه ويژه اي برخوردار است. عدم بضاعت مالي مكفي خانواده ها و ناتواني در پاسخگويي به نيازهاي طبيعي و ضروري مانند فراهم ساختن امكان ادامه تحصيل حتي در مقطع متوسطه، تأمين پوشاك مناسب، متنوع و متناسب با سليقه و روحيه آنان و... زمينه ساز بروز دل زدگي، سرخوردگي، ناراحتي هاي روحي، دل مشغولي، افسردگي و انزواطلبي را در فرزندان فراهم مي سازد.  اين امر موجب مي شود تا اين افراد براي التيام ناراحتي هاي ناشي از مشكلات خود از طريق مستقيم و يا غيرمستقيم، به اقداماتي دست بزنند و خود درصدد حل مشكل خويش برآيند. در نتيجه، بسياري از اين افراد براي رهايي از بند گرفتاري ها، دست به ارتكاب اعمال ناشايست مي زنند. این مشکل دانش اموزان با صندوق خیریه تا حدودی رفع می شود فقط به اولیاء اعلام می گردد که مشارکت بهتری در این صندوق داشته باشند زیرا یکی از صفات حسنه مسلمانان انفاق به همنوعان است
7-. دوستان ناباب 
گروه همسالان و دوستان الگوهاي مورد قبول يك فرد در شيوه گفتار، كردار، رفتار و مَنِش هستند. فرد براي اينكه مقبول جمع دوستان و همسالان افتد و با آنان ارتباط و معاشرت داشته باشد، ناگزير از پذيرش هنجارها و ارزش هاي آنان است. در غير اين صورت، از آن جمع طرد مي شود. از اين رو، به شدت متأثر از آن گروه مي گردد، تا حدّي كه اگر بنا باشد در رفتار فرد تغييري ايجاد شود يا بايد هنجارها و ارزش هاي آن جمع را تغيير داد يا ارتباط فرد را با آن گروه قطع كرد. تأثير گروه همسالان، همفكران، همكاران و دوستان در رشد شخصيت افراد كمتر از تأثير خانواده نيست; چرا كه فرد پس از خانواده، منحصراً زير نفوذ گروه قرار مي گيرد. بدين روي، اگر فردي با گروهي از معتادان رابطه برقرار كند و با آنان دوست شود، به تدريج تحت تأثير رفتار آنان قرار مي گيرد و معتاد مي شود; چون از سويي، ملاك پذيرش و قبول فرد توسط يك گروه و جمع، پذيرفتن فرهنگ آن هاست و از سوي ديگر، معتادان هم علاقه مندند كه مواد مخدّر را به طور دسته جمعي استعمال كنند كه هم در موقع استعمال مصاحبي داشته باشند و هم از شدت فشار سرزنش اجتماع بر خود بكاهند. از اين رو، معتادان علاقه مندند كه دوستان و همسالان خود را به جرگه اعتيادشان بكشانند. در اين صورت، اگر نوجواني از تعليم و تربيت مقدّماتي و صحيح خانوادگي محروم باشد و خانواده اش او را از مضرّات اعتياد مطلع نكرده باشند و در محيط اعتياد زندگي كند و با دوستان معتاد نيز سر و كار داشته باشد، احتمال اينكه معتاد شود زياد است. همين فرايندِ تأثير گروه بر فرد در ساير انواع بزهكاري به غير از اعتياد نيز صادق است. 
ساترلند در نظريه «انتقال فرهنگي كجروي» خود بر اين نكته مهم تأكيد مي كند كه رفتار انحرافي همانند ساير رفتارهاي اجتماعي، از طريق معاشرت با ديگران ـ يعني منحرفان و دوستان ناباب ـ آموخته مي شود و همان گونه كه همنوايان از طريق همين ارتباط با افراد سازگار، هنجارها و ارزش هاي فرهنگي آن گروه و جامعه را پذيرفته، خود را با آن انطباق مي دهند، افراد در ارتباط با دوستان ناباب و هنجارشكن، به سمت و سوي ناهمنوايي سوق داده مي شوند. وبه دانش آموزان وخانواده ها یاد آوری می گردد که روابط فرزندان خودرا با دوستان آنها کنترل نموده وخصوصیات دوستان فرزندان خودرا شناسایی کنند
اين نظريه تأكيد مي كند كه فرد منحرف تنها با هنجارشكنان، و فرد همنوا تنها با افراد سازگار ارتباط ندارد، بلكه هر انساني با هر دو دسته اين افراد سر و كار دارد. اما اينكه كدام يك از آن دو گروه، فرهنگ خود را منتقل مي كنند و تأثير مي گذارند، معتقد است كه به عوامل ديگري نيز بستگي دارد كه اين عوامل عبارتند از: 
1-  شدت تماس با ديگران: احتمال انحراف فرد در اثر تماس با دوستان يا اعضاي خانواده منحرف خود، به مراتب بيشتر است تا در اثر تماس با آشنايان يا همكاران منحرف خود; 
2-  سن زمان تماس: تأثيرپذيري فرد از ديگران در سنين كودكي و جواني بيش از زمان هاي ديگر و ساير مقاطع سني است; 
3-  ميزان تماس با منحرفان در مقايسه با تماس با همنوايان: هرچه ارتباط و معاشرت با كج رفتاران نسبت به همنوايان بيشتر باشد، به همان ميزان احتمال انحراف فرد بيشتر خواهد بود.   لذا به دانشآموزان وخانواده ها آموزش داده می شود که با چه نوع خانواده هایی ارتباط برقرار نمایند وفرزندان آنها با کسانی که دارای چه ویژگیهایی باشند ارتباط برقرار نمایند
8-   محيط 
محيط نيز از جمله عوامل تأثيرگذار در پيدايش رفتارهاي شايسته و يا ناشايست است. اگر در منزل و خانه، كوچه، خيابان و مدرسه، و محيط پيرامون زمينه و شرايط مساعدي براي بزهكاري وجود داشته باشد، فردي را كه آمادگي انحراف در او وجود دارد، به سوي جرم و ارتكاب رفتار بزهكارانه سوق مي دهد.  در پيدايش هر جرمي، با تحليل دقيق، به اين نتيجه مي رسيم كه محيط اجتماعي بستر كاملا مناسبي براي فرد بزهكار فراهم آورده و عامل مهمي براي پيدايش رفتار مجرمانه توسط وي بوده است. اگر فساد و تباهي و بي بند و باري بر جامعه حاكم باشد، افراد مستعد در گرداب تباهي هاي آن اسير مي شوند و اگر نظام اجتماعي بر معيارها و الگوهاي ارزشي استوار باشد و برنامه هاي هدف دار و مشخصي طرح ريزي گردد، امكان انحراف اجتماعي در جامعه و در ميان افراد بسيار ضعيف خواهد بود. به گفته يكي از محققان، محيط در شكل گيري شخصيت و منش انسان نقش بسيار تعيين كننده و مؤثري ايفا مي كند و رفتار انسان كه نشانه اي از شخصيت و منش اوست، تا حد زيادي، ناشي از تربيت اكتسابي از محيط است.   بنابراين، محيط آلوده، افراد را آلوده و محيط سالم و با نشاط، زمينه ساز رشد و شكوفايي و شادابي و نشاط افراد است. 
 9-  فقر فرهنگي و تربيت نادرست 
از ديگر عواملي كه موجب سوق يافتن جوانان به سوي انحرافات اجتماعي است، فقر فرهنگي و محدوديت ها و تبعيض هاي ناشي از فقر فرهنگي مي باشد. از عوامل مهم پيدايش بزهكاري، سطح و طبقه اجتماعي و فرهنگي خانواده هاست. چنان كه سطح تحصيلات (بي سوادي و يا كم سوادي اعضاي خانواده)، سطح پايين و نازل منزلت اجتماعي خانواده، ناآگاهي اعضاي خانواده به ويژه والدين از مسائل تربيتي، اخلاقي و آموزه هاي مذهبي، عدم همنوايي خانواده با هنجارهاي رسمي و حتي غيررسمي جامعه، هنجارشكني اعضاي خانواده و اشتهار به اين مسئله و مسائل ديگري از اين دست مؤلفه هايي هستند كه در قالب فقر فرهنگي خانواده در ايجاد شوك هاي رواني و روحي بر فرزندان نوجوان و جوان مؤثر است و انگيزه ارتكاب انواع جرايم آنان را دوچندان مي كند.   تبعيض جنسيتي و يا تبعيض بين فرزندان نيز از جمله عوامل مهم فقر خانوادگي است. بسياري از والدين آگاهانه يا ناآگاهانه با تبعيض بين فرزندان، موجب اختلاف بين آنان و دلسردي آنان از زندگي مي شوند. تبعيض در برخورد با خطاها و اشتباهات فرزندان دختر و پسر و عدم اتخاذ رويه منطقي براي برخورد با خطاهاي فرزندان و تنبيه تبعيض آميز بر اساس برتري پسر بر دختر يا به عكس، موجب سلب اعتماد به نفس و بدبيني فرزندان نسبت به والدين مي شود. 
تبعيض در خانه با روحيه حساس و عزّت نفس فرزندان منافات دارد و خسارات جبران ناپذيري را بر روح و روان آنان وارد مي كند و با ايجاد بحران هاي روحي و سرخوردگي، آنان را به سوي عكس العمل هاي منفي نظير سرقت، اعتياد و فرار از خانه سوق مي دهد. همان گونه كه عدم توجه به نيازهاي عاطفي فرزندان مي تواند عامل بروز ناهنجاري هاي رفتاري در فرزندان شود، توجه بيش از حدّ متعارف و در اختيار قرار دادن امكانات رفاهي زياد هم مي تواند زمينه بروز ناهنجاري هاي رفتاري در آنان شود.  در شيوه فرزندسالاري، اغلب تمايالات و خواسته هاي فرزندان محقق مي شود، از اين رو، به محض ايجاد مشكلات و بحران ها و فشارهاي زندگي، كه در آن امكان تحقق برخي از نيازها سلب مي شود و يا در شرايطي كه خواسته هاي فرزند به افراط مي گرايد و والدين با آن مخالفت مي نمايند، فرزند به دليل تربيت شديد عاطفي، روحيه عدم درك منطقي شرايط، نازپروري و بي تحملي در برابر مخالفت والدين، عصيان و طغيان نموده و همين امر موجب دوري او از والدين و اعضاي خانواده مي گردد و سرانجام مي تواند زمينه ارتكاب انواع جرايم را فراهم سازد. 
10-    رسانه ها و وسايل ارتباط جمعي 
رسانه هاي ديداري، شنيداري و مكتوب مي توانند از جمله مؤلفه هاي در خور توجه در ايجاد انگيزه روي آوري جوانان به سمت و سوي بزهكاري و رفتارهاي انحرافي باشند. بررسي ها نشان داده اند در ظرف چند سال اخير و در پي ورود برخي مطبوعات زرد (= مبتذل، عامه پسند و جنجالي) به عرصه رسانه هاي كشور و استفاده اين نشريات از عناوين جنجالي و هيجاني و همچنين بهره گيري از شخصيت هاي سينمايي و هنري و درج اخبار بي محتوا و توأم با بزرگ نمايي، انعكاس بيش از حدّ اخبار مربوط به بازيگران سينما و توجه مفرط به اخبار و حوادث، توجه تعداد قابل توجهي از نوجوانان و جوانان به مطالب مندرج در آن ها جلب شده است. اين مسئله موجبات فراهم آوردن زمينه هاي آسيب هاي اجتماعي مختلف شده است. از سوي ديگر، پخش شمار قابل توجهي از سريال هاي تلويزيوني، از طريق صدا و سيما و يا شبكه هاي ماهواره اي خارجي، با مضامين زندگي هاي مجردگونه غربي توأم با جذابيت، نشاط، رفاه، موفقيت و به طور كلي با تصويرسازي مثبت از اين نوع زندگي هاي از هم گسيخته، نقش مؤثري در تقويت انگيزه گريز از قيد و بندهاي خانوادگي و هنجارها، و ارتكاب جرايم اجتماعي ايفا كرده است. نقش رسانه هاي جمعي، به ويژه ماهواره و اينترنت در رواج بي بند و باري اخلاقي، مقابله با هنجارهاي اجتماعي، عدم پاي بندي مذهبي و بلوغ زودرس نوجوانان در مسائل جنسي حايز اهميت است.  در جلسان انجمن ومجمع عمومی اولیاء به خانواده ها توصیه شده که مواظب فرزندان خود در مورد استفاده از ماهواره واینترنت باشند که فریب افراد شیطان را نخورند چون با پیشرفت تکنولوژی نمی توان جلو استفاده از این امکانات را گرفت فقط باید نحوه صحیح استفاده را به فرزندان یاد آوری نمود وبر نحوه استفاده آنها نظارت داشته باشند ولازمه اینکار این است که اولیاء در مورد تکنولوژی روز اطلاعاتی را کسب نمایند تا بتوانند یار وکمک فرزندان خود باشند

انواع آسیب های اجتماعی در جامعه كدامند ؟

مسئله مربوط به آسیبهای اجتماعی از دیرباز در جامعه بشری مورد توجه اندیشمندان بوده است. همزمان با گسترش انقلاب صنعتی و گسترش دامنه نیازمندیها ، محرومیتهای ناشی از عدم امکان برآورده شدن خواستها و نیازهای زندگی موجب گسترش شدید و دامنه دار فساد ، عصیان ، تبهکاری ، سرگردانی ، دزدی و انحراف جنسی و دیگر آسیبها شده است.  هر چند اکثر مشکلات اجتماعی انواعی تکراری در طول نسلهای مختلف هستند، اما چنانکه مشاهده میشود برخی از این انواع در برخی نسلها اهمیت بیشتری پیدا کرده است و حتی برخی انواع این آسیبها در نسلهای بعدی زاده شده اند. از سوی دیگر از آنجایی که یک سری علل غالب در هر جامعه وجود دارند که نسبت به سایر علل اهمیت بیشتری در بروز آسیب ها دارند، هر چند از انواع متمایز آسیب ها سخن میرود، اما عمدتا همپوشی هایی بین آنها دیده میشود. که بعضی از این آسیب های اجتماعی را که در جامعه می توان به وضوح مشاهده نموده به شرح زیر اعلام می گردد :

1- طلاق : طلاق یكی ازآسیب های اجتماعی در جامعه است باید همه مردم با مسئولین همكاری وهمفكری نمایند تا از وقوع این آسیب اجتماعی پیشگیری شود وراه چاره تقویت اعتقادات دینی ومذهبی وآشنایی خانواده با وظائف وآئین همسر داری وتوجه به ارزشهای والای انسانی وتحكیم بنیادی خانواده ها وانتخاب معیارها وملاكهای ارزشی در انتخاب همسرمی باشد جامعه شناسان، طلاق را یکی از آسیب های اجتماعی می دانند و آن را در کنار سایر آسیب های اجتماعی مانند خودکشی، اعتیاد، دزدی، جنایت و غیره رده بندی می کنند. این که تصمیم به جدایی دو فرد از یک دیگر، که نه هم خوانی و هم زبانی با یک دیگر دارند و نه علاقه ای بین آنان موجود است، می بایست آسیب شمرده شود، قطعا دلایل زیادی دارد که می بایست در مجموعه خود و در تک تک موارد بررسی گردد. در جامعه ای که نه تنها هیچ گونه حمایتی از زن بعد از طلاق به عمل نمی آید، بلکه او را از خود دفع می کند و زن چه از نظر مالی، چه از نظر هویت اجتماعی، به سوی درماندگی و بی آیندگی سوق داده می شود، مسلم است که طلاق را باید یکی از آسیب های اجتماعی دانست و انجام آن را مذمت کرد. به همین دلیل است که زن، هر تحقیری را به جان می خرد و حاضر می شود زندگی مشترک را هم راه با کتک ها و فحاشی همسر، زخم زبان و بدگویی های خانواده همسر و سرافکندگی و خواری تحمل کند. اما چنین خانواده ای و چنین رفتاری با زن، جزو آسیب های اجتماعی شمرده نمی شود و در کنار قتل و دزدی و تقلب نشانده نمی گردد. به همین دلیل است که زن، زندگی مشترک را می پذیرد و خود را از تحرک جامعه و پیرامون خود کنار می کشد، گوشه گیری و عزلت را بر می گزیند، به افسردگی دچار می شود و در آخر یا دیوانه شمرده شده و به تیمارستان سپرده می شود و یا به خودکشی رانده می گردد. در جامعه ای که به زن بعد از جدایی از همسرش به عنوان یک زن فاحشه می نگرد، مسلم است که دیوانه شدن ارجحیت پیدا می کند و یا زن تلاش می کند تا با پارچه سفید از خانه همسر بیرون رود. برای جبران این نقیصه به والدین این آگاهی داده می شود که زن هم در جامعه دارای حق وحقوقی است وگاهی حق زن در جامعه اسلامی بیشتر حق مرد است ومردان نباید مثا برده به زن نگاه کنند وباید دید جامعه ما در مورد اینکه اگر واقعاً دو نفر زوج نتوانستند با هم ادامه زندگی دهند ودر شرایط حساسای تصمیم به جدایی وطلاق بگیرند باید بعد از طلاق به این خانم ها به صورت زشت نگاه نکنن وآنهارا در جامعه وخانواده سر کوفت نزنند چرا طلاق گرفته اما در عین حال باید تلاش کرد اگر ابهامات وسوء تفاهمی در بین خانواده ها پیش می آید آنرا با مشاوره وراهنمایی حل کرد واجازه ندهند که طلاق در جامعه رواج پیدا کند  مخصوصاً در خانواده ای که دارای فرزند هستند طلاق مادر از پدر بزرگترین ضربه روحی وروانی به فرزندان وارد می کند وآثار این ضربه در جامعه خودرا نشان می دهد بخاطر همین کار است که طلاق جزء آسیب های اجتماعی قرار می گیرد وهمانطوریکه طلاق بعنوان یک آسیب اجتماعی قرار می گیرد بد رفتاری با همسران وضرب وجرح وفحاشی وتوهین واهانت به زن هم جزء آسیب های اجتماعی است

2-- اعتیاد : یكی دیگر از آسیبهای اجتماعی خانمان سوز اعتیاد است كه اكثر جوانان را مورد هدف قرار می دهد لذا خانواده ها با هوشیاری وشناخت از آثار پدیده شوم اعتیاد می توانند فرزندان خودرااز این بلای خانمان سوز نجات دهندباکتری های ذهنی شامل خودبزرگ بینی ، خودکم بینی و پوچ گرایی است و افرادی که دارای این خصوصیات هستند در معرض شدید خطر ابتلا به اعتیاد قرار داشته وهمچنین این معضل با وجود سیگنال های منفی، نبود برنامه ریزی در خانواده، استرس زیاد، طلاق عاطفی والدین، عدم حضور روانی – عاطفی – فیزیکی والدین در کنار فرزندان تشدید می شود مخصوصاً با برنامه هایی که دشمنان برای جوانان طراحی می کنند زمینه اعتیاد جوانان به مواد مختلف اعم از مواد مخدر وروانگردان و...در جامعه بیشتر شده ووظایف خانواده هارا وستادهای مردمی را چند برابر سنگین تر نموده که بیشتر از قبل مواظب رفتار فرزندان خود باشند
3-- سرقت ، خانواده ها اگر به ضرب المثل تخم مرغ دزد شتر دزد می شود توجه نمایند فرزندان آنها به سارقین حرفه ای تبدیل نمی شوند

بطور کلی سرقت و دزدی هم از لحاظ عرفی و هم از لحاظ قانونی به عنوان یک آسیب جدی محسوب میشوند. هر چند عوامل متعددی در بروز این مشکل شناخته شدهاند، مثل فقر و بیکاری ، اعتیاد و شیوه های تربیتی ، اما باید توجه داشت مبانی شخصیت اهمیت ویژه در ارتکاب دزدی دارند. این افراد معمولا از لحاظ رشد اخلاقی در سطح خیلی پایین و ضعیف هستند و بطور کلی ثبات و استواری و قدرت تحلیل و تفکر درباره پیامدهای رفتار خود را به قدر کافی ندارند. در مباحث مربوط به علل دزدی  به علل تربیتی تأکید فراوان میشود. الگوهای رفتاری خود والدین ، واکنشهای آنها درباره دزدی های کوچک دوران کودکی ، مسأله پول توجبیبی  و کمک به شناخت مسأله مالکیت در دوره کودکی در ارتباط نزدیک با رفتارهای دزدی بزرگسالی و نوجوانی دارند.  ودر مدرسه در مواقع لازم به دانش آموزان یاد آوری می گردد که دزدی هم گناه است وهم جرم وکسی که دزدی می کند مجازات می شود هم در پیشگاه خداوند وهم در برابر قانون ومردم .

4-  اهانت وهتك حرمت : یكی دیگر از آسیب های اجتماعی موجود در جامعه وقوع جرم اهانت وتوهین وهتك حرمت مردم است كه ما آنرا ساده می انگاریم لذا اگر خانواده ها به ارزشهای دینی واسلامی توجه نمایند وحقوق شهروندی را رعایت نمایند این پدیده در جامعه از بین خواهد رفت واین آسیب ها هم گناه است وهم جرم  ودارای مجازات است .
5-  شهادت كذب در محاكم قصایی ، متأسفانه تعدادی افراد در جامعه همواره دنبال این هستند كه برای ناحق جلوه دادن حق دیگران شهادت كذب دهند وبا این شهادت كذب حق افراد ضعیف ومظلوم از بین می رود لذا اگر ما بعنوان یك مسلمان معتقد باشیم كه شهادت كذب جزء گناهان كبیره است زیرا باعث باطل شده حق می گردد واز مجازات قانون شهادت كذب آشنا باشیم این پدیده اجتماعی كه اثرات مخربی دارد از بین خواهد رفت.
6- قسم ناحق وبی اهمیت جلوه دادن سوكند جهت ابطال حق مسلم دیگران ، متأسفانه چون اكثر مردم در روابط اقتصادی وبازار وانجام معاملات موارد قانونی را از لحاظ عقد قرارداد یا سند رعایت نمی كنند در محاكم عادت به سوكند خوردن نموده واگر یك طرف از خداوند ترس نداشته باشد به راحتی با یك سوگند حق دیگری را ضایع می نماید لذا باید امورات مربوط به معاملات را قانونمند تر نمود
7-ترویج فساد وابتذال فرهنگی در جامعه مانند قاچاق مشروبات الكلی ، عدم رعایت پوشش اسلامی ،وفساد اخلاقی ومنتشر نمودن فیلم خانوادگی مردم و...راه پیشگیری از این آسیب اجتماعی فقط تقویت اعتقادات دینی ومذهبی واعلام مجازات سنگین برای مجرمان این پدیده ها می باشد هسته مقاومت فرهنگی مدرسه با همآهنگی با شوراهای حل اختلاف ودبیرخانه این شوراها میزان مجازات قانونی برای هریک از موارد فوق الذکر را مشخص ودر مجامع وجلسات هم به دانش آموزان ابلاغ می شود وهم به اطلاع اولیاء رسانده می شود که اگر اولیاء ودانش آموزان اطلاع داشته باشند که این آسیب های اجتماعی هم گناه است وهم جرم ودارای مجازات است آگاهانه دنبال این رفتار ها نمی روند
8- كمرنگ شدن امر به معروف ونهی از منكر در جامعه یكی از دلایل اصلی آسیب های اجتماعی است راه چاره انس بیشتر با آیات قران است كه بعنوان یك مسلمان بدانیم چند آیه از آیات قران به امر به معروف اشاره دارد واولیاء باید توجیه شوند این فریضه مهم در اسلام می باشد که غفلت از آن گناهی نابخشودنی است وموجب ایجاد وقوع جرم وگناه در جامعه است وهر کس از وقوع گناه وجرمی اطلاع داشته باشد ونهی نکند شریک در گناه است ودر قانون هم برای معاونت در جرم مجازات تدوین شده است .
9- تبعیض وناعدالتی در جامعه ودستگاههای دولتی یكی دیگر از علتهای وقوع آسیبهای احتماعی است ویک پدیده زشت
10-عدم توجه به تكریم ارباب رجوع وعدم احترام به مردم از علل دیگر ونشانه آسیب های اجتماعی است زیرا برخورد غیر منطقی وغیر اسلامی با مردم مردم را ار دستگاه حكومتی بیزار می كند ومردم از نظام فاصله می گیرند

11- وابستگی دارویی یا اعتیاد

اعتیاد به معنی تمایل به مصرف مستمر یا متناوب یک ماده برای کسب لذت یا رفع احساس ناراحتی اطلاق میشود که قطع آن ناراحتیهای روانی یا اختلالات جسمانی ایجاد میکند. در گرایش به اعتیاد عوامل مختلفی شناسایی و مطرح شدهاند. این عوامل هر چه باشند (که البته در مباحث مربوط به علت شناسی حائز اهمیت هستند.) سرچشمه بسیاری مشکلات فردی ، خانوادگی و اجتماعی هستند. اعتیاد به سبب ویژگیهای ذاتی خود ، اغلب با سایر آسیبها همراه میشود و موجب هدر رفتن نیروهای ثمربخش جامعه میشود.

12- انحرافات جنسی

غریزه جنسی هم میتواند منشأ بروز عالیترین نمودارهای ذوقی و هنری باشد و هم منشأ تشکیل بنیاد یک خانواده و هم منشأ بسیاری از جرائم. عوامل مختلف محیطی و خانوادگی و اجتماعی سر منشأ بروز انواع انحرافات جنسی هستند. هر چند برخی از این نوع انحرافات مشکلاتی فردی هستند، ولی اکثر آنها به آن جهت که در ارتباط با فرد دیگر معنی پیدا میکنند عوارض اجتماعی را در بر خواهند داشت.

از سوی دیگر مبارزه با این دسته از آسیبها در برخی موارد نیازمند تغییرات اساسی اجتماعی است و لازم است تحولاتی کلی و برنامه ریزیهای دقیقی جهت رفع آنها صورت گیرد و این تغییرات با ارائه آموزشهای وسیع اجتماعی برای افراد و خانواده ها و رفع عوامل بنیادی امکانپذیر خواهد بود. این دسته از انحرافات نیز اغلب با سایر آسیبها در ارتباط نزدیک هستند و گاهی حتی موجب بروز مشکلات جدی میشوند. مثل بیماری ایدز که با انحرافات جنسی ارتباط نزدیک دارد.

13- خودکشی

خودکشی هر چند در وهله اول یک مشکل فردی به شمار میرود ولی از آنجایی که فرد در اجتماع زندگی میکند و تأثیرات متقابلی همواره بین آنها برقرار است، به عنوان یک معضل اجتماعی مورد بررسی قرار میگیرد. آمار خودکشی معمولا با سایر جرایم و آسیبها ارتباط پیدا میکند، بطوری که در میان گروههای مبتلا به اعتیاد خودکشی بیشتر دیده میشود. همچنین در آسیبهای مربوط به انحرافات جسمانی بویژه در میان قربانیان این انحراف خودکشی پدیده شایعی است. در میان بیماران روانی بویژه افسردگیهای شدید نیز اغلب خودکشی مسأله قابل توجهی است. به هر حال خودکشی پیوندهایی با متغیرهای اجتماعی دارد بطوری که علاوه بر تأثیری که از شرایط اجتماعی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. ارائه راهکارهای مناسب در بررسی مشکلات گروههای در معرض خطر مثل معتادین و خانواده های آن ، بیماران روانی و خانواده های آنها ، خانواده های نابسامان و آموزشهای فردی در مواجهه با تغییرات اساسی روشهایی سودمند خواهد بود. در این راستا توجه به گروههای سنی که در معرض خطر بیشتری هستند و خودکشی در میان آنها رواج بیشتری نسبت به سایر گروههای سنی دارد، مثل نوجوانان و جوانان اهمیت زیادی دارد. تمام این موارد از نظر مکتب ما مسلمانان واز نظر نظام ما که یک نظام الهی وارزشی است هم گناه است وهم از نظر قانون جرم ودارای مجازات می باشند اگر فرزندان ما وخانواده ها با این دونکته اشنا شوند جرم در جامعه کمتر خواهد شد

14-  مهاجرت

مهاجرت علاوه بر مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی که دارد مستلزم تغییراتی خاص است که مطابقت و سازگاری با آنها اغلب مشکلاتی را برای فرد و جامعه ایجاد میکند. به عبارتی علاوه بر اینکه مهاجرت در برنامه ریزیهای کلان اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی مشکلاتی را ایجاد میکند، مثل مهاجرت روستاییان به شهرها که خالی شدن روستاها از سکنه ، کاهش کشاورزی ، افزایش مشاغل کاذب و ... را به دنبال دارد موجب میشود، تا فرد برای سازگاری با تغییرات حاصل فشار زیادی را متحمل شود.شوک فرهنگی یکی از عوارض حاصل از مهاجرت است که با اضطراب و افسردگی ، احساس جدا شدن و مسخ واقعیت و مسخ شخصیت مشخص است. تحقیقات نشان میدهد شیوع مشکلات روحی و روانی بین مهاجرین بخصوص در بین مهاجرینی که شرایط مقصد بسیار متفاوت از شرایط مبدأ یا محل سکونت قبلی آنها بوده است شیوع بیشتری دارد. رایجترین اختلال علائم پارانوئید یا سوء ظن است که به احتمال قوی به دلیل تفاوتهای آنان از نظر زبان ، عادات و آداب و رسوم ، چهره ، نوع لباس و غیره است.

15-  بی خانمانی

منابع فزایندهای وجود مسائل ویژه ای را در افراد بی خانمان تأیید میکنند. چنین کسانی ممکن است در خیابانها سرگردان باشند یا به علل برخی بزهکاریهای دیگر که معمولا توأم با بی خانمانی آنهاست مثل دزدی ، اعتیاد و ... در زندانها یا کانونهای اصلاح و تربیت بسر برند. در بین افراد بی خانمان دسته های مختلفی از افراد دیده میشود، یک دسته شامل بیماران روانی شدید هستند که اغلب یا مدتهاست از خانواده خود دورند یا بطور موقتی از خانه خارج شده اند. معتادین گروه دیگری از این افراد را شامل میشوند که معمولا مراحل عمیق اعتیاد خود را میگذرانند. کودکان خیابانی و دختران و زنانی که با بی خانمانی به انحرافات جنسی نیز مبتلا هستند دو دسته دیگر را در بین افراد بی خانمان تشکیل میدهند. بسته به مکان جغرافیایی محله فقیر نشین شهر ، پارک شهر ، حومه شهر و نواحی روستایی خصوصیات این جمعیت فرق میکند. برخی در محدوده جغرافیایی نسبتا ثابتی میمانند در حالیکه عده ای از یک قسمت کشور به بخشهای دیگر یا از منطقه شهر به مناطق دیگر مسافرت میکنند. وظیفه خانواده ها در مشاهده اینگونه افراد این است که آنهارا به مسئولین نیروی انتظامی یا به مسئولین ذیربط معرفی نمایند که در خیابانها سرگردان وموجب وقوع بزه نباشند

 

 

16-  فقر

فقر در واقع مادر تمام آسیبهای اجتماعی است. فقر با بسیاری مسائل زیر پا از جمله ضعف تندرستی و افزایش مرگ و میر ، بیماری روانی ، شکست تحصیلی ، جرم و مصرف دارو رابطه دارد. هر چند خود فقر بطور ذاتی یک مشکل و آسیب است، اما این لزوما به این معناست که تمام افرادی که زیر خط فقر زندگی میکنند. افرادی نابسامان و مشکل ساز برای اجتماع هستند. مشکلات اقتصادی ، عدم تأمین نیازهای جسمی و روانی اغلب زمینهای برای بروز و ظهور مشکلات اجتماعی دیگری است. ما در مدرسه با تشکیل صندوق خیریه تا حدوی به دانش آموزان مبتلا به فقر مالی کمک خواهیم نمود ودر موارد دیگر باید در بین والدین ودر جامعه به صورت فرهنگ در آید که افراد متمکن افراد بی نوا را کمک ومساعدت نمایند

17-  بیکاری

بیکاری معضل اجتماعی دیگری است که هم آسیب های جدی فردی و هم آسیب های قابل ملاحظه اجتماعی را در دامن دارد. بیکاری بویژه در نسل پر انرژی و جوان که انرژی و قدرت و نیروهای آنها راکد و بی مصرف باقی می ماند نمود بیشتری پیدا میکند و زمینه را برای انوع انحرافات اجتماعی فراهم میسازد. وجود فرصت های همیشه خالی ، عدم تحمل بیکاری ، فقدان قدرت تأمین نیازها به دلیل نداشتن درآمد، زمینه هایی آماده برای کاشت بذر جرم و انحرافات میباشند. که باید مسئولین به این امر مهم توجه نمایند وما در هسته مقاومت فرهنگی فقط می توانیم هم مشکلات خانواده ها را به مسئولین یاد آوری نمود وهم با خانواده ها مشاوره نمود که در آنها امیدواری نسبت به آینده بوجود آوریم وراه حل های مناسب به آنها پیشنهاد کنیم که اگر در آمد کمتری داشته باشند بهتر از بیکاری است

4- مراحل ونحوه اجرای طرح یا تجربه : ابتدا کارگروه پیشگیری از آسیب های اجتماعی با حضور اولیاء دانش آموزان آگاه به مسائل وآسیب های اجتماعی ودبیران ومشاورین وروانشناسان شاغل در مدرسه تشکیل خواهد شد  سپس شروع به آسیب شناسی با کمک این کارگروه واولیاء ومربیان ودبیران ودانش آموزان ومرحله بعد اطلاع رسانی به خانواده ها ودانش آموزان با تشکیل جلسات سخنرانی ومجمع عمومی اولیاء در طول سال همکاری مشاورین مدرسه ومعاونین ودبیران وانجمن کلاسی که متشکل از نماینده دانش آموزان ونماینده دبیران ونماینده اولیاء می باشند مشکلات وآسیب های اجتماعی شناسایی وسپس با ارائه راهکار مناسب برای هر آسیب اجتماعی می توان هم معضل را درمان نمود وهم از وقوع این آسیب های اجتماعی در سایر خانواده ها پیشگیری نمود مثلاً برای مهار فقر مادی دانش آموزان صندوق خیریه کمک به دانش آموزان مستحق با همکاری کلیه دبیران مدرسه تشکیل شده وبرای شناسایی ضعف درسی دانش آموزان از دبیران ومشاورین مدرسه استفاده می شود وبرای شناسایی رفتارهای ناهنجار دانش آموزان وریشه یابی این رفتار ها جهت ارائه راهکار مناسب از مشاورین ودبیران روانشناسی در مدرسه استفاده شده وبرای شناسایی خانواده های دارای آسیب های اجتماعی از انجمن کلاسی ومعاونین مدرسه کمک خواهیم گرفت وبرای درمان مشکلات وآسیب های اجتماعی والدین مبتلا به با همکاری هسته مشاوره ودبیران روانشناسی وانجمن استفاده خواهیم نمود و برای مشکلات خانواده گی  با مرکز کاهش آمار طلاق در محل مجتمع شوراهای حل اختلاف شهرستان همآهنگی خواهیم نمود 

5- نتایج ودستاوردهای حاصل از اجرای طرح یا تجربه :والدین ودانش آموزان با عوامل موثر در ایجاد آسیب های اجتماعی ونقش هرکدام از این عوامل وشناخت واقعی از انواع آسیب های اجتماعی در اطراف خود پیدا می کنند از آنجايي كه خانواده يكي از مهمترين عوامل مؤثر در رشد همه جانبه كودك و نوجوان است، مي تواند در جهت پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي گام هاي مؤثري بردارد از جمله:
-   تربيت ديني كودكان و نوجوانان را از همان ابتداي تولد آغاز كنند

 - از طريق مشاهده، پيگيري پيشرفت تحصيلي و ارزيابي فعاليت هاي دانش آموز و تشكيل جلسات مشورتي با معلمان و... نقاط قوت فرزندان خود را از لحاظ تحصيلي و اخلاقي اجتماعي شناسايي و نسبت به پرورش و تقويت صحيح آن نقاط قوت اقدام كنند تا بدين وسيله در شكل گرفتن شخصيت فرزند، نقش اساسي و الهي خود را ايفا كنند.

- نقاط ضعف فرزندان را به عنوان يك عيب بزرگ تلقي نكنند و در نظر داشته باشند كه همه افراد به طور طبيعي نواقص و نقاط ضعفي دارند و نمي بايست كودكان و نوجوانان را به خاطر نقاط ضعف آنها سرزنش و تحقير كرد.

-  از مقايسه فرزندشان با همسالان در امور علمي و آموزشي جداً اجتناب نمايند

-  در جهت تربيت صحيح فرزندان و ترويج عادات مطلوب تربيتي در آنها بايد عملاً اقدام كنند نه صرف تذكر و توصيه شفاهي.
-   در به كارگيري شيوه هاي تربيتي، هماهنگ عمل كنند.

- در انتخاب دوستان مناسب براي فرزندانشان نظارت كامل داشته و راهنماي خوبي براي آنان باشند.

 - با مدرسه در اجراي روش هاي صحيح تربيتي و آموزشي همكاري مجدانه داشته باشند.

  - الگوي مناسبي براي تربيت صحيح فرزندان خود انتخاب كنند خود آنها الگو باشند زیرا نقش الگو پذیری اولیاء برای فرزندان از اهمیت ویژه ای برخوردار است

  - در ضمن اعطاي آزادي به فرزندان مراقب رفتار، گفتار، ابتكارات و... آنها باشند زيرا اعطاي آزادي بيان و... فرزندان را براي اجتماع فردا آماده مي كند و موجب مي شود آنان بتوانند ابتكارات و خلاقيت هاي خود را بروز دهند.

-  روابط صحيح و متعادل با فرزندان خود داشته باشند.

-  به نيازهاي مختلف آنها از جمله نياز به مهرباني و محبت، استقلال، كمال و خودشكوفايي، تشويق و قدرداني، عزت نفس، امنيت و آسايش خاطر، احساس تعلق داشتن به گروه و احساس هويت توجه نمايند.

-  مسئوليت هاي مناسبي را به فرزندان خود واگذار نمايند و از آنان بخواهند كه وظايف خود را به بهترين وجه انجام دهند.
-    امكانات تفريحات سالم را براي كودكان و نوجوانان فراهم نمايند

-  در جهت بالا بردن عزت نفس كودكان و نوجوانان، در انجام امور اساسي خانواده و محيط تحصيلي با فرزندان نوجوان خود مشورت نمايند.
-   حضور معنوي براي نوجوانان داشته باشند.

-   براي اوقات فراغت فرزندان با هماهنگي مدرسه و مشاوران تربيتي برنامه ريزي بهينه نمايند

-   فرزندان را به ورزش و فعاليت هاي بدني تشويق كنند زيرا يكي از عوامل ايجاد عزت نفس و بهبود مناسبات اجتماعي و وضعيت رواني نوجوانان، ودوری از اعتیاد خانمان سوز انجام ورزش و فعاليت هاي بدني است.

اگرچه نقش خانواده در پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي بسيار مهم تلقي مي گردد ليكن اين مسئله به معناي عدم توجه به كاركرد مناسب ساير نهادهاي اجتماعي و برنامه ريزي هاي صحيح اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي در ارتباط با مسائلي از قبيل توزيع مناسب ثروت در جامعه، ايجاد فرصت هاي اشتغال، توسعه آموزش هاي غيررسمي و استفاده از ظرفيت هاي رسانه اي نيست. در اين ميان نقش انجمن اوليا و مربيان با كاركردهاي ويژه آن از قبيل تحكيم روابط اجتماعي اعضاي خانواده از طريق آموزش خانواده مي تواند مورد توجه مسئولان و برنامه ريزان فرهنگي و اجتماعي قرار گيرد.

ودر نهایت خانواده ها با انواع آسیب های اجتماعی وآثار مخرب آنها آشنا خواهند شد وفرزندان ونوجوانان وجوانان خودرا با شناخت از این آفات اجتماعی مصون وواکسینه خواهند نمود  واطلاعات لازم را کسب خواهند نمود چون امکان دارد بعضی از این آسیب های اجتماعی تا بحال در جامعه در بین خانواده ها به صورت عادت در آمده باشد وخانواده ها متوجه آثار زیانبار این آسیب ها نشده باشند

راهكارها وپیشنهادات جهت پیشگیری از وقوع آسیب های اجتماعی در جامعه ونقش خانواده ها

الف –تشکیل تشکلها وسازمانهای مردمی مانند :سازمان بهزیستی وسازمانهای مشابه صیانت از كسانی كه دچار آسیب های اجتماعی شده اند بعهده گیرند وبرای اینكار استفاده از نهادهای مردمی ومدنی در برخورد با آسیب های اجتماعی بسیار حائز اهمیت است برای نمونه ستاد مردمی پیشگیری از اعتیاد ، ستاد دیه ، شوراهای حل اختلاف ، شوراهای اسلامی ، انجمنهای خیریه و..دولت وسازمان بهزیستی باید این تشكلهای مردمی را تقویت نموده وخود بر عملكرد آنها نظارت نماید

ب. وظايف خانواده

خانواده ها نيز وظايفي در مقابل پيش گيري از جرم و بزهكاري فرزندان دارند كه به برخي از آن ها اشاره مي گردد

1-     دوستي با فرزند و حذف فاصله والدين با فرزندان، به گونه اي كه آنان به راحتي مشكلات و نيازهاي خود را به والدين بگويند; 

2-     تقويت اعتقادات فرزند، به ويژه در كودكي و نوجواني، در كنار پاي بندي عملي والدين به آموزه هاي ديني; 
3- ايجاد سازگاري در محيط خانه; 
4- ايجاد بستر مناسب براي احساس امنيت، آرامش، صفا و صميميت و درك متقابل والدين و فرزندان; 
5- تلاش در جهت تأمين نيازهاي مادي و معنوي فرزندان توسط والدين; 
6- توجه به نيازهاي روحي و عاطفي اطفال و نوجوانان و ايجاد فضاي مطلوب و آرام در خانواده; 
7- مراقبت والدين نسبت به اعمال و رفتار فرزندان خود; 
8- برنامه ريزي مناسب براي تنظيم اوقات فراغت نوجوانان و جوانان; 
9- نظارت جدّي والدين نسبت به دوست يابي فرزندان. 
ج. وظايف ساير نهادها 
علاوه بر خانواده، ساير نهادها از جمله مجموعه حاكميت، آموزش و پرورش، نهاد قضايي، بهزيستي و... نيز در اين زمينه وظايفي دارند كه به برخي از آن ها اشاره مي گردد: 
1-تقويت ارتباط ميان والدين دانش آموزان با مربيان و عدم واگذاري مسئوليت تربيت فرزندان به مدرسه يا خانواده به تنهايي; 
2- تقويت مراكز مشاوره اي مفيد و كارامد در مدارس; 
3-  بها دادن به مسئله ترك تحصيل و يا اخراج دانش آموزان از مدرسه و ضرورت ارتباط با خانواده هاي آنان; 
4-  ضرورت آشنايي نيروهاي نظامي و انتظامي با انحرافات اجتماعي و نحوه برخورد با آنان; 
5-  اعمال مجازت هاي سنگين، علني و جدي (در ملأ عام) براي باندهاي فساد، اغفال و...; 
6-  تقويت نظارت هاي اجتماعي رسمي و دولتي و نيز نظارت هاي مردمي و محلي از جمله امر به معروف و نهي از منكر براي پاكسازي فضاي جامعه و تعديل آزادي هاي اجتماعي; 
7-  برنامه ريزي اصولي و صحيح براي اشتغال در جامعه، رفع بي عدالتي، و پي گيري منطقي نيازهاي جوانان، تأمين امنيت و نياز شهروندان; 
8- جلوگيري از مهاجرت هاي بي رويه به شهرهاي بزرگ و جلوگيري از پرداختن جوانان به اشتغال هاي كاذب مثل كوپن فروشي، سيگار فروشي، نوارفروشي و...; 
9- ايجاد مراكز آموزشي، ورزشي، تفريحي، مشاوره اي براي گذران اوقات فراغت نوجوانان و جوانان; 
10-  ايجاد تسهيلات لازم براي جوانان و نوجوانان از قبيل وام ازدواج، وام مسكن، وام اشتغال، و...; 
11-  ايجاد بستر مناسب براي ايجاد بيمه همگاني، بيمه بي كاري، و برخورداري نوجوانان و جوانان از تسهيلات اجتماعي و...; 
12-. فراهم كردن موقعيت ها و بسترهاي لازم در جامعه تا زندانيان پس از آزادي از زندان مورد پذيرش جامعه واقع شوند و شغل آبرومندانه اي به دست آورند; در غير اين صورت، مجدداً دست به اقدامات بزهكارانه خواهند زد; 
13- از آن رو كه از جمله عوامل مؤثر در ارتكاب جرم، بي كاري و فقر مي باشد، مي بايست با برنامه ريزي دقيق، كه نياز به عزم ملي دارد، نسبت به اشتغال در جامعه و ريشه كني فقر و بي كاري اقدام لازم و بايسته صورت گيرد. 
چند راه حل براي مواجهه با بحران-

1- باور كنيم ما نيز ممكن است همانند ديگران در معرض آسيب‌ها قرار بگيريم.
- 2-نسبت به خطراتي كه ما و خانواده‌هايمان را تهديد مي‌كنند، آگاهي يابيم.
- 3 نيازهاي فرزندان خود را بشناسيم و براي حل آن بكوشيم.
4-- مي‌توان براي شناسايي نيازهاي خانواده، از خود آنها مشورت گرفت، اما بايد توجه داشت كه به همان نسبت كه كمبود امكانات مي‌تواند موجب آسيب خانواده گردد، رفاه دايمي و برآوردن نيازهاي كاذب نيز خطرناك است.
5-- از طريق افزايش آگاهي خود، خانواده را به سمت وفاق بيش‌تر هدايت كنيم.
6- كنترل غيرمستقيم اعضا به ويژه نوجوانان و جوانان ضروري است. توجه داشته باشيم كه معاشرت با دوستان بد از يك سو و تنها نهادن فرزندان از سوي ديگر به يك اندازه مي‌توانند خطرساز باشند.
7- سعي كنيم بهترين دوست فرزندان خود باشيم.
8- گه‌گاه مسايل خانواده را با فرزندان در ميان بگذاريم و از آنها در ارائه راه‌حل ياري بجوييم. اين امر موجب بلوغ فكري و احساس تعلق فرزندان نسبت به خانواده مي‌شود.
9- ميان عطوفت و سختگيري بر كردار فرزندانمان اعتدال برقرار نماييم.
- 10- بهترين تصميم‌ها را در بدترين شرايط بگيريم

 برخي دیگر از اين كاركردها عبارتند از:

1-   تنظيم رفتار جنسي و زادوولد

2-  مراقبت و محافظت از كودكان، ناتوانان و سالخوردگان

از آنجا كه اين افراد، قادر به مراقبت از خود نيستند، بنابراين خانواده بهترين مكان براي حفظ و نگهداري از اين افراد است. به علاوه اين نهاد از جمله معدود نهادهاي اجتماعي است كه ابعاد معنوي و عاطفي بشر را رشد و تعالي مي‌بخشد.

3- اجتماعي كردن فرزندان

در تمام تاريخ بشر، خانواده به عنوان مهد گسترش و انتقال ارزش‌ها و هنجارهاي نظام اجتماعي از نسلي به نسل ديگر بوده است. همواره رويكردها و آموخته‌هاي اوليه فرزندان، تاثير زيادي در آموخته‌هاي بعدي آنها دارد. بنابراين آنچه را كه افراد در سال‌هاي نخست زندگي از خانواده فرا مي‌گيرند، پايه‌هاي انديشه‌هاي بعدي خود مي‌سازند. در موارد بسيار زيادي الگوي زندگي و رفتارهاي اجتماعي فرزندان، والدين آنها هستند.

4- تامين اقتصادي

تقريباً در همه جوامع تاريخي، خانواده نقش اصلي تامين مايحتاج اقتصادي و ضروريات مادي افراد را بر عهده داشته است. بنابراين در دوره‌هاي مختلف زندگي به ويژه سال‌هاي نخست و پاياني زندگي كه فرد قادر به توليد اقتصادي نبوده است، تحت حمايت سازمان خانواده قرار مي‌گرفت. مسلماً جوامع مختلف تشكيل شده از واحدهاي كوچك‌تري چون خانواده هستند. به همين دليل مهم‌ترين هدف براي نابودسازي يك جامعه و فرهنگ آن، نابودسازي افراد از طريق برهم زدن آرامش رواني، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي آنهاست كه اين هدف جايي نيست مگر خانواده. چنانچه ديده مي‌شود سيستم برنامه‌ريزي‌هاي فرهنگي دشمن اغلب با اثرگذاري بر خانواده نظام عقيدتي، سياسي و فرهنگي فرد را دچار تزلزل مي‌سازد. اين نظام برنامه‌ريزي با انگشت گذاشتن بر ابعاد غريزي و لذت‌هاي آني، سعي دارد تا اقشار آسيب‌پذير جامعه نظير نوجوانان، جوانان، زنان و ساير گروه‌ها را مورد حمله قرار دهد. برخي از اين حملات در قالب پيامدهاي ذيل بر خانواده ظاهر مي‌شود:

5-  اختلاف ميان زن و شوهر

دشمنان فرهنگي، در قالب برنامه‌هاي تفريحي، كتاب‌ها، تصاوير و فيلم‌هاي تلويزيوني سعي در تغيير رويكردها و عقايد افراد دارند. همان طور كه مي‌دانيم عقايد و رويكردهاي اوليه هر فردي بسته به محيط اجتماعي آن، شكل مي‌گيرد، لذا افراد بهنجار جامعه خود و محيط اجتماعي كه در آن زندگي مي‌كنند، محسوب نمي‌شوند. بلكه در بهترين حالت، افراد بهنجار و نرمال جوامعي محسوب مي‌شوند كه با معيارهاي آنها رفتار مي‌كنند. به خوبي مي‌توان ملاحظه كرد كه در صورت بروز چنين وضعيتي فرد از سوي محيط طرد مي‌شود. اينجا تضاد بين عالم روياهاي فرد با واقعيات بيروني، موجب طرد فرد از جامعه و گسست نظام خانواده مي‌گردد. برنامه‌هاي فرهنگي بيگانگان با تبليغات و آموزش‌هاي مستقيم و غيرمستقيم خود در قالب برنامه‌هاي تلويزيوني، عكس‌ها، رمان‌ها و ... سعي در تغيير بنيان‌هاي فكري افراد دارند كه اين امر در اغلب موارد به اختلافات ارزشي خانواده‌ها و عدم توانايي آنها در پذيرش يكديگر منجر مي‌گردد. دامنه اين مسئله از اختلافات خانوادگي تا طلاق گسترش مي‌يابد. در هسته مقاومت فرهنگی حقوق افراد خانواده نسبت به همیگر در جلسات ومجامع به آنها یاد آوری می شود تا با رعایت حقوق همدیگر از تنشها پرهیز نمایند

6- اختلافات ميان خانواده و فرزندان

همان طور كه گفته شد تغيير در بنيان‌هاي عقيدتي خانواده، زمينه بروز اختلاف عقايد و عدم پذيرش افراد را فراهم مي‌سازد. اين امر علاوه بر تضاد ميان زن و شوهر، تضاد ميان نسل‌‌ها حتي شاهد تضاد و تفاوت كامل فكري ميان فرزندان و در نتيجه عدم پذيرش فرزندان نسبت به يكديگر مي‌باشيم. اگر این اختلافات بالاگیرد فرزندان از خانواده متواری می شوند وما در هسته مقاومت فرهنگی این خطرات را به اولیاء یاد آوری می نمائیم

7- تهاجم فرهنگي و خانواده‌ها

بي‌ترديد طراحان برنامه‌هاي مدرن تهاجم فرهنگي اطلاعات و خط‌مشي‌هاي اصلي خود را از سازمان‌ها و اطلاعاتي و جاسوسي‌ كشورهايي مي‌گيرند كه قصد فرماندهي بر كل دنيا را دارند. تحقيقات نشان مي‌دهد در سازمان سيا، شاخه‌اي تخصصي و متمركز براي مطالعات و برنامه‌ريزي ضد فرهنگي عليه ايران با يك فكر ويژه تشكيل شده و بودجه مالي آن از 000ر000ر25 دلار در سال قبل به 000ر000ر75 دلار در سال جاري افزايش يافته است؛ اين يعني افزايش تهاجم تا حد سه برابر. مهم‌ترين هدف مبارزه فكري و رواني دشمنان نظام، سرمايه‌هاي اصلي كشور يعني جوانان است و در اين بين جوانان براي آنان داراي اهميت و برنامه‌ريزي ويژه است چرا كه:

جواني به واسطه ويژگي‌هاي نشاط، بالندگي، نوخواهي، سركشي و ناپختگي فكري، محلي مستعد براي تاخت و تاز شبهات و انديشه‌هاي جديد و پر زرق و برق است. جوانان به واسطه زندگي در خانواده‌ها اهميت ويژه‌اي دارد، زيرا تخريب و منحرف كردن يك جوان در يك خانواده، يعني تخريب و كاهش قدرت آن خانواده. بررسي‌ها نشان مي‌دهد مواد روان‌گردان و مخدر براي جوانان و نوجوانان به شيوه‌اي راحت و با قيمتي ارزان‌تر ارائه مي‌شود به نظر شما احاطه و تسلط فكري بر جوانان اهميت بيش‌تري دارد يا بزرگ‌سالان و سالخوردگان؟ البته هريك جايگاه ويژه خود را دارد. منحرف ساختن جوانان اين خانواده‌ها زمينه براي دغدغه‌هاي بزرگ خانواده و ايجاد عدم تمركز فكري و رواني براي والدين نظامي مي‌گردد.  نگاهي به ساختار پذيرش تهاجم در خانواده‌ها و انواع آنها، در فهم بهتر مطالب، ما را ياري مي‌رساند.

خانواده‌هاي فعال

در اين خانواده‌ها، دروني كردن هنجارهاي اجتماعي و ديني روال معمول و منطقي خود را داشته و والدين ضمن مشاركت در زندگي جمعي و پاسخ به مسائل فكري فرزندان هم زمان به افزايش اطلاعات مورد نياز و تعامل منطقي با فرزندان به ويژه جوانان خود مي‌پردازند. استعمار فرهنگي براي ورود به اين خانواده‌ها دچار مشكل جدي است چرا كه مأمن اسرار جوانان اين خانواده‌ها، دچار مشكل جدي است. مأمن اسرار جوانان اين خانواده‌ها، والدين هستند و محيط خانواده به شكلي است كه آنها براي طرح مسائل ذهني و فكري و عقيدتي خود مشكل خاصي ندارند، بنابراين در حافظه آنها نقاط مجهول وجود ندارد تا توسط ابزار تهاجم فرهنگي به نادرست معلوم گردد.

خانواده‌هاي منفعل

در اين خانواده‌ها، به علت اشتباه گرفتن وظايف و كاركردهاي اصلي خانواده و هدف نهايي كار و تلاش از تامين پوشاك و خوراك به جاي تأمين روحي رواني فرزندان، شكافي محسوس بين والدين و فرزندان به وجود مي‌آيد. عمدتاً در اين خانواده‌ها فرصت مناسبي براي گفت‌وشنود خانوادگي پيدا نمي‌شود و ارتباط آنها موزاييكي است. والدين به تصور برآوردن نيازهاي اصلي فرزندان بيش‌تر به فكر لباس، غذا، تفريح و تحصيلات آنها هستند و كمتر به اصلي‌ترين وظيفه خود يعني همبستگي رواني با فرزندان و آموزش معنوي آنها توجه دارند. چه بسا در اين ميان ابتدا والدين تحت تاثير ابزارهاي تهاجم فرهنگي قرار گرفته و سپس فرزندان مبتلا مي‌شوند و در صورت ابتلاي آنها راه حل منطقي و مناسبي براي برون رفتن از بحران در پيش گرفته نمي‌شود. مشكلات اقتصادي و خواسته‌هاي پايان ناپذير خانواده‌ها نيز ناكجاآبادي را پيش روي اين خانواده‌ها مي‌سازد كه با سرعت به سمت انتهاي آن كه يأس و نوميدي است سرازير مي‌شوند. در بسياري از موارد اين افراد احساس مي‌كنند كه هر مشكل و مسئله خاصي آنها را تهديد نمي‌كند و در يك امنيت كامل به سر مي‌برند بنابراين به فكر راه‌حل آن مشكل بر نمي‌آيند. لذا اولين راه‌حل براي مواجهه با مشكل، يافتن مسئله است. دقت كنيم راه نهايي براي حل مسئله، پاك كردن صورت مسئله نيست. با توجه به ساختار فرهنگي- مذهبي جامعه ما، نياز به تقسيم‌بندي ديگري احساس مي‌شود:

8-     - خانواده سنتي: كه تاكيد ويژه آن بر سنت‌ها و رسوم غالب حاكم بر جامعه اعم از ديني يا ملي است. اين دسته به دو گروه قابل تقسيم‌بندي است:               الف: متعصب؛                       ب: منعطف

متعصب: اين خانواده‌ها به شرايط زماني توجهي نداشته و آن چيزي كه در گذشته آموخته‌اند و يا با جنبه‌ها سنتي آنها همخواني دارد را معيار اصلي انتخاب‌هاي بعدي خود و ديگران مي‌دانند و در اين راه انعطافي از خود نشان نمي‌دهند.

منعطف: اين خانواده با وجود آنكه وجه پيروي از سنت‌ها در آنها بسيار قوي است اما تا حدودي سعي مي‌كنند تا در برابر شرايط از خود انعطاف نشان دهند در نتيجه با فرزندان بسته به اقتضاي زمانه همگام مي‌شوند.

9-     - خانواده روشنفكر: كه اين دسته از خانواده بر خلاف دسته پيشين، تاكيد عمده خود را بر عقل و معيارهاي عقلاني و منطقي نهاده و در برابر اغلب مسايل جديد سعي دارند تا از عقل و معيارهاي آن بهره برند:

الف: ارزش‌مدار؛                                                                                ب: فارغ از ارزش

ارزش‌مدار: اين دسته علاوه بر آنكه تاكيد زيادي بر عقل و انتساب‌هاي عقلاني دارند، اما معيارهاي عقلاني آنها داراي پشتوانه ارزشي و اغلب ديني است. لذا تنها به اموري مبادرت مي‌ورزند كه با محك عقل و معيارهاي ارزشي آنها همخواني داشته باشد.

فارغ از ارزش: اين دسته كساني هستند كه سعي دارند تا عقل‌مدار با تمام مسايل برخورد كنند. عقل ابزاري و معطوف به هدف سرلوحه تمام امور اين افراد قرار مي‌گيرد. براي اين دسته كه از معيارهاي ارزشي روشني پيروي نمي‌كنند و عقل آزاد را سرلوحه امور خود قرار مي‌دهند. براي آنها هدف مهم است و به اصطلاح هدف، وسيله را توجيه مي‌كند. به عنوان مثال از نظر ما و حتي انديشمندان اروپايي، آمريكاييان اغلب افرادي با عقل ابزاري و معطوف به هدف هستند و براي آنها تنها هدف مهم است نه وسيله. كشتار جمعي، تعرض و تهاجم، وسايلي هستند كه آنها را به اهدافشان رهنمون مي‌سازند. بنابراين، اين وسايل چون بهترين ابزار براي دست‌يابي به اهداف محسوب مي‌شوند، مناسب و مقبول هستند. در حالي كه در سنت ما و ارزش‌مداران تاريخ همواره راه رسيدن به اهداف يكي از ملزومات اساسي است.

اگر بخواهيم اين خانواده‌ها را در يك طيف نشان دهيم در يك سر طيف خانواده‌هاي متعصب سنتي و در سر ديگر آن خانواده‌هاي روشنفكر فارغ از ارزش قرار مي‌گيرند. اين خانواده‌ها افرادي افراطي‌اند. خانواده‌هاي متعصب سنتي در برابر هر امر جديد و تازه‌اي مقاومت مي‌كنند. از آنجا كه اين خانواده نمي‌تواند با شرايط زمان خود را تطبيق دهد در بسياري از موارد دچار مشكلات جدي شده و احتمال انحراف اعضاي آن بسيار زياد است.

دسته دوم يعني خانواده‌هاي روشنفكرمآب فارغ از ارزش، كساني هستند كه بر خلاف دسته اول تحت هيچ عنوان به ارزش‌ها و سنت‌هاي رايج تن در نمي‌دهند. اين دسته اغلب افرادي غير اخلاقي و غيرقابل اعتماد هستند. از سويي ديگر امكان فروپاشي اين خانواده‌ها و گسست انسجام و همبستگي آنها بسيار زياد است زيرا اين دسته در برابر هر مد جديدي آماده پذيرش هستند و آن را با آغوش باز مي‌پذيرند. تفاوت و تناقض ارزش‌هاي آني و گذرا در اين خانواده‌ها و از سوي ديگر عدم توجه به اخلاق، موجب فروپاشي و گسست اين خانواده‌ها از هم مي‌شود. اما آنچه مد نظر ما مي‌باشد و از نظر ما خانواده‌هاي پذيرفته شده‌تري محسوب مي‌شوند خانواده‌هاي سنتي منعطف و روشنفكر ارزش مدار هستند. اين دو دسته آميزه‌اي از عقل و سنت‌هاي ارزشي اعم از ديني و ملي را سرلوحه عمل خود قرار مي‌دهند. مسلماً اين خانواده‌ها در برابر مسايل جديد و حوادث بزرگ زندگي كمتر آسيب‌پذيرند و اين دسته با قدرت تحمل خود به حل مسايل مي‌انديشند و با قدرت ايمان، اخلاق و صبر شيوه‌ ارتباط منعطف با محيط را پيش مي‌گيرند. وما در هسته مقاومت فرهنگی در مدرسه دانش آموزان واولیاء دانش آموزان را با تهاجم فرهنگی وراههای نفوذ آن در جامعه وشیوه ها وروش های دشمنان در ترویج تهاجمات فرهنگی ونحوه مقاومت فرهنگی خانواده ها با ابعاد تهاجم فرهنگی را یاد آور می شویم که خانواده ها شناخت کاملی از آثار وتبعات وابعاد وشیوه های تهاجم فرهنگی وتخریب اعتقادات دینی ومذهبی جوانان پیدا کنند تا بموقع بتوانند فرزندان خودرا نجات دهند

6- امکانات مورد نیاز : فضای خالی برای تشکیل جلسات، اعتبار لازم برای پرداخت حق الزحمه مناسب به استادان متخصص در امور آسیب شناسی ، استفاده از تخصص ومهارت وتجربه والدین دانش آموزان آگاه در این زمینه  همکاری دبیران روانشناسی ،مشاورین مدرسه ومعاونین وانجمن کلاسی مدرسه واحساس مسئولیت اعضای انجمن جهت همآهنگی وهمکاری با مراکز مؤثر در خارج از مدرسه مانند مرکز کاهش آمار طلاق وهسته مشاوره شهرستان و.همکاری صمیمانه خانواده ها با مدرسه وانجمن اولیاء ومربیان ...

من ا....التوفیق

موسی امیری

رئیس شعبه اول شورای حل اختلاف کامیاران

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر ۱۳۹۴ساعت 18:24  توسط موسی امیری  |