X
تبلیغات
آموزش و خانواده - اصول تعلیم و تربیت

آموزش و خانواده

آموزش کاربردی خانواده ها

روز امور تربیتی

به بهانه روز هشتم اسفند روز امور تربیتی مطالبی را در مورد تاریخچه وعملکرد واهداف نهاد امور تربیتی به شرح زیر به همه مربیان امورتربیتی که خالصانه ودلسوزانه در سنگر تعلیم وتربیت فعالیت می نمایند تقدیم می نمایم

نوجوانان و جوانان، نقش مهم و تعیین کننده ای در ساختن جامعه دارند. آموزش و پرورش به معنای اعم، با جامعه پذیری مترادف است؛ یعنی فرآیندی که از راه آن، افراد به یادگیری نقش ها، قواعد، روابط و به طور کلی فرهنگ جامعه خود می پردازند. مدرسه با آن که واسطه عمده انتقال دانش و مهارت فنی است، به اجتماعی کردن افراد و همسازی آنان با اخلاق اجتماعی، از راه انتقال ارزش ها، هنجارها و نگرش های اجتماعی مطلوب و مناسب، توجه خاص دارد. بر همین اساس، شهیدان رجایی و باهنر در دوران تصدی وزارت آموزش و پرورش، در هشتم اسفندماه 1359، اقدام به تأسیس ستادهای امور تربیتی در مدارس کردند تا ضمن گسترش فرهنگ اسلامی، دانش آموزان را به احترام و عمل به ارزش های اسلامی ترغیب کرده، آنها را به اخلاق پسندیده روحی و شخصیتی بیارایند.

اهداف و اصول حاکم بر ستادهای امور تربیتی

ستادهای امور تربیتی، با هدف بیشتر آشنا کردن دانش آموزان با ارزش های اسلامی و ایجاد روحیه دین دوستی و تشویق و ترغیب دانش آموزان و دانشجویان به داشتن اخلاق اسلامی به وجود آمد. مهم ترین اهداف و اصول حاکم بر ستادهای امور تربیتی را می توان، پاسداری از ارزش ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی، برنامه ریزی و ایجاد هماهنگی بین عملکرد عوامل تربیتی، توجه جدّی به اهمیت نقش معلمان در فعالیت های تربیتی، توجه به اهمیت و نقش ویژه دانش آموزان در فعالیت های تربیتی، و هماهنگی با امور تربیتی منطقه و رازداری در خصوص اسرار شخصی و خانوادگی دانش آموزان برشمرد که در تمام مراحل، از آغازین روزهای شروع فعالیت ستادهای امور تربیتی تاکنون، همواره مورد توجه مسئولان بوده و می باشد و آنان همواره در تلاش اند تا به بهترین نحو به این اهداف و اصول دست یابند.

وظایف ستادهای امور تربیتی

استمرار و بقای هر جامعه، مستلزم انتقال مجموعه باورها، ارزش ها، رفتارها، گرایش ها، دانش ها و مهارت ها، از راه آموزش و پرورش به نسل های جدید است. مهم ترین وظایف ستادهای امور تربیتی را می توان، تلاش در راه گسترش فرهنگ اسلامی در بین دانش آموزان و ترغیب آنان به احترام و عمل به ارزش های اسلامی و سعی در تخلّق به صفات پسندیده روحی و شخصیتی، نظارت بر فعالیت های آموزشی و پرورشی و استفاده از نیروی معلمان و کارکنان متعهد مدرسه به منظور تقویت بُعد «پرورش» در برنامه های درسی و تحقق گسترش فرهنگ اسلامی، نظارت بر برنامه های انضباطی و اخلاقی مدرسه و هدایت و ارشاد دانش آموزان از راه تماس با هسته مشاور منطقه، و بالاخره، برنامه ریزی به منظور استفاده بهینه از انجمن اولیا و مربیان، به منظور تقویت و توسعه فعالیت های پرورشی مدرسه برشمرد.

مفهوم تربیت

تربیت، ضرورتی اجتناب ناپذیر در زندگی اجتماعی انسان است. تربیت، از سویی علم است؛ چون موضوع، هدف و روش دارد، و از سویی فن است؛ زیرا جسم و روح با فنونی تحت مراقبت قرار می گیرد، و به عبارتی هنر است؛ چون در آن توجه به لطافت ها و ریزه کاری هایی وجود دارد که برای دوباره ساختن و سازمان دادن و پرورش استعدادها ضروری است.

مفهوم تربیت در دایره ای وسیع، شامل حال تمام موجودات می گردد که به تناسب آمادگی فطری و استعداد اولیه خود، در اثر مراقبت و پرورش، به امتیازهایی می رسند. تربیت، نوعی خدمت به جامعه هم به شمار می رود؛ زیرا آثار و فواید آن به همه جامعه انسانی می رسد. در اثر تربیت، استعدادهای نهفته کشف و ظاهر می شود. از نظر اسلام، تربیت عبارت است از هدایت و اداره جریان ارتقایی و تکاملی بشر و ایجاد هیئتی تازه در فرد، به منظور فراهم آوردن زمینه برای رشد و تکامل انسان.

وظیفه تربیت

وقتی افراد یک جامعه از نظر جسم، روح و عقل سالم باشند، آن جامعه مترقی و از انحراف، تنبلی، خیانت و فساد مصون و محفوظ خواهد بود. وظیفه تربیت این است که سلامت روانی افراد را حفظ کند و وجدان آنان را فعال و زنده نگه دارد و میان فرد و محیط، هماهنگی و تناسب ایجاد کند و پدیده های مختلف طبیعت را تفسیر نماید، تا آنکه آدمی بتواند از آنچه در طبیعت است، از آب و خاک و گیاه و حیوان و دیگر پدیده ها بهره برداری کند و همه آنها را به نفع و مصلحت خود و اجتماع تسخیر نماید، بدون آنکه حقوق دیگران را مورد سوء استفاده یا تجاوز قرار دهد.

تربیت در تمام مراحل عمر انسان

برنامه تربیتی اسلام، کلیه مراحل مختلف حیاتی انسان را در بر می گیرد. پیش از تولد و مراحل مختلف بعد از تولد تا لحظه مرگ، زیر پوشش برنامه ای قرار داد که از روی الگوی صحیح و برنامه ای منظم در تمام جهات و جنبه ها، و از ابتدایی ترین وساده ترین مراحل تربیت تا مراتب کمال روحی را شامل می شود؛ زیرا دستورات تربیتی اسلام، مانند حواس انسانی فقط به محسوسات توجه ندارد و شخص را برای یک زندگی کامل تر و جاودانی آماده می کند. این برنامه تربیتی، طوری تنظیم شده که در عین حال، افزون بر حیات مادی و ظاهری، به کمالات روحی و معنویِ حیات ابدی نیز توجه کامل دارد. از این رو، برنامه سازندگی و تربیتی اسلام، مخصوص به دوره معیّنی از زندگی نیست و تمام مراحل عمر آدمی را در بر می گیرد.

تربیت روح

نظام تربیتی اسلامی، ضمن اهمیت دادن به ترتیب بدنی و عقلی، به تربیت روحی نیز اهمیت می دهد و روش های دست یابی و پرورش این گونه تربیت را با ارائه الگو نشان می دهد. اسلام عنایت خاص به پرورش روح دارد؛ چون روح، مرکز و کانون شخصیت انسان را تشکیل می دهد. روش اسلام در پرورش روح این است که پیوستگی خلل ناپذیری را میان آن و خدا، تفکر، شعور و عمل انسانی در هر لحظه و هر جا برقرار می سازد. اسلام عادت به محبت و علاقه را در بشر به وجود می آورد؛ چون نفس انسانی همانند جسمْ با تراکم سم ها در آن مسموم می شود و هیچ عاملی مانند محبت نمی تواند این همه سم را برطرف نماید. دوستی و علاقه ای که تربیت اسلامی در روح بشر ایجاد می کند، محبت به هر چیز و هر موجود است و به ویژه، محبت میان افراد بشری، منظور نهایی تربیت اسلامی است.

تربیت در پرتو شخصیت

تربیت، کار ظریف و دشواری است و گذرگاه های دشواری دارد و تنها کسانی می توانند از این گذرگاه ها عبور کنند که دارای علم و تجربه باشند. یکی از اصول تربیت، حفظ حیثیت و شخصیت دانش آموز است. این اصل باید در همه ابعاد تربیتی محفوظ بماند. ضروری است معلمان و مربیان، اول شخصیت کودک را تثبیت نمایند و آن گاه به امور تربیتی بپردازند؛ زیرا با حفظ شخصیت، بهتر می توان دگرگونی هایی در کودک به وجود آورد. یکی از اشتباهات بزرگ این است که به هنگام خطای کودکان، به جای نگهداشت و حفظ شخصیت آنها، آبروی آنان را بر باد داده، از این رهگذر خطا را بزرگ جلوه دهیم؛ غافل از اینکه با انجام یک خطا، نباید شخصیت شاگرد را نادیده گرفت.

اهمیت نقش تربیتی معلم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اسفند 1390ساعت 22:14  توسط موسی امیری  | 

چه رابطه ای میان عزم و توکل وجود داره ؟


«توكل» در لغت به معنای واگذار كردن كار خویش به دیگری است. این كلمه مصدر باب تفعل، از ماده «وكل» می‌باشد. كه به دو معنای ولایت پذیری «توكلت لفلان» به معنای «تولیتُ» و اعتماد كردن به دیگری «توكلت علیه» یعنی «اعتمدتُه» به كار رفته است.1
صاحب نظران در معنای اصطلاحی آن می‌گویند: توكل به خداوند یعنی واگذاری امور به حق و نیز وكیل، به معنای حفیظ و نگه‌دارنده و سرپرستی می‌باشد.2
این مفهوم در منطق قرآن به معنای اعتماد كردن بر خدا و او را ولی و وكیل خود قرار دادن است و بر اثر آن، از حجم مشكلات و انبوه موانع نهراسیدن، كه این یكی از نشانه‌های ایمان است و از عوامل پیروزی و موفقیت در مبارزه‌ها به شمار می‌آید.3
به عبارت دیگر مفهوم «توكل» در آموزه‌های قرآن این نیست كه انسان دست از تلاش و كوشش بردارد و به گوشه‌ی انزوا بخزد و بگوید: تكیه گاه من خداست، بلكه مفهوم «توكل» این است كه هر گاه انسان نهایت تلاش و كوشش خود را به كار بست و نتوانست مشكل را حل كند و موانع را از سر راه خود كنار بزند، وحشتی به خود راه ندهد و با اتكاء به لطف پروردگار و استمداد از ذات پاك و قدرت بی‌پایان او ایستادگی به خرج دهد و به جهاد و كوشش پیگیر خود ادامه دهد؛ حتی در جایی هم كه توانایی دارد، خ


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم آبان 1390ساعت 22:40  توسط موسی امیری  | 

تناسب وارتباط میان سوره های قرآن


يكي از جلوه هاي تناسب و ارتباط در ساختار قرآن كريم، مناسبتهاي موجود ميان سوره هاي آن است. اين موضوع از سوي بسياري از مفسران و پژوهشگران علوم قرآن بررسي و پي گيري شده و حجمي از تفاسير و كتابهاي علوم قرآن را به خود اختصاص داده است. تفاسيري مانند: مجمع البيان، تفسير كبيرفخر رازي، نظم الدرر في تناسب الآيات و السور، المنار، تفسير مراغي، الاساس في التفسير و شماري ديگر كه از روابط ميان سوره ها سخن گفته اند. 
كتابهاي جداگانه اي نيز در اين باره نگاشته شده است؛ همچون البرهان في مناسبة ترتيب سور القرآن از ابوجعفر بن زبير و تناسق الدرر في تناسب السور از جلال الدين سيوطي. 
در برابر اين نظر، گروهي ديگر از عالمان و پژوهشگران كه ترتيب سوره ها را به اجتهاد صحابه مي دانند، به انكار اين مناسبتها پرداخته اند و آنها را قلم فرسايي هايي بيهوده و تكلف آميز قلمداد كرده اند؛ از جمله استاد آيت الله معرفت كه اين گونه تناسبها را بي فايده و رنج آور خوانده مي نويسد: 
«
هيچ تناسب معنوي ميان سوره ها با يكديگر وجود ندارد و هرگز ترتيب موجود بين سوره ها توقيفي نيست، بلكه اين كار به دست صحابه از روي برخي مناسبتها - مثلاً بزرگي و كوچكي سوره ها و از اين قبيل - انجام گرفته است».1 
كساني كه در اين زمينه به بحث پرداخته اند، سخن گفتن از تناسب سوره ها را متوقف بر توقيفي بودن ترتيب آنها دانسته اند و اين مسأله طبيعي به نظر مي رسد كه اگر ترتيب سوره ها وحياني نباشد جست وجوي مناسبت ميان آنها بي پايه خواهد بود، و اگر وحياني باشد بايد در اين چينش حكمتي نهفته باشد و به خاطر مناسبتي دو سوره كنار يكديگر قرار گرفته باشند. 
از ديدگاه سومي با وجود آن كه اين نظر ترجيح دارد كه ترتيب سوره هاي قرآن در زمان رسول اكرم(ص) شناخته شده بوده و از طريق وحي انجام پذيرفته است، اما اين بدان معني نيست كه حتماً بايد ميان دو سورۀ همجوار مناسبتي وجود داشته باشد، زيرا ممكن است حكمت اين گونه ترتيب در قالب كلي آن نهفته باشد و حكمتهاي ديگري غير از مناسبت دو سوره با يكديگر، دخالت داشته باشد همان گونه كه صبحي صالح مي نويسد: 
«
ترتيب توقيفي سوره ها لزوماً به اين معني نيست كه ميان هر سوره و سورۀ پس از آن رشته هاي پيوندي نزديك وجود داشته باشد.»2 
از سوي ديگر كساني كه تنظيم يافتن سوره ها را پس از دوران پيامبر مي دانند، مي توانند تناسب ميان سوره ها را به صورت قاعده اي كلي و فراگير نفي كنند، اما نمي توانند انكار كنند كه برخي از اين سوره ها جايگاه واقعي آنها مانند ترتيب كنوني، كنار يكديگر بوده است، همانند سوره هاي: بقره و آل عمران، عنكبوت و روم، صافات و ص، زخرف و دخان، جاثيه و احقاف، ضحي و شرح، فيل و قريش و مانند آنها، زيرا شدت تناسب اين سوره ها به گونه اي است كه جز به گزاف نمي توان منكر تناسب آنها شد. 
بنابراين بهتر آن است كه در تناسب سوره ها به صورت ميداني پيش رويم و به جاي آن كه به صورتي كلي داوري كنيم، به پيوندهايي كه ميان دو سوره موجود است نظر كنيم و بسنجيم كه آيا به صورت طبيعي و با ذوقي سليم مي توانيم پيوندهاي ياد شده را بپذيريم يا آن كه به نظر ما ارتباطي وجود ندارد. 
از اين رو به جاي آن كه با استناد به برخي تناسبهاي سست و تكلف آميز كه برخي استخراج كرده اند به ردّ ارتباط ميان سوره ها بپردازيم و سخن گفتن در اين باره را اتلاف وقت بدانيم، بهتر آن است كه راه مقايسه گري ميان دو سورۀ همجوار و تدبّر در نقطه هاي اشتراك ميان آن دو را باز گذاريم، و چه بسا با اين كار، شناخت بهتر و دقيق تري از سوره هاي قرآن به دست آيد و لطايف ديگري از قرآن كشف گردد همان گونه كه اين نتايج به دست آمده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:48  توسط موسی امیری  | 

نگاهی اجمالی به الگوی مصرف از منظر قرآن کریم


دين اسلام، دين اعتدال، ميانه روي و دوري از افراط و تفريط است. 
اسلام سعي مي كند با برنامه هاي متعدد پيروان خويش را در راه راست و خط اعتدال نگهدارد و با افراط و تفريط در هر امري مخالف است و آنرا براي زندگي دنيوي و اخروي و فردي و اجتماعي مسلمانان مضر مي داند. 
در اين مقاله نويسنده سعي كرده است كه نگاهي گذرا و اجمالي به لزوم رعايت اعتدال و دوري از اسراف و بخل داشته باشد. 
جايگاه و اهميت كسب و كار حلال 
در آيين اسلام، درآمدهاي مشروع و كسب و كار و اموال حلال، جايگاه ويژه اي داشته و قرآن مجيد آن را مايه قوام و هستي شخص و جامعه و مايه زينت و آرامش در زندگي اين دنيا مي خواند؛ آنجا كه مي فرمايد: «ولاتوتواالسفهاء اموالكم التي جعل الله لكم قياما...»  و در جاي ديگري مي فرمايد: «المال و البنون زينه الحياه الدنيا...» . قرآن افراد متمكن را كه از طريق مشروع اموالي به دست آورده اند، افراد خوب معرفي مي كند  و اساسا داشتن مال و تمكن مادي را نوعي امداد الهي به حساب آورده و عنايت و تفضل معبود را در حق بندگان خدا بيان مي كند 
رسول خدا (ص) مردانگي را در اين دانسته اند كه فرد مسائل و امور مادي اش را بهبود ببخشد  و امام صادق (ع) فرموده اند: «شايسته نيست كسي از تلاش مالي و مادي باز ايستد كه در سايه آن مي تواند آبرويش را حفظ كند و قرض هايش را بپردازد و به بستگانش كمك كند.» با توجه به آيات و رواياتي كه در زمينه كسب و درآمد حلال و مشروع آمده است، مي توان چنين بيان نمود كه مال و ثروت نه تنها خوب است، بلكه هر مسلمان آگاه وظيفه دارد در كسب و تحصيل آن تلاش كند و خود و جامعه اش را در رشد اقتصادي ياري رساند. نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند، استفاده عاقلانه از منابع طبيعي و امكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش، مورد تاكيد قرار داده است. الگوي مصرف در اسلام علاوه بر مخالفت با «اسراف» با پديده ناشايست «تجمل گرايي» نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است. 
انسان نيازهايي دارد كه با توجه به امكانات موجود به رفع آنها مي پردازد و براي رسيدن به مقصود خود، در سايه فكر و تدبير، روش هاي متعددي را به كار مي گيرد. از ديدگاه قرآن، انسان موجود نيازمندي است كه خداوند براي رفع نيازهايش زمين را براي او رام كرده و امكانات و منابع آن را در اختيار وي قرار داده تا مصرف كند. قرآن با مطرح كردن مسئله اسراف و بيان مضرات آن و دعوت به اعتدال و ميانه روي در تمام امور زندگي، در حقيقت بهترين الگوي مصرف را براي زندگي سعادتمندانه به آدميان ارائه مي دهد. 
قرآن در آيات متعددي به بحث اسراف پرداخته و جنبه هاي مختلف اين امر مذموم را بررسي كرده است.  آياتي كه اعلام مي دارد خداوند اسراف و مسرفين را دوست ندارد، بيانگر اين حقيقت است كه اسراف موجب مي شود تا شخص مسرف، با وجود دارا بودن همه فضايل اخلاقي و اعمال صالح، نتواند به مقام محبت و قرب الهي برسد. امام صادق (ع) در اين باره فرمودند:«دعاي چهار گروه مستجاب نمي شود، يكي از آنها كسي است كه مالي داشته باشد و آن را ضايع كند و سپس از خداوند درخواست كند تا به او روزي عنايت كند. خداوند نيز در جواب مي فرمايد: آيا به تو دستور ميانه روي و اعتدال در مصرف نداده بودم؟» امام عسگري (ع) نيز در نامه اي كه براي يكي از شيعيان فرستادند، او را به توانگري بشارت داده و توصيه فرمودند: «بر تو باد به ميانه روي و اعتدال و برحذر باش از اسراف؛ زيرا اين عمل از كارهاي شيطان است.»  
اسراف نكردن تنها در خوردن و آشاميدن نيست، بلكه موارد آن بسيار گسترده و همه جانبه است و طبق دستور قرآن اسراف نكردن و اعتدال و ميانه روي در همه امورات زندگي، امري لازم و ضروري است.  روزي پيامبر اسلام (ص) از راهي مي گذشت، ناگاه چشم حضرت به يكي از يارانش به نام «سعد» افتاد كه در حال وضو گرفتن بود، ولي آب زيادي مي ريخت. حضرت خطاب به او فرمود: اي سعد! چرا اسراف مي كني؟ سعد عرض كرد: يا رسول الله! در آب وضو نيز اسراف است؟ حضرت فرمود: بله اگر چه از آب جاري استفاده كني! 
دوري از اسراف و رعايت اعتدال و ميانه روي حتي شامل كارهاي خير نيز مي شود. قرآن با صراحت تمام به پيامبر (ص) دستور مي دهد: «و لاتجعل يدك مغلوله الي عنقك و لاتبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسودا»  اين آيه بخشش نامتعادل را مجاز نشمرده و آن را باعث حسرت و گرفتاري بخشنده مي داند و در آيه ديگري پس از بيان نشانه هاي بندگان صالح و شايسته خدا، در مورد حدود احسان و بخشش مي فرمايد: «والذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قواما»  در اين آيه نيز زياده روي در احسان را روشي ناپسند بر شمرده است. 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 16:46  توسط موسی امیری  | 

حكمت هاي قرآني


نه افراط، نه تفريط تعادل!
زني نزد حكيمي آمد و از خست شوهرش شكايت كرد و اظهار داشت: اي حكيم! شوهرم مرد ثروتمند و پولداري است، اما من و فرزندانم از دست خسيس بازي هاي او خسته شده ايم. هرچه به او مي گوييم كه: حداقل براي ما يك زندگي متوسطي فراهم آورد، قبول نمي كند. من تصميم دارم از او جدا شوم چون ديگر طاقت و تحمل كارهايش را ندارم!
حكيم گفت: اجازه بدهيد با شوهرتان صحبت كنم و نظر او را بشنوم. زن مشخصات شوهرش را به او داد و رفت.
حكيم شوهر زن را يافت. مردي را ديد كه لباسهاي رنگ و رو رفته پوشيده و بيشتر به گدايان شبيه است تا به افراد ثروتمند. پس از احوالپرسي به مرد گفت: برادر! ظاهرا شما نيازمند نيستيد اما چرا مثل فقرا زندگي مي كنيد؟ مرد گفت: من دنيا را طلاق داده ام! همين مقداري هم كه شما مشاهده مي كنيد را زيادي مي دانم! حكيم گفت: منظورتان اين است كه كسب و كار را رها كرده و به عبادت پرداخته ايد و درآمدتان را صرف خانواده و كارهاي خير مي كنيد؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آبان 1389ساعت 12:55  توسط موسی امیری  | 

عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان


یکی از عاملهای بسیار مهم در تکوین شخصیت نوجوان و جوان مدرسه می باشد. مدرسه بعد از خانواده مهمترین نقش را در فرایند اجتماعی کردن نوجوان به عهده دارد

عاملهای بسیار مهم در تکوین شخصیت نوجوان و جوان مدرسه می باشد. مدرسه بعد از خانواده مهمترین نقش را در فرایند اجتماعی کردن نوجوان به عهده دارد. مدرسه از طریق آموزش مهارتهای علمی و فنی و فراهم آوردن زمینه همکاری گروهی و مسئولیت پذیری نوجوان و جوان موجبات رشد همه جانبه و متعادل شخصیت آنان را فراهم می سازد. گرچه مدارس وقت خود را صرف ایجاد آمادگی در نوجوانان و جوانان به منظور کسب مدارج عالی تحصیل می کنند با وجود این بسیاری از نوجوانان بدون دریافت مدارج عالیه مستقیماً به زندگی وارد شده و چون فاقد آمادگی لازم برای ورود به آن می باشند. احساس شکست و درماندگی نموده به بهداشت و سلامت روانی آنان آسیب وارد می شود . علاوه بر آن فاکتورهای دیگری نیز وجود دارد که در موفقیت و یا عدم موفقیت دانش آموزان در مدرسه ودر نتیجه در زندگی آینده آنها تاثیر دارد که به ذکر پاره ای از آنها می پردازیم.

● تاکید بر رشد عقلانی :

در حالی که هدف تعلیم و تربیت تأکید بر رشد عقلی توأم با رشد عاطفی، سازگاری نوجوان و جوان با خود و سایر افراد خانواده اش می باشد. مدارس تنها بر جنبه عقلانی تأکید می نمایند و این باعث می شود که جوانان تک بعدی و ناموزون به بار آیند.

● جو عاطفی مدرسه :

جو عاطفی مدرسه نیز در پیشرفت تحصیلی شاگردان تأثیر دارد. تحقیقات نشان داده که دانش آموزان در جوی که فشار روانی کمتری داشته باشد. جوی که در آن راهنمایی شده و احساس امنیت کنند، بیشتر سود می برند. دانش آموزان بیشتر از آنکه به عواملی چون امکانات فیزیکی، تعداد کتابهای کتابخانه، اندازه مدرسه و هزینه سرانه توجه نمایند. به عوامل زیر توجه دارند .

معلم و جهت گیری آنها به سمت پیشرفت شاگرد، وجود نظم در دادن تکالیف منزل- اوقاتی که معلم صرف تدریس می کند و نه صرف حفظ نظم و انضباط، حساس بودن معلم نسبت به ارائه بازخوردبه دانش آموزان در مقابل عملکرد خوب . مطالعه دیدگاههای دانش آموزان گویای این است که برخی خصوصیات معلمین از قبیل همدردی و همفکری- انعطاف پذیر بودن- خوش خلقی- آمادگی برای قبول اظهار نظرها و گوش دادن به پرسش های دانش آموزان و علاقه مند بودن به کار و انضباط و به کارگیری روش تدریس مناسب از ویژگیهای معلم خوب وکارامد است .



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم آبان 1389ساعت 17:45  توسط موسی امیری  | 

آفات زبان

آفات زبان 
پرسش:
نعمت بيان و زبان كه يكي از مهم ترين نعمت هاي الهي است از چه جرائم و آفاتي برخوردار است؟
پاسخ: 
يكي از نعمت هاي الهي كه در مباحث اخلاقي و تعامل انسان با ديگران نقش بنيادي دارد نعمت بيان و زبان است. از طرفي حداقل به همان ميزان كه اين نعمت مفيد و ارزشمند بوده و در ارتباطات و مفاهمه انسان ها با يكديگر نقش اساسي دارد جرائم و آفات آن نيز زيانبار و ناپسند است، به عبارت ديگر همان گونه كه هيچ عبادتي نزد خداوند برتر از سخن حق نيست، هيچ گناهي نيز بالاتر از سخن باطل نمي باشد. در اينجا به نحو اجمال به اهم مطالبي كه در تعاليم آسماني و سخنان حكيمان درباره آفات و جرائم زبان بيان شده، خواهيم پرداخت. 
نعمت بيان
نعمت بيان در شمار مهم ترين نعمتهاي الهي است كه به انسان ارزاني داشته است. حكما و فلاسفه، نطق را مظهر تفكر و تعقل دانسته و بدين لحاظ آن را فصل مميز انسان از حيوان مي دانند، و حال آنكه نطق از صفات ويژه انسان نيست، زيرا بسياري از حيوانات تا حدي از اين نعمت برخوردارند و به وسيله اصوات خاصي مقاصد خود را ابراز مي دارند. قرآن نيز براي طيور و بعضي از حيوانات منطق و گفتار قائل است و در سوره نمل آيه 16 مي فرمايد: و سليمان وارث ملك داود گشت و به مردم گفت: اي مردم! ما را زبان مرغان آموخته و از هرگونه نعمت برخوردار كرده اند، كه اين فضيلت آشكاري است. علي(ع) به ابن عباس فرمود: خداوند زبان پرندگان را به ما آموخت همان گونه كه به سليمان بن داود آموخت. (همچنين) زبان هر جنبنده اي را در خشكي و دريا (به ما تعليم داد)
مورچگان نيز داراي نطق هستند و سخن مي گويند، همان گونه كه قرآن كريم در سوره نمل آيه 18 مي فرمايد: (لشكريان سليمان) تا به سرزمين مورچگان رسيدند، مورچه اي گفت: اي مورچگان! به لانه هاي خود برويد، مبادا سليمان و سپاهش ندانسته شما را پايمال كنند. 
خلاصه هر چيزي يك نوع نطق و سخن دارد تا آنجا كه قرآن براي همه موجودات قائل به نطق است و مي فرمايد كه در روز قيامت حتي اعضا و جوراح به اعما


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 16:11  توسط موسی امیری  | 

عوامل وموانع غفلت از خدا

 

غفلت یکی از مهمترین عوامل حسرت در روز قیامت است زیرا در آن روز که پرده ها کار می رود آدمی در می یابد که فرصت هایی بزرگی را از دست داده است چرا که زندگی دنیوی قابل تکرار یست غفلت دو کارکرد اساسی وپیامد اصلی در زندگی دنیوی واخروی دارد هرچند که آثار وپیامدهای غفلت از خدا ونشانه های الهی ویا قیامت ورستاخیز بسیار متوع ومتعدد است ولی بی گمان هسته مرکزی واصلی آن را می بایست در سختی ها وحسرت های آن در دنیا وآخرت جست زیرا هر کسی که از خدا غافل شود خداوند اورا در سختی معیشت قرار می دهد وزندگی را بر او دشوار می گیرد خداوند در آیه 124سوره طه به این موضوع اشاره فرموده است لذا با وجود همه دارائیها وتوانائیها در چنان سختی وتنگنایی قرار می گیرد که گویی جهان با همه گشادگش بر او تنگ آمده است

خداوند در آیه 124سوره طه می فرماید چون شخص غافل نسبت به خداوند ونشانه هایش اعتنا وتوجهی ندارد خداوند بازتاب این عمل را در قیامت با نابینایی وکوری نشان می دهد ودر قیامت کور ونابینا محشور می گرداندتا این گونه بازتاب وپاداش رفتار واعمال خویش را ببیند وبچشد خداوند در آیات 37و39سوره مریم و97سوره انبیاء با اشاره به غفلت مردم در دنیا نسبت به اهداف آفرینش وفلسفه آن می فرماید در روز قیامت که پرده های غفلت در جلو چشمان انسان بر داشته می شود حسرت واندوه وپشیمانی به سراغش می آید وبرای خود آرزوی مرگ می کند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم شهریور 1389ساعت 23:8  توسط موسی امیری  | 

چرا بعضی از انسانها علی رغم تلاش وکوشش نمی توانند به موفقیت مورد نظر خود برسند ؟

موفقیت در زندگی زمانی برای انسان میسر می شود که برای رسیدن به اهدافش تلاش کند گرچه تلاش به تنهایی کافی نیست وباید با برنامه ریزی دقیق وحساب شده را هم در نظر گرفت از مطالعه زندگی انسانهای موفق این مطلب بخوبی روشن است که بدون علم وعمل رسیدن به قله های سعادت وخوشبختی امکان پذیر نیست در واقع شکست وناکامی را نیز باید در کمبود همین دو عامل یعنی علم وتلاش جستوجو کرد یعنی عدم موفقیت انسانها یا بعلت تلاش نکردن است یا بخاطر نا آگاهی وبی راهه رفتن است وهموارهع علل عدم موفقیت ما انسانها ممکن است یکی از دلایل زیر باشد :

1-دور اندیش نبودن : یکی از شروط موفقیت انسان این است که قبل از دچار مشکل شدن به فکر چاره بیفتد مثلاً دانشجویی که می خواهد در امتحانات پایان ترم نمره بالا کسب نماید باید قبل از رسیدن زمان آن آماده باشد وغفلت نکند ودرس را برای شب امحان نگذارد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهارم تیر 1389ساعت 23:35  توسط موسی امیری  | 

جاذبه ها و دافعه هاي آموزش و پرورش




     مقدمه:
    
     همه ساله هزاران كودك با ورود به پايه اول دبستان وارد سيستم آموزشي مي شوند و از سويي ديگر، معلماني نيز براي نخستين بار وارد اين سيستم مي شوند و اين روند سالهاست كه ادامه دارد و خواهد داشت. اميد است معلماني كه پا به عرصه تعليم و تربيت مي گذارند، عشق و علاقه به شغل خود داشته باشند و عدالت و محبت و ايثار و دوستي و... را به شاگردانشان آموزش دهند.
    
     اميد است با برداشتن موانع و مشكلات از سر راه آموزش، به سوي آينده اي بهتر و سازنده تر گام برداريم.
    
     آموزش و پرورش در همه جا جاذبه هايي دارد كه براساس آن بسياري از افراد شغل مهم معلمي را انتخاب مي كنند و مردم نيز كما بيش از نقش اين قشر از اجتماع درتربيت آينده سازان اين جامعه اطلاع دارند و دوست دارند فرزندان خود را به دست معلماني با تعهد و علاقمند به حرفه آموزش بسپارند.
    

     جاذبه هاي آموزش
    
     معلمي شغل انبياست: در قرآن آمده است كه هر انساني سه پدر دارد. پدري كه با فرزندش هم خون است، پدر مادرش و پدري كه او را تعليم داده و تربيت نموده است (يعني معلم) و سؤال شده احترام به كدام يك از اينها ارجح تر است كه سفارش شده احترام به معلم بر همه انسانها ارجح مي باشد. بنابراين هر فردي كه وارد حرفه معلمي مي شود به آن به چشم شغل انبيا مي نگرند.
    
     معلمي هنر است: معلمي قبل از اينكه شغل باشد، هنر است و همه افراد به اين امر واقفند به همين دليل بدون هيچ نگراني و تشويش، فرزندان خود را به دست معلمان مي سپارند. پس شرط انصاف آن است كه معلم با عشق وعلاقه و هنرمندانه اين وظيفه خطير را انجام دهد و آن چنان هنري در پرورش غنچه هاي جامعه از خود نشان دهد كه همه را به حيرت وادارد.
    

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم فروردین 1389ساعت 23:28  توسط موسی امیری  | 

راههاي رسيدن به موفقيت

 

مفهوم موفقيت يك امر نسبي (از فرد تا فرد از فرهنگ تا فرهنگ، و از مكتب جهان بيني و ايدئولوژي، تا مكتب فرق دارد) و يك امر تشكيكي (يعني ممكن است شخصي نسبت به گذشته اش موفق باشد ولي در عين حال مراتب بالاتري از موفقيت را در پيش دارد كه البته اين امر بيشتر در امور اخلاقي و ارزشي مثل كمال، علم خواهي بيشتر نمود دارد) است در فارسي واژهاي مترادف آن ظفر، پيروزي و كاميابي و... است.
ابزار موفقيت موفقيت محبوب عمومي بشر است همه افراد بشر در هر رشته و مقامي كه هستند به دنبال وسيله، ابزار و راه رسيدن به موفقيت هستند ولي افراد بشر دريافتن اين وسيله يكسان نيستند، افرادي كه هيچ واقع بيني ندارند و درك صحيحي از روابط علي و معلولي حوادث ندارد. بحث شانس و بخت را به ميان مي‌كشند برخي ديگر وسيله موفقيت را در عوامل موجود خارجي جستجو مي‌كنند. ولي در ميان عوامل خود (استعدادها، علائق، حوصله و پشتكار و ...) را فراموش مي‌كنند. برخي موفقيت را به نبوغ نسبت مي‌دهند، يعني فكر مي‌كنند تنها عامل موفقيت نبوغ است و گمان مي‌كنند مثلا فلان مخترع ظرف چند روز يا چند ساعت به فلان كشف رسيده ولي از پشتكار، صبر و تحمل سختيهاي راه آنها بيخبرند. الكساندر هاميلتن ميگويد: مردم به من نابغه مي‌گويند من از نبوغ خود خبر ندارم، فقط مي‌دانم شخص زحمتكشي هستم. دانشمند بزرگ فرانسوي پاستور، شعار زندگيش كار بود.[1]
موفقيت در جامعه هاي صنعتي تعريف متداول و قابل قبول جوامع صنعتي از موفقيت بر سه اصل استوار است: قدرت، پول و شهرت. يعني اگر كسي يك يا چند تا از اينها را داشته باشد فرد موفقي است. اشكال اين تعريف اين است كه با نظام الهي و عقل و وجدان ما سازگاري ندارد. آيا هر طوري كه انسان پول تهيه كرد موفق است؟ آيا به هر نحوي به مدارج بالاي علمي رسيد موفق است؟ آيا ملتي كه براي هدف مقدسي از كشور خود دفاع مي‌كنند ولي در ظاهر نميتوانند بر دشمن غلبه پيدا كنند موفق نيستند؟ امام حسين _ عليه السلام _ مي‌فرمايند: مرگ برتر از زندگي با خواري، ذلت برتر از زندگي است كه سر از جهنم در آورد.[2]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 22:5  توسط موسی امیری  | 

تعلیم وتربیت

 

با نظر به بعد فکري و فلسفي، احتمالا ويژگي مهم عصر حاضر، ترديد در مطلق نگري است. در عوض، نسبت گرائي و کثرت گرائي به منزله پادزهري براي مطلق نگري رواج يافته است لطفا اين ويژگي را توضيح دهيد. بسم الله الرحمن الرحيم - براي پاسخ به اين سو ال که مفهوم واژگاني مانند نسبي گرايي وکثرت گرايي و مطلق نگري به عنوان ويژگيهاي دوران معاصر چيست، توضيح اين نکته را ضروري مي دانم که، مساله نسبي گرايي و تقابل آن با مطلق نگري به عنوان يکي از ويژگيهاي دوران معاصر مي باشد اما توجه به اين نکته لازم هست که بحث تقابل نسبي گرايي با مطلق نگري يک جريان ريشه دار تاريخي است و از قديم الايام بين فلاسفه، انديشمندان ودانشمندان مختلف وجود داشته و محور تقابل بين نسبي گرايي و مطلق نگري نيز مساله شناخت و مساله حقيقت، اعتبار حقيقت، مساله امکان دستيابي به حقيقت و مساله اعتبار حقيقت بوده است. به عبارت ديگر تقسيم بندي هاي رايج در مکاتب فلسفي و جدا بودن اين مکاتب از يکديگر، همه ناشي از نوع نگاه آن ها نسبت به مساله حقيقت بوده است. اما امروز وقتي از نسبي گرايي سخن مي گوييم و از تقابل آن با مطلق نگري; معناي خاصي در ذهن داريم واين نسبي گرايي که ما امروز به دنبال آن هستيم، تقابل آن با مطلق نگري بطور دقيق بحثي نيست که در گذشته وجود داشته، چرا که نسبي گرايي و کثرت گرايي امروزه به مقوله ها و حوزه هايي چون هنر، فرهنگ، دين، مسائل سياسي و مسائل اجتماعي نيز راه يافته است. مساله مطلق نگري اگر چه امروزه در اوج قرار ندارد، اما در مسير تقابل با نسبي گرايي در اوج بوده است. در گذشته و در يونان باستان و در زمان فلاسفه قديم، مساله جانبداري از مطلق نگري وجود داشته ولي بعداز دوران يونان باستان، يعني در دوران قرون وسطي به خاطر فضاي اجتماعي و انديشه فکري غالب، بحث مطلق نگري تقريبا استحکام بيشتري پيدا کرد اما در دوره بعد از آن يعني رنسانس ضعفهايي را پذيرفت و بايد اين نکته بسيار مهم را در نظر داشته باشيم که در دوران بعد از رنسانس و دوران بعد از آن يعني دوران مدرنيته يا عصر مدرنيسم مطلق نگري به آن معنايي که در يونان باستان بود ديگر تلقي نمي شد، بلکه شکل نويني از مطلق نگري در دوران مدرنيته ايجاد گرديد که بحث کليت گرايي، ناسيوناليسم و عقل گرايي که در واقع همان مدرنيته يا مدرنيسم غربي است را در خود جاي داد. مطلق نگرها حقيقت را مطلق، امر واحد و ثابت، عام و علي الاطلاق مي دانند، يعني درعرصه شناخت حقيقت چنين ديدگاهي را مطلق نگرها تعقيب مي کنند. بحث ارائه يک الگوي جهاني که قابل پيروي و تبعيت باشد، خود بحثي است که ريشه در مطلق نگري دوران مدرنيته دارد. اعتقاد به کليت گرايي در عرصه فرهنگ، علم و فنآوري يعني اين که; آنچه که در فرهنگ غرب وجود دارد چه فرهنگ و چه فنآوري و چه علم آن امر کلي تلقي مي شود و ديگر فرهنگ ها بايد از آن تبعيت کنند وتوجه به نوعي مرکزگرايي و کنترل امور توسط واحدهاي مرکزي مورد توجه فراوان است. نسبي گرايي در واقع جريان غالبي است بخصوص در فضاي دوران معاصر که فضاي پست مدرن تلقي مي شود، در نسبي گرايي، بطور دقيق آنچه که در مطلق نگري داشتيم تقريبا نفي مي کنيم. اين که حقيقت هاي واحد، مطلق، ثابت و عام وجود ندارد. اينکه طرح واره هاي بزرگي که درواقع به دنبال ايجاد همگوني يکسان سازي و تشابه بين امور باشد، وجود ندارد، و اينکه حقايق و واقعيات امر اعتباري و موقتي هستند و اين که بايد روايت هاي مختلف را بپذيريم فرا روايتها را نفي کنيم همه از ويژگيهاي دوران پست مدرنيسم به شمار مي آيند. در بحث نسبي گرايي، امروز نسبيت ارزشها و مسائل اخلاقي را داريم اما واژه کثرت گرايي نيز به پيوست مساله نسبت گرايي از ويژگيهاي بسيار غالب و مو ثر و اساسي دوران معاصر تلقي مي شود و اگر از کثرت گرايي سخن بگوييم در دو حوزه، خود به خود وارد مي شويم حوزه فرهنگ، حوزه زبان و دين و همچنين حوزه اجتماع. حوزه اجتماع يعني از منظر کثرت گرايي بايد پذيرفت که تنوع، تکثر، اختلاف، تفاوت و تمايز بين فرهنگها، اديان و درواقع زبان مختلف جوامع وجود دارد و اين که فهم ما از دين و تجارب ديني متکثر است در حوزه اجتماعي، بايد بپذيريم الگوها و ساخت و سازهاي سياسي در جوامع مختلف متفاوت، متکثر و مختلف خواهد بود و کثرت گرايي را به معناي نفي کليت گرايي مدرنيستي، نفي واحدگرايي و تمرکزگرايي مدرنيستي مي دانيم و همچنين به معني به رسميت شناختن تکثر، تنوع، اختلاف، تمايز و تفاوت در عرصه هاي دين و عرصه هاي فرهنگ، زبان و مسائل اجتماعي است. به عبارت ديگر در مساله کثرت گرايي به تعبير پست مدرن ها ما بدنبال شنيدن تمامي صداها، سخن ها و گفت و شنودها مي باشيم. بنابراين يکي از ويژگيهاي مهم عصر معاصر مساله نسبي گرايي و مساله کثرت گرايي است، البته آن هم با مضامين و مفاهيم جديد نه به معناي فلسفي محض دوران يونان باستان. با نظر به بعد اقتصادي و توسعه اي، احتمالا ويژگي مهم عصر حاضر، بها دادن به مهارت آموزي (training)و کم بها ساختن تربيت (ebucation)است لطفا اين ويژگي را توضيح دهيد؟ در پاسخ به اين سو ال که مفهوم مهارت آموزي و مفهوم واژه تربيت چيست؟ بايد گفت: بطور اساسي يکي ديگر از ويژگيهاي دوران معاصر را مهارت آموزي يا فن آموزي يا حرفه گرايي مي دانيم. مهارت آموزي، آموزش، تعليم يا فراگيري مهارت ها و توانمندي ها از نيازهاي جوامع امروز هست. مهارت ها و توانمندي هاي مورد نياز را هم درواقع علائق، نيازها و ظرفيت هاي اجتماعي فرهنگي اقتصادي و صنعتي جوامع تعيين مي کنند، چنان که در طول تاريخ بر اثر سير تحول در جوامع مي بينيم که مهارت هاي مورد نياز آن جوامع نيز تغيير مي کند و تنوع مهارت هاي مورد نياز جوامع به خاطر تنوع علائق انگيزه ها ظرفيت ها و درواقع پتانسيلهاي فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و صنعتي آن جوامع هست اما امروزه يکي از ويژگيهاي غالب دوران معاصر را بحث مهارت آموزي و حرفه آموزي مي دانيم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 21:59  توسط موسی امیری  | 

تعليم و تربيت و رشد اخلاق

 
مرکز مطالعات رشدي يک سازمان غير انتفاعي پژوهشي درباره ي مدارس در کاليفرنيا همراه با ناحيه ي اموزش و پرورش دولتي سن رومن واقع در دنويل ، کاليفرنيا به مدت 5 سال به روي طرحي با عنوان پروژه رشد و تحول کودک کارکردند. انها 6 مدرسه از 13 مدرسه ي ناحيه ي سن رومن را برگزيدند سپس به تصادف، يکي از دو گروه را براي اجراي پروژه ي رشد و تحول کودک برگزيدند. گروه مدارس ديگر به عنوان گروه مقايسه در نظر گرفته شدند. 
حاصل پژوهش بر روي اين دو گروه ، مواردي است در ارتباط با عوامل موثر در ايجاد يک شخصيت اخلاقي که در پي مي ايد: 
عناصر محوري کلاس درس در شکل دهي يک شخصيت اخلاقي 
1 ) فعاليت هاي مشارکتي : 
کودکان در ضمن فعاليت هاي مشارکتي ، در گروه هاي کوچک به فعاليت مي پردازند . انها ممکن است در حل يک مساله ي منطقي، نوشتن يک شعر ، يا ....با يکديگر همکاري کنند . معلمان، انواع مختلفي از نتايج مثبت تحصيلي و اجتماعي حاصل از فعاليت هاي مشارکتي را گزارش نموده اند. 
2 ) کمک کردن و سهيم شدن: 
پروژه ي مذکور از کودکان مي خواست تا انجام کارهاي دشوار کلاس ، به يکديگر کمک کنند، به صورت غير رسمي يا به شکل کمک در درسها به دانش اموزان ديگر کمک کنند وحتي در انجام طرح هايي نظير زيبا شناسي فضاي مدرسه شرکت نمايند. انجام چنين کارهايي توسط دانش اموزان سالهاي ابتدايي به انها در اين باره که چگونه اين کارها بخشي از دنياي بزرگسالان محسوب مي شود، ديدگاهي مناسب مي دهد بايد بدانيم که شنيدن درباره ي کمک کردن هيچگاه ان تاثير را که انجام چنين کارهايي در پي دارد در خود نخواهد داشت. 

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم دی 1388ساعت 21:1  توسط موسی امیری  | 

چگونه یک معلم فعال ، پرانرژی و تاثیر گذار باشیم ؟

 

معلم منفعل ، تاثیر پذیر صرف و کم انرژی  و یا برعکس ؟

           هر شخصی دوست دارد در موقعیت ها و شغل خود ، فردی موثر ، موفق ، و مطرح بوده و به او با دیده  منفعل ، بی تفاوت ، تاثیر پذیر صرف ، گوشه گیر  و نا کارآمد نگاه نشود و تمایل دارد  بتواند بر محیط  کاری خود  ، همکاران ، مدیران و مافوقان  و غیره  تاثیر مثبت بگذارد. روش های بسیار زیادی برای این کار وجود دارد  که برخی از آنها فهرست وار درج می گردد :

1-      مطالعه کافی کتب مرتبط با شغل معلمی ، روزنامه ها و نشریات ، بررسی وبلاگها و سایتها ی فعال معلمان و ادارات آموزش و پرورش  جهت به روز آوری اطلاعات و آگاهی از آخرین یافته های مرتبط با شغل معلمی و کاربست آنها.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 22:42  توسط موسی امیری  | 

عوامل انسانی موثر در تربیت

 

نقش پدر در تربیت فرزند(2)

تربیت مذهبی :

كودكان عناصر پاكی و پذیرش و صمیمیت هستند، خوب و بد را از پدر ومادر یاد می گیرند و به هر راهی كه پدر و مادر دعوتشان كنند، به هما ن راه پا می گذارند.اگر آنان را با روحیه ی خداترسی پرورش دهیم، طبیعی است در آینده افرادی خیرخواه ، مسالمت جو و مطیع خواهند شد و اگر آنان را رها كنیم ،خام و هرزه بار می آیند.

 حال این سؤال مطرح می شود كه والدین باید چه راهكارهایی رابرای پرورش روحیه ی مذهبی كودكان بكار گیرند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم دی 1388ساعت 0:31  توسط موسی امیری  | 

نقش خانواده در تربیت فرد

 

خانواده و اهمیت آن در دوره کودکی

نوزاد در خانواده به دنیا می‌آید و اولین تعاملات خود را با محیط آغاز می‌کند. در این کانون اولیه اولین تأثیر و تأثرات متقابل آغاز می‌شود و کودک کم کم در فرآیند رشد و اجتماعی قرار می‌گیرد. همانطور که روان شناسان معتقدند سالهای اولیه کودکی نقش بسزایی در رشد شخصیت و آینده او دارد. بیشتر طرحواره‌ها و شناختهای کودک از خود ، اطرافیان و محیط در این دوران شکل می‌گیرد. میزان سلامت جسمانی و روانی کودک بسته به ارتباطی است که خانواده با وی دارد و تا چه حد تلاش می‌کند نیازهای او را برآورده سازد.
کودکانی که در این سنین از لحاظ عاطفی و امنیتی در خانواده تأمین نمی‌شوند به انواع مشکلات مبتلا می‌شوند. مشکلات این کودکان اغلب با شیطنتها ، دروغگوییها و حرف نشنیدنهای ساده شروع می‌شود و با توجه به وضع نابسامان خانواده به بزهکاریها و جنایات بزرگسالی منتهی می‌شود. سخت گیری زیاد والدین یا بی‌توجهی آنها ، یا ننر و لوس بار آوردن کودک و برآورده ساختن کلیه نیازهای منطقی و غیر منطقی او ، شخصیت سالمی را به بار نخواهد آورد. سلامت خود خانواده ، تعادل شخصیتی والدین و آشنایی آنها به اصولی که می‌تواند محیط خانواده را سالمتر سازد، بسیار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 17:57  توسط موسی امیری  | 

سه نگرش در تعلیم و تربیت اسلامی

سه نگرش در تعلیم و تربیت اسلامی وجود دارد. در نگرش نخست تعلیم و تربیت اسلامی به منزله نظامی توصیفی است كه از طریق بررسی آثار دانشمندان مسلمان می‏توان بدان دست یافت. در نگرش دوم، نظامی استنباطی است كه بر اساس آن، می‏توان با استفاده از متون دینی برای همه مسائل تعلیم و تربیت، پاسخی فراهم آورد. در نگرش سوم، تعلیم و تربیت اسلامی به منزله نظامی استنباطی ـ تأسیسی تلقی شده است كه در آن برخی مسائل و مباحثِ مربوط به تعلیم و تربیت از متون اسلامی استخراج می‏شود و دسترسی به برخی موارد دیگر بر اساس روشهای تجربی و پیش‏فرض‏های دینی، انجام می‏گیرد.
در این نوشتار سعی برآن است كه با عنایت به مطالب فوق، بااشاره‏ای كوتاه به ماهیت و تاریخچه تعلیم و تربیت اسلامی به منزله رشته‏ای دانشگاهی، روشهای تحقیق و دستاوردهای آن نیز مورد بررسی قرار گیرد.

واژه‏های كلیدی:تعلیم و تربیت اسلامی (نگرش‏های موجود در تعلیم و تربیت اسلامی)؛ تاریخچه تعلیم و تربیت اسلامی؛ روشهای تحقیق در تعلیم و تربیت اسلامی؛ رابطه تعلیم و تربیت اسلامی با سایر رشته‏های علوم تربیتی.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 16:43  توسط موسی امیری  | 

مشکلات ناشی از عزت نفس پائین

 

آیا از لباس پوشیدنتان بدتان می اید ؟ یا اینکه فکر می کنید برای آن لباس مناسب نیستید ؟ این یعنی عزت نفستان  پائین است ف عزت نفس پائین یا تصور بد ذهنی از خود با مشکلاتی همراه است ونوع نگرش به کار وروابط تان را هم تحت تآثیر قرار می دهد حال رایج ترین مشکلات عزت نفس پائین وراه درمان آنرا یاد آوری می نمائیم :

نفرت از خود :

وقتی که از خود یا افکار وکارهایی که انجام می دهید متنفر هستید نشانه عزت نفس پائین است نفرت از خود با احساس خشم عصبانیت ناامیدی ونبخشیدن خود برای اشتباهاتی که مرتکب شده اید همراه است

1-      دیالوگهایی را که با خودتان دارید تغییر دهید انتقادهای شخصی حس نفرت از خودرا افزایش می دهد پس مرحله نخست این است که تفکرات منفی را که در سرتان است دور بریزید وبه جای آنها به تفکرات منفی پاسخ مثبت دهید چرا منتقد خودتان هستید ؟

2-      خودتان را بخاطر اشتباهاتی که مرتکب شده اید ببخشید هیچ کس به طور مطلق خوب یا بد نیست انجام دادن کاری که شما بعد از آن پشیمان می شوید نباید از شما فردی متنفر بسازد همانطور که انجام دادن کارهای خوب از شما فردمقدسی نمی سازد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 21:35  توسط موسی امیری  | 

روش هاي تربيتي

براى سازندگى و تربيت روش هايي هست:
1- با شعارها داغ كردن و با تلقين حرارت دادن
2- شاخ و برگ دادن و در سطح كاويدن
3- به دوش كشيدن و بغل كردن
4-كليدها و ملاك ها و روش ها را بدست دادن و روشنى دادن و ريشه دادن و زنجيرها را بازكردن. و اين پيداست كه با اين روش آخر زودتر به نتيجه مى رسيم و بهره هاى عظيم ترى بدست مى آوريم. آن ها كه داغ شده اند، با عوض شدن محيط، زود سرد مى شوند و در برابر طوفان ها برگ مى ريزند و هنگام تنهايى، نه تنها نعش مى شوند و مى مانند بلكه همچون بچه هاي لوس كه بغلى شده اند، همين كه زمينشان بگذارى نق مى زنند و دراز مى شوند و مى خوابند.
ما افراد را مثل استخري به آب بسته ايم، به جاى آن كه همچون چشمه اي كاويده باشيم و اين است كه آن ها به مرور زمان رنگ عوض مى كنند وكرم ور مى آورند.
آخر نمى شود آن ها را از هوس هايى كه در خونشان ريخته و در اعماقشان ريشه دارد با چند شعار اخلاقى و مقداري نصيحت، جداكرد.
چگونه مى شود آن ها را از عشق ها و غريزه ها و حرف ها و وسوسه ها و از حب نفس و ثروت و لذت و قدرت و رياست و شهرت رها كنيم؟ مگر هنگامى كه به يك عشق بزرگ تر رسانده باشيم. اين طبيعى است هركس مهم را فداى مهم تر مى كند و محبوب را در راه محبوب تر مى گذارد.
من جوانى را سراغ داشتم سخت وابسته ي لباس و قيافه اش بود، حتى وسواسى داشت كه پارچه اش ازكجا باشد و دوختش از فلان و مدلش از بهمان.
براي دوستى با او همين بس بود كه از لباسش و اتويش و قيافه اش تحسين كنى و يا از طرز تهيه ى آن چيزي بپرسى.
او عاشق ظاهرسازى و سر و وضع مرتب بود و به اين خاطر از خيلى ها بريده بود... تا اين كه عشقى بزرگ تر در دلش ريخت و با دختري آشنا شد و با هم سفري كردند و در راه تصادفى.
جوانك در آن لحظه ي بحرانى از رنج هاي خودش فارغ بود و خودش را فراموش كرده بود و به محبوبه اش مى انديشيد و سخت به او مشغول بود.
او به خاطر پانسمان محبوبش به راحتى لباس هايش را پاره مى كرد و زخم ها را مى بست و راستى سرخوش بودكه خطرى پيش نيامده.
هنگامى كه عشقى بزرگ تر دل را بگيرد عشق هاي كوچك تر نردبان آن خواهند بود.
ما با همين توضيح مى توانيم راز فداكارى هايى را كه در تاريخ آمده و به افسانه مي ماند، كشف كنيم و حقيقت آن واقعيت ها را بيابيم كه چگونه ابراهيم از اسماعيلش مى گذرد و خيلى ها از جانشان، آن هم در روى سنگ هاي داغ و در زير تازبانه ها و در كنار شكنجه ها؟
آندره زيگفريد در فصل آخر كتاب روح ملت ها مى گويد: "بعضى از حادثه ها را عشق مى فهمد اما عقل از تحليل آن عاجز است. و به داستان ابراهيم اشاره مى كند و نتيجه مى گيرد كه عقل زبان عشق را نمى فهمد".(1)
اين نتيجه گيرى كاملاً اشتباه است و اين اشتباه از آن جاست كه او عقل فارغ را با عشق عاشق مى سنجد، درحالى كه بايد عقل عاشق را با عشق او سنجيد.
مگر اين يك دستور نيست که مهم را فداى مهم تر كن. بر پايه ى همين دستور و همين عقل، ابراهيم اسماعيلش را قربانى مى كند.
ابراهيم به مهم تر از اسماعيل رسيده و حتى به نزديك تر از خود به خود، رسيده و اين است كه به دستور عقل خود، مهم را فداى مهم تر مى كند؛ گر چه عقل ديگران به اين مهم تر نرسيده باشد. او مى بيند كه اسماعيلش دركنار يك آوار و با يك ضربه از سم اسبى به مرگ مى رسد و جانش را مى بازد. ابراهيم مى خواهد، اين جان از دست رفته را بدست بياورد و در راهى و در جهتى آن را به جريان بيندازد. ابراهيم مى خواهد به رشد برسد و به رشد برساند و اين است كه با آن دستور، خودش كارد را بدست مى گيرد و اسماعيل را مى بندد وكارد مى كشد و هنگامى كه مى بيند به او كمك نمى دهد و رگ ها بريده نمى شوند و خون ها بيرون نمى ريزند، سخت خشمگين مى گردد وكارد را بر زمين مى كوبد. و اگر همين كار را نمى كرد در امتحان باخته بود، كه عشقى نبوده و سنجشى نبوده، فقط حرفى بوده و سخنى.
اما خداي ابراهيم... او نمى خواهد اسماعيل ها كشته شوند، او مى خواهد ابراهيم ها آزاد شوند و رشد كنند و به قرب و رضوان دست بيابند.
ابراهيم كارش را تمام كرده بود و به آزادى رسيده بود. و جز اين كاري نيست، كه حتى اعمال مقدمه هستند و اگر كسى مقدمه را بياورد و به اين آزادى نرسد، كارى نكرده. اگركسى اسماعيل را بكشد و اسير اين كشتن و اين آزادى باشد، كارى نكرده كه در هر حال در اسارت است، بى جهت نيست كه مى گويند: نية المومن خير من عمله.(2)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 22:48  توسط موسی امیری  | 

عقل و تربيت

با تدبر، ادراكات حسى و علوم تجربى بدست مى رسيد.
با تفكر، از اين تجربه ها و آگاهى ها نتيجه گيرى مى شد، فكر آن ها را مى كاويد و آن ها را بارور مى ساخت و معلومات و آگاهى هاى تازه اى بدست مى داد و مجهولاتش را كشف مى نمود.
ما پس از شنيدن مطالبى، مى گوييم پس بايد اين طور باشد، يا پس چرا اين طور نيست؟. با اين "پس" بهره برداري و نتيجه گيري شروع مى شود. اين "پس"، پيشقراول تفكر ماست. ما با تفكر، به اين همه دست مى يابيم.
از آن جا كه فكر تحت تأثير عوامل محيط، تربيت، وراثت، تلقين و تقليد و تاريخ قرار مى گيرد، ضرورت نقد و سنجش و تعقل نمودار مى گردد.
اين شناخت ابتدايى، هم محكوم اين عامل هاست و هم محدود و يك جانبه و بسته.
درست است كه فكر راه هايى را طرح كرده و از تجربه ها و با كمك حواس، مجهولاتش را بدست آورده، اما خود اين راه ها محتاج سنجش و نقد هستند و اگر بدون اين نقادى و سنجش، راهى شروع شود و كاري دنبال گردد، درست اين كار همانند كار دوربينى خواهد شد كه يك نقطه را نشانه مى گيرد و از يك زاويه عكس برمى دارد. و در نتيجه اين عكسبرداري و شناخت يك بعدى و سطحى باعث درگيري ها و محروميت ها خواهد شد.
براى رسيدن به آرزوها و خواسته ها،


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 22:45  توسط موسی امیری  | 

راهکارهای تقویت حافظه

 

1-     توجه خودرا برروی آنچه مطالعه می کنید متمرکز کنید

2-     از حفظ کردن مطالب وبا عجله برای امتحان حاضر شدن بپرهیزید

3-     اطلاعاتی را که مطالعه می کنید سازماندهی کنید پژوهشگران در یافته اند که اطلاعات در حافظه به صورت خوشه ای سازماندهی شده اند

4-   از وسایل یاد یار برای بخاطر سپردن اطلاعات استفاده نمائید منظور از وسایل یاد یار روشی است که دانش آموزان معمولاض از آن ها برای یاد آوری مطالب کمک می گیرند وشما باید مطالبی را که می خواهید به یاد بسپارید به چیزی ربط دهید به شعری یا آهنگی یا شخی مثبتی و..

5-   اطلاعات را در ذهنتان بسط دهید ومرور کنید ابتدا عبارتهای کلیدی را بخوانید سپس با دقت بیشتر آن هارا تعریف کنید ومطالعه کنید سر انجام به مطالعه جزئیات بپردازید

6-     اطلاعات تازه را با چیزهایی که قبلاً می دانستید ارتباط دهید

7-     مفاهیم را در ذهنتان مجسم کنید

8-     مفاهیم جدید را به فرد دیگری آموزش دهید

9-     به اطلاعات پیچیده توجه بیشتری داشته باشید

10- روش ومکان ومحل ووقت مطالعه خودرا هر چند یک بار تغییر دهید 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 17:27  توسط موسی امیری  | 

چگونه با نوجوانان رفتار کنیم

 

1-به نوجوانان مسئولیت های مختلف زندگی را واگذار کنند تا آنان اهل کار وزندگی شوند

2- به نوجوانان بیاموزند که از مشکلات نباید گریخت بلکه راههای مبارزه با مشکلات را به آنان یاد داد

3- نیازهای نوجوانان را بررسی کنند واستعدادها وعلاقه ها وانگیزه های آنان را بشناسند وبر اساس این شناسایی برای آنان برنامه ریزی شود

4- به نوجوانان کمک کنند تا قبل از شروع تحصیلات عالی وتخصصی اطلاعات لازم را در باره شغل اینده خود کسب کنند

5- به فرزندان کمک کنند تا توانایی های خودرا دریابند وبه خود شناسی برسند

6- نوجوانان را یاری دهند تا بتوانند بهترین دوستان وگروه همسالان را انتخاب نمایند زیرا نوجوانان بسیاری از آداب معاشرت خودرا در ارتباط داشتن با دوستان وآشنایان می آموزد

7- نباید نوجوانان را از معاشرت با دوستان وهمسالان محروم کرد

8- نوجوانان را عمیقاً در ک کنید

9- در انتخاب روش زندگی آنان را یاری دهید با مهربانی اشتباهات را متذکر شوید

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 17:27  توسط موسی امیری  | 

خلاقیت ونوآوری

 

خلاقیت یک نعمت است عواملی وجود دارند که مانع شکوفایی خلاقیت در انسان می شوند

موانع خلاقیت

1-     نداشتن اعتماد به نفس

2-     دلسرد شدن از ادامه فعالیت وتلاش

3-     تأکید بر عادات پیشینیان ومقاومت در برابر تغییرات

4-     نداشتن تمر کز ذهنی

5-     نداشتن پشتکار ومقاوم نبودن

6-     کم رویی واظهار عقیده نکردن وحاضر نشدن در جمع وخودداری از پاسخ دادن به سئوالات

7-     نداشتن انعطاف پذیری

 

راه حل های پیشنهادی برای ایجاد خلاقیت

1-   برای پرسشهای فراگیران باید اهمیت قائل شد وآنان را راهنمایی کرد تا خودشان جواب پرسش هارا بیابند با این کار روحیه پرسش گری وکنجکاوی آنان را تقویت می کنیم

2-     به دیدگاهها وعقاید غیر عادی باید احترام گذاشت

3-     همه باید بدانند که عقید ه شان دارای ارزش است واگر امکان اجرای آن باشد پذیرفته می شود ولی گاهی امکان اجرای عقیده وجود ندارد

4-     تشویق افراد به داشتن وارائه اندیشه های نو وتازه وبکر

5-     کتابهای درسی باید به صورت کاربردی تدوین شود

6-     تأکید بر بکار بردن آموخته های علمی در زندگی

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 17:26  توسط موسی امیری  | 

مهارت زندگی

 

مهارت زندگی چیست ؟وچگونه افراد جامعه را آموزش دهیم تا در معرض آسیب های روانی واجتماعی قرار نگیرند یا آسیب ها تأثیر کمتری روی آنان بگذارد

زندگی یک مهارت است به این معنی اگر بخواهیم زندگی شاداب تر فموثر تر ،واجتماعی تر داشته باشیم ، انسان برای یک زندگی مطلوب نیازهای متوعی دارد ولی یکی از نیازهای او این است که خورا دقیقاً بشناسد ودیگران را درک کند وبا آنها روابط خوبی داشته باشد هیجانها واسترسهای روزمره را در کنترل خود بگیرد مشکلات را حل کند وتصمیم های مناسب بگیرد پذیرنده صرف نباشد وکلیشه ای فکر نکند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 16:42  توسط موسی امیری  | 

نو آوري ونوانديشي وارائه ابتكارات وخلاقيتها بستر شكوفايي هستند

نو آوري ونوانديشي وارائه ابتكارات وخلاقيتها بستر شكوفايي هستند

امسال كه به نام سال نو آوري وشكوفايي نامگذاري شده است فرصت مغتنمي است تا در اين سال با ابتكار ونوآوري در تصميمات فردي واجتماعي مان به نوسازي ومهندسي دوباره خودمان وسازمانهاي اداري واجتماعي بژردازيم ونتيجه عالي آن را همانا كه شكوفايي است ببينيم . همانگونه كه شكوفايي وموفقيت مستلزم ابتكار ونوآوري باز مهندسي در ابعاد مختلف فردي واجتماعي است خود نوآوري نيز ملزوماتي مي طلبد واقتضائاتي دارد كه اشاره ميگردد :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:54  توسط موسی امیری  | 

ارائه راهكارهاي كاربردي نمودن قرآن كريم در جامعه

ارائه راهكارهاي كاربردي نمودن قرآن كريم در جامعه

كتاب آسماني وديني ما مسلمانان قرآن كريم است كتاب آخرين فرستاده ورسول خدا كه براي ما انسانها نازل شده قرآن مجيد است اما چرا قرآن در جامعه ما مهجور است ؟چرا قرآن در جامعه تنهاست ؟چرا مسلمانان از آيات قرآن استفاده كاربردي نمي كنند ؟چرا مسلمان دستورات زندگي خودرا از قرآن نمي گيرند ؟چرا مسلمانان حقوق ديگران را برابر آيات ودستورات قرآن رعايت نمي كنند ؟براي پاسخ به همه اين سئوالات وچراها ونجات قرآن از اين مهجوريت در جامعه وكاربردي نمودن آن مواردي را به شرح زير اعلام مي نمايم :


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 22:51  توسط موسی امیری  | 

نو آوري ونوانديشي وارائه ابتكارات وخلاقيتها بستر شكوفايي هستند

 

امسال كه به نام سال نو آوري وشكوفايي نامگذاري شده است فرصت مغتنمي است تا در اين سال با ابتكار ونوآوري در تصميمات فردي واجتماعي مان به نوسازي ومهندسي دوباره خودمان وسازمانهاي اداري واجتماعي بژردازيم ونتيجه عالي آن را همانا كه شكوفايي است ببينيم . همانگونه كه شكوفايي وموفقيت مستلزم ابتكار ونوآوري باز مهندسي در ابعاد مختلف فردي واجتماعي است خود نوآوري نيز ملزوماتي مي طلبد واقتضائاتي دارد كه اشاره ميگردد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام فروردین 1387ساعت 22:12  توسط موسی امیری  | 

شیوه های تربیت

 

خیلی از جرائم موجود در جامعه ناشی از عدم تربیت صحیح نوجوانان وجوانان توسط خانواده هاست اگر خانواده با روش تربیت صحیح آشنا شود فرزندان با تربیتی به جامعه تحویل می دهد واگر فرزندان خانواده ها با تربیت باشند مرتکب جرائم نمی شوند ومی توان از وقوع جرائم پیشگیری نمود وبا تربیت صحیح می توان جوانان ونوجوانان را به خود آگاهی وشناخت از هویت خود آشنا نمود که اگر هویت خودرا بشناسند از جرائم وتخلفات دوری خواهند نمود لذا مواردی را به شرح زیر اعلام می نمایم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 17:22  توسط موسی امیری  | 

تفکر خلاق چیست ؟

 

یکی از مهم ترین وجوه تمایز انسان از دیگر موجودات ، قدرت تفکر وخلاقیت وقدرت دستکاری در ذهن وپدیده ها وقدرت کشف وتولید ابزار واندیشه های جدید است ، همه انسانها کم وبیش خلاق هستند وایت نوانایی با درجات مختلف در همه انسانها وجود دارد مهم آن الست که بتوانیم آنرا شکوفا کنیم وتوسعه دهیم وبه خدمت بگیریم تفکر خلاق می تواند بهترین وسیله وسلاح برای مبارزه با مشکلات روزمره ما باشد اگر انسان تفکر خلاق در وجود او شکوفا نشده باشد به محض بر خورد با مشکل نا امید می شوند واحساس می کنند که به انتهای خط رسیده اند ، تفکر خلاق به ما می آموزد وقتی با حادثه ای برخورد کردیم چگونه احساسمنفی خودرا به احساس مثبت تبدیل نمائیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم اسفند 1386ساعت 20:44  توسط موسی امیری  | 

محبت وتکریم ، نیاز فطری انسانها است

 

نیاز به محبت وتکریم نیازی فطری روحی وروانی است که در همه انسانها به ویژه کودکان وجود دارد ، برخورد توأم با کرامت ومحبت موجب سلامت وروان وتقویت عزت نفس می شود دو ویژگی مهم محبت وتکریم همواره از خصوصیات اخلاقی انسانهای بزرگ است که باید به ان توجه شود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه دهم اسفند 1386ساعت 21:46  توسط موسی امیری  | 

خانواده موفق و نقش آن در تربیت فرزندان

 

نگاه اجمالی:

خانواده به عنوان اولین کانونی که فرد در آن قرار می‌گیرد دارای اهمیت شایان توجهی است. اولین تأثیرات محیطی که فرد دریافت می‌کند از محیط خانواده است و حتی تأثیرپذیری فرد از سایر محیطها می‌تواند نشأت گرفته از همین محیط خانواده باشد. خانواده پایه گذار بخش مهمی از سرنوشت انسان است و در تعیین سبک و خط مشی زندگی آینده ، اخلاق ، سلامت و عملکرد فرد در آینده نقش بزرگی بر عهده دارد

عواملی چون شخصیت والدین ، سلامت روانی و جسمانی آنها ، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده ، شغل و تحصیلات والدین به وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده ، محل سکونت خانواده ، حجم و جمعیت خانواده ، روابط اجتماعی خانواده و بی‌نهایت متغیر دیگر در خانواده وجود دارند، شخصیت فرزند ، سلامت روانی و جسمانی او ، آینده شغلی ، تحصیلی ، اقتصادی ، سازگاری اجتماعی و فرهنگی ، تشکیل خانواده او و غیره را تحت تاثیر قرار می‌دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم دی 1386ساعت 21:20  توسط موسی امیری  | 

استفاده کاربردی از آیات قرآن در تعلیم و تربیت

یکی از جرائم موجو در جامعه اهانت وتوهین وبی حرمتی نسبت به والدین از ناحیه فرزندان وبی حرمتی وهتک حرمت نسبت به دیگران است اگر ما از آیات قرآن کریم استفاده کاربردی نمائیم قطعاَ از این جرائم کاسته خواهد شد لذا آیاتی را که به حرمت واحترام دیگران مخصوصاُ والدین اشاره نموده به شرح زیر اعلام می گردد :
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 22:52  توسط موسی امیری  | 

اصولی که در تعلیم و تربیت نوجوانان بایستی مورد توجه قرار گیرند:

 

 

1-     اصل آماده سازی نوجوان برای زندگی در دنیای واقعی.

2-     اصل الگو پذیری و همانند سازی.

3-     اصل ایجاد امنیت روانی.

4-     اصل برخورد مثبت و مثبت فکر کردن.

5-     اصل برقراری ارتباط کلامی و عاطفی.

6-     اصل پذیرش و احترام.

7-     اصل پرهیز از افراط و تفریط.

8-     اصل پرهیز از تحمیل کردن.

9-     اصل پرهیز از مقایسه کردن با دیگران.

10-اصل توجه به کسب هویت نوجوان.

11-اصل توجه به نیازهای همه جانبه .

12-اصل ثبات عاطفی والدین.

13-اصل حفظ عزت نفس نوجوان.

14-اصل صداقت.

15-اصل قاطع و جدی بودن.

16-اصل محبت و مهربانی.

17-اصل مسئولیت دادن به نوجوان.

18-اصل مشورت کردن و خود تصمیم گیری.

19-اصل هماهنگی و همکاری عاملان تربیتی.

20-اصل همدلی و همفکری.

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 22:33  توسط موسی امیری  |