آموزش و خانواده

آموزش کاربردی خانواده ها

رهنمود هایی کاربردی در ارتباط با نقش و وظیفه والدین در جهت کارهای درسی و شخصی فرزندان

 

بعضی از والدینی که به مشاور مراجعه می نمایند از این نگرانند که فرزندشان آن طور که باید درس نمی خواند ، به حرف والدین خود گوش نمی دهد ، احترام آنها را نگه نمی دارد و گاهی اوقات عصبانی شده و پرخاشگری می کند .

 به نظر شما علت چیست ؟!!!

آیا ممکن است شرایط رشد فرزند آنها بطور مادر زادی او را به اینجا رسانده و خصوصیات او جنبه ارثی و ژنتیک داشته باشد؟

یا ممکن است نحوه ی ارتباط والدین و اطرافیان با فرزند او را به اینجا رسانده باشد؟

می دانیم اگر فرزندان خودشان کارهای درسی و شخصی خود را بدون اشاره والدین انجام دهند والدین احساس آسودگی بیشتری می کنند و رابطه آنها با فرزند نیز مطلوب تر خواهد بود.

با نگاه به شرایط دانش آموزان موفق فعلی یا بررسی زندگی بزرگان علمی، دانشمندان و مخترعان و هنرمندان به این نکته پی می بریم که همه ی آنها خودجوش بوده اند، ما نداریم فرد موفقی را که با امر و نهی والدین و یادآوری آنها به جایی رسیده باشد.

تصور اولیه والدین این است که اگر کارهای درسی و شخصی فرزندشان را به او تذکر دهند او رشد و پیشرفت بهتری خواهد داشت اما پس از مدتی متوجه خواهند شد که امر و نهی آنها نه تنها باعث رشد و پیشرفت فرزندشان نمی شود بلکه باعث عصبانیت و پرخاشگری او نیز شده است.در ادامه ضمن بررسی عوارض و اشکالات امر و نهی در کارهای درسی و شخصی توصیه هایی نیز برای ترغیب فرزندان به فعالیت های مربوطه خواهیم داشت.

عوارض امر ونهی در مورد کارهای درسی و شخصی

- وابستگی به امرو نهی (ممکن است فرزند منتظر بماند تا پس از تذکر والدین سراغ کارهای خود برود.)

- انجام فعالیت بطور سطحی و سرسری و به اصطلاح رفع تکلیف

- دلسردی و اکراه تدریجی  نسبت به انجام کارهای واگذار شده و در صورت ادامه امر و نهی ، انصراف کامل از ادامه ی فعالیت.

- عصبانیت و پرخاشگری نسبت به والدین ( در صورت امر و نهی و اصرار به فرزند برای انجام کارهای درسی یا شخصی او احساس می کند که این کارها را بطور اجباری باید برای والدین انجام دهد و از خود اختیاری ندارد بنابراین احتمال عصبانیت و پرخاشگری زیاد می شود.)

- کاهش میزان یادگیری به جهت احتمال نداشتن آمادگی لازم توسط یادگیرنده

کاهش اعتماد به نفس ( با توجه به اینکه فرزند وابسته ممکن است پیشرفت های خود را به دیگران نسبت دهد و می بیند که در انجام کارها از خود اختیاری ندارد  بنابراین در انجام کارهای بعدی بدون حضور والدین ممکن است دچار کاهش اعتماد به نفس و شک و تردید شود.)

-کاهش حس مسئولیت پذیری معمولا"افراد وقتی مسئولیت کارهای خود را می پذیرند که در شروع آن کار حق انتخاب داشته باشند پس افرادی که مجبور به انجام کاری شده اند نه در دنیا و نه در آخرت مورد مواخذه قرار نمی گیرند.

کم شدن نگرانی فرزندان نسبت به کارهای خودشان به این دلیل که احساس می کنند والدین نگران انها هستند و به عبارتی هوای کار را دارند و اجازه نمی دهند که کار خراب شود .

ممکن است برای والدین که نگران پیشرفت و موفقیت فرزند ان خود هستند این سوال پیش بیاید که : ما چه کارهایی می توانیم انجام دهیم که فرزندانمان با شوق و ذوق بیشتری کارهای درسی و شخصی خود را انجام دهند .

توصیه های کاربردی:

1- حذف امر و نهی در ارتباط با انجام کارهای درسی و شخصی

2- اطلاع دادن به فرزندان که ما در انجام کارهای شخصی آنها دخالتی نمی کنیم .

2- تعریف و توصیف مثبت و توجه به صفات و رفتارهای مثبت فرزندان در طول زندگی ( نوازش های کلامی) به جای ایراد گرفتن و توجه به نقطه ضعف ها.

3- ارائه ی نظر و پیشنهاد به جای تحمیل نظر

4- نسبت دادن موفقیت ها و پیشرفت ها ی فرزندان به تلاش و زحمت خود آنها

5- داشتن انتظار درصدی از خطا و اشتباه در رفتار فرزندان

*مشکلات خود را بر ماسه ها بنویسید و موفقیت های خود را بر سنگ مرمر

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:34  توسط موسی امیری  | 

نکاتی بسیار مهم در ارتباط با یادگیری، مطالعه و برنامه ریزی

 

 

اگر زندگی یک دانش آموز را مورد بررسی قرار دهیم به این نتیجه می رسیم که او بیشتر وقت و انرزی خود را صرف  یادگیری می نماید. حتی دانش آموزانی هم که در ظاهر بی تفاوت و بی انگیزه هستند اگر مورد مصاحبه قرار گیرند مقدار زیادی استرس و نگرانی در ارتباط با یادگیری از خود بروز می دهندبا بررسی عمیق زندگی آنها متوجه می شویم که دلیل بی تفاوتی یا بی انگیزگی آنها گذشته ناموفق آنها است به این صورت که تلاشهای ناموفق آنها در گذشته باعث شکل گیری یک حس ناتوانی و ناامیدی در آنها شده است به طوری که در حال حاضر برای بهبود وضعیت خود تلاش زیادی نمی نمایند.در این مقاله ی کوتاه سعی می شود مطالبی ارائه شود که مطابق با قوانین علمی یادگیری و فراموشی بوده و باعث بهبود وضعیت یادگیری دانش آموزان شود .

فرآیند یادگیری

 یادگیری به زبان ساده یعنی انتقال آنچه که در محیط اطراف ما وجود دارد به مغز . این انتقال  از طریق حواس و سیستم عصبی  انجام می شود .

هر حس ،مطالب دریافتی را به مرکز مخصوص خود در مغز ذخیره می کند . یعنی مطالب خوانده شده در مرکز بینایی مغز و مطالب شنیده شده در مرکز شنوایی مغز و مطالب نوشته شده در مرکز لامسه ی مغز ذخیره می شوند .اگر یک مطلب به کمک چند حس یادگرفته شود در چند مرکز مغز نگهداری می شود و بنابراین یادآوری آن در مواقع لزوم مطمئن تر خواهد بود ، به همین علت است که متخصصان یادگیری به فراگیران توصیه می کنند که از روش های مختلف برای یادگیری دروس استفاده کنند تا یادگیری و یادآوری مطمئن تری داشته باشند.

 روش های یادگیری

1-   خواندن

خواندن بهتر است بدون صدا و بدون حرکت لب و فقط با چشم باشد .

مغز ما معنا و مفهوم کلی مطالب را بهتر در خود نگه می دارد تا جزئیات را بنابراین هنگام خواندن یک متن بهتر است از تیتر شروع کنیم و تا تیتر بعدی ادامه دهیم بعضی از دانش آموزان عادت کرده اند که سطر به سطر بخوانند و برای یادگیری یک جمله را بارها و بارها تکرار می کنند و زمانی که احساس کردند آن جمله را حفظ شده اند به یادگیری جمله ی بعدی می پردازند در چنین شرایطی مغز باید جملات جدا از هم را به هم ربط دهد تا به یک مفهوم کلی برای ذخیره کردن دست یابد این کار برای مغز بسیار سخت بوده ، زمان زیادی لازم داشته و ضمن ایجاد خستگی برای یادگیرنده نتیجه ی کمی را عاید او می کند.

2-  گوش کردن

وقتی ما به مطلبی گوش می دهیم این مطالب از طریق حس شنوایی وارد مرکز شنوایی مغز شده و در آنجا ذخیره می شود.برای اینکه یادگیرنده هنگام گوش کردن تمرکزبیشتری داشته باشد بهتر است قبل ازشروع کلاس درس نسبت به مطالب آمادگی ذهنی داشته باشد.برای ایجاد آمادگی ذهنی لازم است دانش آموزان قبل ازتدریس معلم نگاه مختصری به درس داشته باشند.

3- نوشتن

وقتی ما مطلبی را می نویسیم آن مطلب ازطریق دو حس لامسه و بینایی وارد مغزما شده و در دو مرکزلامسه و بینایی ذخیره می شود .نوشتن مطالب به منظور یادگیری چند فایده دارد :

أ‌-      ازطریق نوشتن بهتر یادمی گیریم.

ب‌- وقتی که می نویسیم یاد گیری خود را مورد بررسی قرار داده و از میزان آن آگاه می شویم .

ت‌- هنگام نوشتن تمرکزبیشتری روی مطالب داریم چون بدون تمرکزکارنوشتن ادامه پیدا نمی کند.

ث‌- اگر هنگام نوشتن جلسه امتحان را برای خود مجسم کنیم استرس امتحان کاهش می یابد.

ج‌-   هنگام نوشتن ما بیشتر فعال هستیم بنا بر این حالت بی حوصلگی برای ما اتفاق نمی افتد .

4- گفتن از حفظ برای خود باصدای آرام

گفتن از حفظ برای خود تکمیل کننده ی یادگیری ما می باشد هنگامی که ما مطالب را بیان می کنیم ضمن اینکه مرکزگفتار ما فعال است وکلمات را به یاد می آورد ،مرکز شنوایی هم فعال بوده و مطالب را در خود ذخیره می کند.گفتن از حفظ در فرایند یادگیری ما چند فایده دارد:

1-    با این کار ما یادگیری خود را چک کرده و به نقاط ضعف و قوت یادگیری خود پی می بریم .

2-    ما  در این حالت فعال بوده و تمرکز بیشتری خواهیم داشت .

3-    حالت خواب آلودگی و بی حوصلگی ما کمتر خواهد بود.

4-    استرس ما ازامتحانات شفاهی و صحبت در جلو جمع کاهش می یابد.

 دفعات فراموشی

      معمولا" مطالبی که ما برای بار اول یاد می گیریم اگر تکرار وتمرین نشود در فردای آن روزبه میزان 80 درصد فراموش می شود ، وقتی که همان مطلب را برای بار دوم یادمی گیریم اگر تمرین وتکرار نشود ، پس ازیک هفته در حدود 50درصد آن فراموش می شود.وقتی که همان مطلب برای بار سوم یادگرفته می شود در صورتی که تکرار و تمرین نشود پس ازیک ماه در حدود 20 درصد آن فراموش می شود وقتی که همان مطلب برای بار چهارم یادگرفته می شود میزان فراموشی به کمتر از10درصد می رسد.

قوانین یادگیری

1-    هر موضوعی که در اطراف ما وجود دارد ازطریق حواس پنج گانه به مغزمنتقل می شود .

2-    هر حسی مطالب دریافتی را در مرکزمخصوص به خودش ذخیره می کند.

3-     یادگیری از طریق چند روش باعث ارسال به چند مرکزمغزی می شود .

4-    ذخیره یک مطلب در چند مرکز مغزی یادگیری و یادآوری مطمئن تری را بدنبال دارد.

5-    یادگیری بار اول در حدود 80 درصد فراموش می شود.

6-    فراموشی پس از4 بار یادگیری یک مطلب بسیار اندک است .( زیر 10 درصد)

7-    تکرار یادگیری در یک جلسه هر چند بار هم که باشد یک بار محسوب می شود.

8-    یادگیری با فاصله ی زمانی موثرتر ازیادگیری فشرده و پشت سر هم است.

9-    هر چه یادگیرنده در جریان یادگیری فعال تر باشد ، میزان یادگیری بیشتر است.

10-                       اگر یادگیرنده با اراده و اختیار خود وارد فرایند یادگیری شود یادگیری سریتر و بیشتری خواهد داشت.

11-                       یادگیری ،یادگیری می آوردیعنی یادگیری مطالب قبلی باعث سرعت بخشیدن به یادگیری مطالب بعدی می شود.

12-                       مغزما همیشه باید یک خوراک فکری قابل هضم داشته باشد یعنی نمی توانیم لحظه ای را تصور کنیم که مغزهیچ فرآیند فکری نداشته باشد.

13-                       جذب مطالب آسان و قابل هضم برای مغزاولویت دارد یعنی مغزما بین دو مطلب آسان و سخت که همزمان در اختیارش قرار بگیرد مطلب آسان تر را انتخاب می کند.

14-                       اگر بخواهیم که مغزمطالب مورد نظر ما را قبول کند باید با آمادگی ذهنی یاد گیری خود را شروع نمائیم یا با دست کاری و دخل  و تصرف آن مطلب را آسان کنیم.

 

اصول برنامه ریزی درسی

با توجه به قوانین یادگیری و فراموشی که پیشتر گفته شد طوری برنامه ریزی می کنیم که یک مطلب دست کم 4 بار در طول یک هفته یادگرفته شودتا میزان فراموشی به حداقل خود برسد.

مراحل یک برنامه ریزی درسی مناسب برای یک دانش آموزاول راهنمایی تا پایان دوره ی متوسطه به صورت زیر است:

1-    صرف نهار پس از رسیدن به منزل

2-    خواب به مدت 30 تا 60 دقیقه

3-    نوشتن تکالیف یا مرور دروس برنامه امروز برای هر درس به مدت 30 تا 45 دقیقه و بعد از هر درس به مدت 15 تا 20 دقیقه استراحت .(این مرحله باید تا ساعت 18 یا 19 تمام شده باشد.)

4-    مطالعه ی دروس برنامه ی فردا برای هر درس به مدت 30 تا 45 دقیقه وبعد ازهر درس به مدت 15 تا 20 دقیقه استراحت .( این مرحله بهتر است تا ساعت 22 تمام شده باشد .)

5-    نگاه کردن به درس جدید قبل ازتدریس دبیر به مدت 2 تا 5 دقیقه.

6-      خواب ازساعت22تا 6 صبح فردا .( بهترین زمان بیدار شدن زمان اذان صبح تا 20 دقیقه قبل ازطلوع آفتاب می باشد.

نکته ی مهم : بازی و سرگرمی به اندازه وقت یک درس یعنی 60 دقیقه و حداکثر استفاده ازتلویزیون 70 دقیقه برای یک دانش آموز نوجوان توصیه می شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:33  توسط موسی امیری  | 

مهارت های زندگی و لزوم فراگیری آنها

 

انجام هر کاری نیاز به دانش و مهارت دارد این به این معنا است که ما برای انجام یک کار باید ابتدا از حداقل دانش و اطلاعات لازم در آن زمینه برخوردار باشیم تا بتوانیم به شروع آن کار اقدام نماییم.وقتی که انجام آن کار را شروع کردیم در ابتدا کار با کیفیتی که مورد نظر ما می باشد انجام نمی شود و این وضعیت برای هر فعالیتی طبیعی وقابل انتظار می باشد .به تعداد دفعاتی که انجام آن کار تکرار می شود مهارت و تسلط ما هم زیاد شده و کار با کیفیت مطلوب و عالی انجام می شود و این مصداق بارزی از ضرب المثل معروف " کار نیکو کردن از پرکردن است " می باشد.دوچرخه سواری ، ورزش های حرفه ای و رزمی، رانندگی ، شنا ،آشپزی ، خیاطی ، نقاشی ، خوشنویسی ، موسیقی ،مکالمه ی زبان انگلیسی ،تایپ کردن و ... همه و همه نیاز به دانش و مهارت دارد . امروزه غالب  والدین اصرار دارند که فرزندانشان را به کلاسهای موجود در سطح شهر ثبت نام نمایند تا دانش و مهارت لازم را در یک یا چند زمینه از موضوعات بالا فراگیرند و این اقدام را برای زندگی آنها غیر قابل اجتناب می دانند. این در حالی است که در مواری پیش می آید که آن فرزند ممکن است در طول زندگی خود از آن مهارت استفاده ی چندانی هم ننمایددر مقابل مهارتهای نام برده شده در بالا مهارتهای دیگری هم وجود دارد که یک شخص تمام لحظات زندگی خود را با آنها در ارتباط است و هیچ لحظه ای را بدون نیاز به این مهارت ها نمی توانیم تصور نماییم .اینها مهارت های زندگی هستند که خانواده ها از اهمیت و ضرورت آنها غافل هستند و استفاده از این مهارت ها توسط افراد جامعه در حد آزمایش و خطاست.مهارت های زندگی به مثابه یکجعبه ی ابزار هستند که شخص از ابزارهای داخل آن در مواقع لزوم استفاده می کند اگر ابزارهای موجود در جعبه ابزار فقط یک پیچ گوشتی باشد و شخص بخواهد در همه ی موارد برای باز کردن پیچ ها از آن استفاده کند نه تنها پیچ باز نمی شود بلکه آن پیچ ممکن است خراب هم بشود .فرزند آدمی در شروع تولد بطور غریزی به ابزارهایی مجهز است که سایر حیوانات هم به آن مجهز هستند حیوانات مختلف ابزارهای مختلفی برای ادامه حیات خود دارند  که در مواقع لزوم از آنها استفاده می نمایند بعنوان مثال بعضی از حیوانات از شاخ ، بعضی از پا ها ، بعضی از صداو برخی از بوی بد و برخی از امکان تغییر رنگ برای استتار، برخی از دندان و برخی دیگر از چنگال برای دفاع از خود و ادامه ی حیات استفاده می نمایند . فرزند آدمی هم در شروع تولد از این قاعده مثتثنی نیست و به ابزارهایی مثل گریه کردن مجهز است که بعد ها به داد و فریاد تبدیل می شود و در برخی موارد از گاز گرفتن و یا کتک زدن هم ممکن است استفاده نماید.اگر از آموزش مهارت های زندگی به فرزندان خود غفلت نماییم جعبه ابزار مهارت آنها خالی خواهد ماند و آنها تا پایان عمر از همان ابزارهای غریزی و ابتدایی خود استفاده خواهند کرد و  این امر زندگی آنها را با مشکلات جدی روبرو خواهد کرد. لازم است در این زمینه فکری اساسی صورت گیرد تا فرزندان ما از همان سالهای اولیه،و حداکثرتا قبل از مشارکت در جامعه و قبل از جدا شدن  از والدین وتشکیل خانواده و ازدواج مهارت های لازم زندگی را فراگیرند و با آرامش و اطمینان از زندگی خود لذت ببرند. نمونه هایی از مهارت های زندگی که قابل آموزش و فراگیری بوده و از اهمیت بالایی در زندگی برخوردار می باشند عبارتند از:

1-مهارتهای ارتباطی شامل

- شناخت قسمت های مختلف شخصیت (والد –بالغ – کودک)

-نحوه ی موثر شروع ارتباط

- نحوه موثر درخواست کردن

- نحوه ی موثر مخالفت کردن

- تشکر کردن

- عذر خواهی کردن

2- مهارت دوست یابی

حد و مرز ارتباط های کلامی و غیر کلامی در بین دوستان

3- مهارت افزایش اعتماد به نفس

خودگویی مثبت

4-مهارت خود شناسی

- تشخیص نقاط قوت

-تشخیص نقاط ضعف

- شناخت علاقمندی ها

شناخت عقاید و نظرات

تشخیص علت شادمانی یا ناراحتی

5-مهارت تصمیم گیری و مسئولیت پذیری

6- خوش بینی

7- تن آرامی و دفع تنش های عضلانی

8- تکنیک های تمرکز حواس

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:31  توسط موسی امیری  | 

اعتماد به نفس چیست وچه نقشی در موفقیت ما دارد ؟

اعتماد به نفس چیست وچه نقشی در موفقیت ما دارد ؟

در مورد اعتماد به نفس و اهمیت آن خیلی شنیده ایم اما شاید تا کنون راهکاری کاربردی برای افزایش اعتماد به نفس فرزندان خود پیدا نکرده ایم . در این مقاله ی مختصر سعی ی شود ضمن ارائه ی تعریفی ساده از اعتماد به نفس به اهمیت اعتماد به نفس در موفقیت اشاره کرده و در ادامه راهکار ها ی ساده برای افزایش اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان را مورد بررسی قرار دهیم.

تعریف اعتماد به نفس :

اعتماد به نفس یعنی باور داشتن توانایی های خود . به بیانی دیگر یعنی اینکه فرد معتقد باشد ازتوانایی های زیادی برخوردار است و در صورت لزوم می تواند از آنها استفاده نماید.

اهمیت اعتماد به نفس با تمثیلی ساده :

اگر شما بخواهید لامپ اتاق خود را تعویض نمایید ، حداقل به یک لامپ و یک چهار پایه نیاز دارید . اگر شما در منزل لامپ و چهار پایه داشته باشید ولی از وجود آنها خبر نداشته باشید مسلما" از آنها استفاده هم نمی توانید بکنید و بنابراین اقدامی برای تعویض لامپ انجام نخواهید داد.خیلی وقت ها زمینه ی انجام کاری برای افراد  پیش می آید ولی چون فکر می کنند توانایی آن کار را ندارند ، برای انجام آن کار هیچ اقدامی نمی کنند.

اعتماد به نفس چگونه رشد می کند؟

وقتی که کودکان ونوجوانان در معرض انجام فعالیتهای مختلف قرار می گیرند و در آن فعالیت به نتیجه مطلوب می رسند اعتماد به نفس آنها افزایش می یابد.برای اینکه کودک یا نوجوان ما احساس موفقیت کند یا باید خودش تشخیص بدهد که موفق شده است و یا اینکه اطرافیان او باتایید وتوصیف هایی که از او به عمل می آورند  او را ازموفقیتش آگاه سازند.لازم به ذکر است برای این که والدین بتوانند ازفرزندخود تعریف وتوصیف مثبت داشته باشند باید انتظار خود را از موفقیت او پایین بیاورند نه اینکه انتظار کامل بودن و صد در صد بودن از او داشته باشند.

راهکارهای ساده برای افزایش اعتماد به نفس کودکان ونوجوانان

1-استقبال از همکاری فرزندان در امور منزل : گاهی اوقات فرزندان داوطلب می شوند در انجام کارها به ما کمک کنند بعضی از والدین به فرزندان خود اجازه انجام کارها را نداده و به آنها می گویند که تو نمی توانی این کار را انجام دهی و یا اینکه برای تو زود است که بتوانی چنین کاری را انجام دهی .یا اینکه بعض از والدین پس از این که فرزندشان کاری را انجام داد به انجام آن کار راضی نمی شوند ومجددا" خودشان آن کار را انجام می دهنداین کار باعث تضعیف اعتماد به نفس در آنها می شود.به والدین توصیه می شود اگر هم خواستند کاری را دوباره انجام دهند در وقتی باشد که فرزندشان حضور نداشته باشد.

2-تعریف و توصیف مثبت ازصفات و رفتارهای مطلوب فرزندان : اگر فرزندان ما به طور مکرر مورد تعریف و تایید قرار گیرند خود راافرادی موثر دانسته و اعتماد به نفس آنها افزایش می یابد.

3- استفاده از نوازش های کلامی :هر یک از ما انسانها در درون خود بانکی از نوازش داریم .اگر ما ازبانک نوازش درون خود استفاده نماییم ضمن اینکه باعث غنی شدن این بانک در درون خود می شویم باعث اهدای انرژی مثبت به دیگران و افزایش اعتماد به نفس در آنها خواهیم شد.ما باید به فراوانی به وجود فرزندان خود افتخار کرده و ازهمراه بودن با آنها ابراز خوشحالی نماییم و برای دوست داشتن آنها شرط تعیین نکنیم.

4- عدم توجه به رفتارهای منفی و نامطلوب فرزندان: با توجه به این که توجه به رفتارهای منفی باعث تثبیت و پررنگ شدن آنها می شود ، بهتر است به رفتار های نامطلوب بی توجه بوده و در عوض رفتارهای مثبت را مورد توجه و تعریف و تایید قرار دهیم.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:29  توسط موسی امیری  | 

بهترین روش مطالعه چیست ؟

 

برای مطالعه کردن روش های متعددی وجود دارد اما بعضی از  آنها مطابقت کامل با اصول روان شناسی یادگیری ندارد وبه همین دلیل ممکن است اثربخشی لازم را نداشته باشد. یکی از کامل ترین و بهترین روش های مطالعه که تا کنون در کتابهای روانشناسی یادگیری آمده است روش"پس ختام"یا "PQ4R"    می باشد.

روش مطالعه ی پس ختام 6 مرحله دارد که از حروف اول هر مرحله این نام به وجود آمده است :

1-پیش خوانی

2-سوال کردن

3- خواندن

4-تفکر

5-از حفظ گفتن

6-مرور یا مطالعه ی مجدد

در مرحله ی پیش خوانی جلد کتاب را برانداز کرده و فهرست مطالب و همین طور تیتر مطالب درس یا عنوان های درشت را می خوانیم ،عکس ها و جداول را نگاه می کنیم و اگر درس خلاصه دارد ،خلاصه ی درس را می خوانیم . این کار کمک می کند که ما آمادگی ذهنی برای درک مطالب کتاب را پیدا نماییم.

در مرحله ی دوم یعنی سوال کردن ما با دیدن تیتر یا عنوان درس یک یا چند سوال از خود می پرسیم یعنی مطالب متن درس را پیش بینی می کنیم لزومی ندارد که این سوالات حساب شده و یا به عبارتی استاندارد باشد فقط کافی است که به مغز خود جهت بدهیم تا در هنگام مطالعه به دنبال چه مطالبی بگردد.

در مرحله ی سوم یا خواندن ، شروع به خواندن متن کتاب می نماییم . خواندن باید بدون صداوبدون حرکت لب باشد . در هنگام خواندن زیر کلمات کلیدی خط می کشیم و خلاصه ی آنچه را که می خوانیم به زبان خودمان در حاشیه ی کتاب می نویسیم.

در مرحله ی چهارم یا تفکر به متنی که خوانده ایم و همین طور به سوالاتی که قبل از خواندن متن مطرح کرده ایم ، فکر می کنیم و می گوییم آیا متن، همانی بوده که ما فکر می کرده ایم یا نه ؟ نکته جدید و مهم چیست ؟ آیا به مطالبی که قبلا یاد گرفته ام ارتباطی داشت یا نه ؟

در مرحله ی پنجم یا از حفظ گفتن ، سعی می کنیم آنچه را که از خواندن متن یاد گرفته ایم برای خودمان با صدای نسبتا آرامی بیان نماییم. فایده ی این کار این است که مطالب خوانده شده یک بار از حافظه فراخوانده شده و اگر مشکلی در یادگیری یا طبقه بندی مطالب در حافظه وجود داشته باشد ما متوجه آن می شویم و سعی می کنیم آن را جبران نماییم .

درمرحله ی آخر یعنی مرور یا مطالعه ی مجدد  بسته به این که در مرحله قبل موفق بوده ایم یا خیر یا متن را مرور می کنیم یا اینکه مجددا مطالعه را از نو شروع می کنیم .

لازم به تذکر است که این روش مطالعه برخلاف تصور اولیه به هیچ عنوان وقت گیر نیست و پس از مدتی ، تمام مراحل به طور خودکار انجام می شود .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:27  توسط موسی امیری  | 

خود کنترلی نوجوانان

 

 

     

 

 

                                                                  باسمه تعالی

نوجوان خوبم سلام ،با توجه به اینکه در دوران ارزشمند و به یادماندنی بلوغ و نوجوانی قرار گرفته اید ، لازم است که مختصری از ویژگی های شخصیتی و عاطفی خودتان را بشناسید تا بهتر بتوانید از این لحظات شیرین بهرمند شوید و با انتخاب فعالیت هایی آگاهانه در جهت رشد فکری و افزایش اعتماد به نفس خود گام بردارید و از لحظه لحظه ی زندگی خود لذت ببرید و نشاط و شادابی بیشتری را تجربه کنید.نوجوانی ویژگی های بسیار زیادی دارد ما در این جا به خصوصیاتی اشاره می کنیم که در روابط با دیگران تعیین کننده است .اگر نوجوان و خانواده ی او در جهت تایید این صفات تلاش کنند باعث افزایش اعتماد به نفس و شادابی و بهبود روابط در نوجوان خواهند شد و اگر به این ویژگیها توجهی نشود باعث زود رنجی ، عصبانیت و پرخاشگری در نوجوان و افزایش تنش در روابط خواهد شد.

- استقلال و خوداتکایی

- کنترل درونی در انجام رفتارها

- توانایی قرار دادن خود در جای دیگران

نوجوانی ، دورانی است حیاتی که برای همه انسانها و در همه فرهنگها وجود دارد و معمولا بین سنین 12 تا 20 سالگی را شامل می شود .
در این دوران نوجوان با تحولات گسترده فیزیولوژیک ، شناختی ، هیجانی و اجتماعی رو برو می شود و این تغییرات می توانند مشکلاتی را فراهم آورند اما در مجموع جهات مثبت و سازنده نوجوانی و بلوغ بر این امور غلبه دارد و فرد رابه کمال نزدیک می کند .
ما در این نوشته رفتار هایی را ذکر کرده ایم که اگر نوجوان بدون تذکر و امر و نهی والدین آنها را  انجام دهد  ، می تواند به رشد فکری و شخصیتی خود مطمئن باشد و زندگی بدون تنش و اضطراب و آرامی را در کنار والدین خود تجربه کند و از ماندن در فضای امن خانه لذت ببرد در اینجا از والدین دلسوز و نگران امروزی انتظار داریم به توانمندی ها و شایستگی های نوجوانان خود اعتماد کنند و آنها را در رفتارهای زیر که کاملا شخصی است به خودشان واگذار کنند تا فرزندانی خود جوش و مستقل داشته باشند همچنین انتظار داریم که والدین محترم فرصت اشتباهات کوچک در زمینه ی فعالیت های زیر را از نوجوان خود نگیرند. به یاد داشته باشیم که گاهی اوقات می توانیم نظر و پیشنهاد خود را به او بگوییم اما نظر خود را به فرزند ان خود تحمیل نکنیم و مسئولیت انجام یا عدم انجام رفتار را به خودش واگذار کنیم.

1- نوشتن تکالیف                                               

2- مسواک زدن                                                    

 3- خوابیدن در اتاق جدا از والدین                           

     ( در صورت داشتن اتاق اضافه) 

 4- خوابیدن با فاصله از والدین در                             

  صورتی که اتاق اضافه نداشته باشید.                                 

 5 - شستن جوراب و لباس زیر                                 

6 - به فکر بودن برای کوتاه کردن مو و ناخن  

 7- درخواست املاء یا پرسش از طرف خود فرزند و بعد همکاری والدین                                                              

     

8- نظم و نظافت اتاق خودش 

 9- مطالعه ی دروس

10 - آماده کردن وسایل و کیف مدرسه

 11- خواندن نماز   

 12- مطالعه ی امتحان بدون یادآوری

13- گذاشتن لباس ها در جای خود

14- منظم کردن کتابها و لوازم درسی  

 15- جمع کردن و پهن کردن پتو و تشک 

  16- حمام رفتن

  17- تنظیم وقت و جدا شدن از تلویزیون و یا کامپیوتر بدون تذکر و تکرار

 

18- کمک به والدین در کار های خانه در حد انتظار آنها                    

 19- خارج شدن از منزل در ساعت مناسب به مقصد مدرسه

توجه:جهت هماهنگی بیشتر با والدین ، این برگه را در اختیار آنها قرار دهید.

در صورتی که در ارتباط با توصیه های بالا سوال یا ابهامی دارید به طور حضوری به مشاور مدرسه مراجعه فرمایید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:26  توسط موسی امیری  | 

خود را با دیگران مقایسه نکن که یا مغرور می شوی یا سرخورده"

"

هم والدین و هم نوجوانان در مواردی ازمقایسه استفاده می کنند .والدین وقتی از مقایسه استفاده می کنند که می خواهند فرزند خود را به تلاش وادار کرده و به زعم خود باعث رشد و پیشرفت فرزند خود شوند و می گویند فلانی را ببین ! از فلانی یادبگیر !

نوجوانان وقتی خود را با دیگران مقایسه می کنند که می خواهند به وضعیت موجود خود دل خوش کنند وخود را به آرامش برسانند یا در مقابل سرزنش های والدین خود موضع دفاعی بگیرند و ممکن است از چنین جملاتی استفاده نمایند من ازبقیه همکلاسی های خود وضعیت بهتری دارم. ! بقیه خیلی از من ضعیف تر هستند!

در مواردی هم نوجوانان خودجوش وفعال که انگیزه ی پیشرفت بالایی دارندوبیشتر دچار استرس می باشند خودشان را با همسالان خود مقایسه می نمایند و سعی می کنند خود را به سطح آنها برسانندوازپیشرفت خود احساس رضایت نمی کنند.

با دقت در نمونه های بالا می بینیم که تمام وضعیت های مقایسه حالتی بیمار گونه داشته و به جای رشد و پیشرفت فرد باعث توقف رشد وبالندگی او می شوند. آسیب های مقایسه آن قدر زیاد است که آن را به ورود سم به بدن فرد شبیه کرده اند.حال چه دیگران فرد را مقایسه کرده باشندوچه اینکه خود فرد خودش را با دیگران مقایسه کرده باشد.وقتی که فردی از جانب دیگران مقایسه می شود در خود احساس حقارت وخود کم بینی کرده و ضمن اینکه نسبت به فرد مقایسه کننده عصبانی می شود و رابطه اش با او سرد وبی روح می شود نسبت به فردی هم که با مقایسه شده است حالت کینه و حسادت خواهد داشت و او را مزاحم آرامش خود خواهد دانست و رابطه اش با او مخدوش خواهد شد.

در مواردی که خود فرد خودش را با دیگران مقایسه می کند در حقیقت مانع رشد و شکوفایی خود شده است و این نتیجه نامطلوب به چند دلیل اتفاق می افتد:اگر وضعیت دیگران ضعیفتر باشد فرد به وضعیت فعلی خود دل خوش کرده و از خودش راضی خواهد بود و بنابراین برای بهبود وضعیت خود تلاشی نخواهد کرد.واگر وضعیت دیگران بهتر از خودش باشد در ابتدا تلاش می کند تا خود را به آنها برساند اما اگر نتواند خود را به آنها برساند، به تدریج خود را ناتوان دانسته و ازتلاش دست می کشد.اگر هم فرد به وضعیت  رقیبان خود برسد باز هم او نمی تواند مطمئن باشد که پیشرفت کرده است چرا که ممکن است دیگران به اندازه ی کافی تلاش نکرده اند که در حال حاضروضعیت خوبی از نظر پیشرفت داشته باشند.

بهترین حالت مقایسه این است که هر فرد خودش را با خودش مقایسه نماید یعنی پیشرفت های خود را نسبت به وضعیت قبلی خودش ارزیابی نماید در این صورت اگر تغییری داشته باشد متوجه این تغییر خواهد شد حال چه این تغییر در جهت افت  باشد یا درجهت پیشرفت.به بیانی دیگر باید بگوییم که ملاک و معیار ما برای مقایسه باید ثابت باشد که بتوانیم متوجه تغییر وضعیت خود بشویم و چنین ملاک و معیار ثابتی فقط و فقط ، وضعیت قبلی خود فرد می باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:24  توسط موسی امیری  | 

مشكلات تحصيلي دانش آموزان



1-      مشكلات تحصيلي دانش آموزان:شكست تحصيلي

 حالت ياس ونا اميدي است كه دانش آموزان به انتظارات واهداف تحصيلي خود نرسيده و احساس مي كنند كه از دوستان خود عقب مانده اند و به همين علت افسرده و گوشه گير و كم حوصله مي شوند .اين حالت بيشتر در دانش آموزان كلاسهاي سوم و دوره پيش دانشگاهي خصوصا بعد از اعلام نتايج كنكور مشاهده مي كنيم .البته به ندرت ممكن است كه اين حالت در دانش آموزان كلاسهاي اول و دوم نيز مشاهده شود.

 علل وعوامل شكست تحصيلي

- انتخاب نادرست رشته تحصيلي

بي هدفي در تحصيل يا سر درگمي در انتخاب هدف

سرگرمي هاي بيش از اندازه گروه همسالان

عدم برنامه ريزي صحيح

نداشتن استعداد

پيشگيري از شكست تحصيل

تشكيل جلسات مشاوره فردي ،گروهي، خانوادگي ، در مورد انتخاب رشته ،برنامه ريزي درسي ،شناخت استعدادها ، واقع بيني ، تعيين هدف

- بررسي وضعيت دانش آموزاني كه دچار ضعف تحصيلي يا افت تحصيلي هستند

- همكاري مداوم بين خانه و مدرسه در زمينه هاي فوق

- برنامريزي صحيح و كنترل دانش آموز براي اجراي برنامه

درمان شكست تحصيلي

ايجاد زمينه اعتماد به نفس و ايجاد انگيزه در دانش آموز

  -  تشكيل جلسات مشاوره فردي درجهت ايجاد اميد در دانش آموز

-  كمك به دانش آموز جهت تعيين هدفها بر اساس واقعيت ها

- اقدام در جهت تغيير رشته دانش آموز چنانچه انتخاب رشته او اشتباه بوده است

 آموزش روشهاي برنامه ريزي و روشهاي مطالعه

-  تشكيل جلسات گروهي خانوادگي به منظور بررسي راهكار هاي مشكل دانش آموز

 

2-      مشكلات تحصيلي دانش آموزان : افت تحصيلي

كسي كه به تدريج ظرفيت يادگيري او كاهش يافته و در آزمون هاي كلاس و امتحانات پاياني موفق نمي شود مي گوئيم دچار افت تحصيلي شده است.

افت تحصيلي در بعضي از دانش آموزان به حدي مي رسد كه تحصيلات خود را نيمه كاره رها مي كنند و يا دچار مردودي و تكرار پايه تحصيلي مي شوند. 

  علل و عوامل افت تحصيلي:

-          وضعيت نامطلوب فيزيكي ،جسماني و عاطفي دانش آموزان

-          تغييرات ناگهاني از نظر اقتصادي،خانوادگي،رواني،آموزشي

-          ضعيف بودن پايه درسي

-          شكست هاي متعدد تحصيلي و درسي

-          ضعف در برنامه ريزي

-           وجود الگوهاي درسي نا مناسب

پيشگيري ودرمان  از افت تحصيلي :

-   گذاشتن جلسات مشاوره گروهي با دانش آموزاني كه دچار افت تحصيلي هستند ومختلط با دانش آموزان موفق

-  جستجو ،شناخت و پيگيري عوامل متفاوت چون رابطه والدين به اتفاق دانش آموز و حل مشكلات خانوادگي اي كه به نحوي در افت تحصيلي دانش‌آموز مؤثر است.

-  رفع ضعف تحصيلي با كلاسهاي جبراني

 ايجاد زمينه اعتماد به نفس و ايجاد انگيزه در دانش آموز

-  تشكيل جلسات گروهي جهت برنامه ريزي و بر رسي روشهاي مطالعه

----------------------------------------------

منبع مطلب افت تحصيلي :افت تحصيلي يا بي ميلي به درس و مدرسه – مهدي مراد حاصل – رشد مشاور مدرسه – شماره 10- وزارت آموزش وپرورش – زمستان86 

3-      مشكلات تحصيلي دانش آموزان –ضعف تحصيلي  

اين مشكل در دانش‌آموزاني آشكار مي شود كه در فهم و درك بعضي از دروس يا كليه دروس دچار ضعف هستند يا ممكن است نمرات قابل قبولي بدست آورند امّا خودشان اين احساس را دارند كه بهره لازم را از ميزان سعي  وتلاش خود نمي برند.

 علل و عوامل ضعف تحصيلي

- نداشتن استعداد ضعف

- پايه درسي و نياموختن پيش نيازها

- نقش معلمين و دبيران

- ندانستن روشهاي مطالعه صحيح

- نداشتن انگيزه

 پيشگيري ودرمان

 

    -‌‌‌‌‌ مشاوره فردي با دانش‌آموز براي تشخيص علل مشكل او

    - انتخاب صحيح رشته تحصيلي مطابق با استعداد دانش‌آموز

    - شركت دانش‌آموز در كلاسهاي جبراني

    - مطالعه به صورت گروهي و انتخاب همدرس خوب

    - آشنايي با روشهاي مطالعه صحيح و بكار بستن اين روشها

    - مطالعه دانش‌آموز يا برنامه ريزي خوب و نظارت خانواده بر اجراي برنامه

    - استفاده از كتابهاي كمك آموزشي ، لوحهاي فشرده كمك آموزشي ، يا استفاده از معلم خصوصي در صورت امكان –

    - فعال كردن گروههاي آموزشي مدرسه و بحث وبررسي ضعف درسي دانش آموزان به صورت موردي وتصميم گيري در باره مشكل آنها

    - تشكيل جلسات مشاوره گروهي وشركت دانش آموزان ضعيف و قوي در مورد روشهاي صحيح مطالعه

منبع براي مطالعه بيشتر :‌دانش آموز ما معلم خصوصي مِ خواهد يا نه ؟- مهدخت گيتي  - رشد مديريت مدرسه 1 – وزارت آموزش و پروررش مهرماه 1386  

 

4-      مشكلات تحصيلي دانش‌آموزان – ترك تحصيل

 

ترك تحصيل مشكلي است كه معمولاٌ با مراجعه خانواده و يا اقدامات معاونين در بررسي غيبت هاي كلاسي در مورد يك دانش‌آموز آشكار مي شود 0 و اين مشكل با غيبت هاي زياد دانش آموز از مدرسه هويدا مي گردد ومدرسه به اين نتيجه مي رسد كه دانش‌آموز ديگر نمي خواهد به تحصيل بپردازد 0 در مواقعي كه خانواده با ترك تحصيل دانش‌آموز مخالف است وظيفه مشاور براي درما ن اين مشكل نقش ميابد اما اگر خانواده و دانش آموز تصميم به ترك تحصيل دانش آموز گرفته باشند احتمالا به عنوان يك مشكل قلمداد نمي شود .

اما مواردي هست كه دانش آموز و خانواده تصميم به ترك تحصيل دانش‌آموزي مي گيرند كه اين دانش آموز از نظر درسي و انظباطي خوب است در اين مواقع بايد مشاور و مدرسه وارد عمل شده و تا جايي كه امكان دارد مانع ترك تحصيل دانش آموز شوند.

  علل و عوامل ترك تحصيل

    -‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عدم علاقه به تحصيل يا رشته تحصيلي

    - سختگيري بيش از حد مدرسه يا خانواده در بعضي از مسائل خصوصا انضباطي

    - لجبازي با خانواده و گرفتن باج از خانواده براي ادامه تحصيل

    - نا همنآهنگي اهداف شغلي با رشته تحصيلي دانش آموز

     - نداشتن استعداد براي ادامه تحصيل

   پيشگيري و درمان ترك تحصيل

 

 -دقت نظر در هدايت دانش آموزان به رشته مورد علاقه اشان

 - اطلاع رساني به دانش آموزا ن در مورد رشته ها و مشاغل خصوصا در كلاسهاي درس برنامه ريزي

- ايجاد اميد به آينده تحصيلي توسط كليه كاركنان مدرسه و افراد خانواده دانش آموزان

- توجه بيشتر به نظرات مشاوران مدارس در انتخاب رشته تحصيلي خصوصا در زمان ثبت نام

- اقدام در مورد تغيير رشته آنان كه اشتباه انتخاب رشته كرده اند و اطلاع رساني به آنها و ايجاد اميد در آنها

- آگاهي دادن به كساني كه در ترك تحصيل مؤثر بوده اند

- بر رسي ريشه باج خواهي دانش آموزان از خانواده و پيشنهاد راههاي جانشين توام با تشويق به خانواده

 

5-    مشكلات تحصيلي دانش‌آموزان – ترك تحصيل

 

ترك تحصيل مشكلي است كه معمولاٌ با مراجعه خانواده و يا اقدامات معاونين در بررسي غيبت هاي كلاسي در مورد يك دانش‌آموز آشكار مي شود 0 و اين مشكل با غيبت هاي زياد دانش آموز از مدرسه هويدا مي گردد ومدرسه به اين نتيجه مي رسد كه دانش‌آموز ديگر نمي خواهد به تحصيل بپردازد 0 در مواقعي كه خانواده با ترك تحصيل دانش‌آموز مخالف است وظيفه مشاور براي درما ن اين مشكل نقش ميابد اما اگر خانواده و دانش آموز تصميم به ترك تحصيل دانش آموز گرفته باشند احتمالا به عنوان يك مشكل قلمداد نمي شود .

اما مواردي هست كه دانش آموز و خانواده تصميم به ترك تحصيل دانش‌آموزي مي گيرند كه اين دانش آموز از نظر درسي و انظباطي خوب است در اين مواقع بايد مشاور و مدرسه وارد عمل شده و تا جايي كه امكان دارد مانع ترك تحصيل دانش آموز شوند.

  علل و عوامل ترك تحصيل

    -‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌عدم علاقه به تحصيل يا رشته تحصيلي

    - سختگيري بيش از حد مدرسه يا خانواده در بعضي از مسائل خصوصا انضباطي

    - لجبازي با خانواده و گرفتن باج از خانواده براي ادامه تحصيل

    - نا همنآهنگي اهداف شغلي با رشته تحصيلي دانش آموز

     - نداشتن استعداد براي ادامه تحصيل

   پيشگيري و درمان ترك تحصيل

 

 -دقت نظر در هدايت دانش آموزان به رشته مورد علاقه اشان

 - اطلاع رساني به دانش آموزا ن در مورد رشته ها و مشاغل خصوصا در كلاسهاي درس برنامه ريزي

- ايجاد اميد به آينده تحصيلي توسط كليه كاركنان مدرسه و افراد خانواده دانش آموزان

- توجه بيشتر به نظرات مشاوران مدارس در انتخاب رشته تحصيلي خصوصا در زمان ثبت نام

- اقدام در مورد تغيير رشته آنان كه اشتباه انتخاب رشته كرده اند و اطلاع رساني به آنها و ايجاد اميد در آنها

- آگاهي دادن به كساني كه در ترك تحصيل مؤثر بوده اند

- بر رسي ريشه باج خواهي دانش آموزان از خانواده و پيشنهاد راههاي جانشين توام با تشويق به خانواده

 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

6-   مشكلات تحصيلي دانش آموزان :كندي در امتحانات تستي

 

كند بودن در زدن تست مشكلي است كه اغلب دانش‌آموز خوبي را كه در امتحانات تشريحي موفق هستند ولي در امتحانات تستي ناموفق آزار مي دهد اين دانش آموزان بعد از تجربه كنكورهاي آزمايشي و يا كنكور دانشگاه به مشاور مراجعه كرده و براي مشكل خود دنبال راه حلي هستند .

اين مشكل معمولا در دانش آموزان سال سوم رشته هاي فني و حرفهاي و كار دانش و دانش آموزان دوره پيش دانشگاهي و پشت كنكور مانده ها بروز مي نمايد معمولا مشيك گروه از مراجعين مشاورين مدارس دانش آموزان پشت كنكوري هستند كه در آن زمان متوجه موقعيت كار مشاورين مدارس خود شده و يا بر اثر اعتمادي كه به مشاورين خود دارند دوباره براي مشورت بسوي مشاورين قبلي خود روي مي آورند.

 

 

علل و عوامل كند بودن در زدن تست

 

            _  نداشتن تجربه لازم در تست زدن

            _  عمقي نخواندن دروس و عدم توجه به نكات ريز درسي

            _  پائين بودن اعتماد به نفس

            _  نداشتن برنامه منسجم درسي براي آمادگي در كنكور

            _ اضطراب بيش از اندازه در موقع امتحان كنكور

  

        پيشگيري و درمان كند بودن در زدن تست

          

            _ ايجاد اعتماد به نفس و تغيير در باورهاي دانش آموز

            _ تمرين در كنكورهاي آزمايشي بدون رقابت براي اين دانش‌آموزان

            _  زمينه سازي براي مطالعه گروهي و تشويق دانش آموز به مطالعه گروهي

            _  آشنايي دانش آموز با روشهاي تست زني

            _ آشنا ساختن دانَ آموز با روشهاي غلبه بر اضطراب امتحان

 ------------------------------------------------------------------

منبع :مقاله منتشر شده در همين وب سايت  تحت عنوان روشهاي تست زني در كنكور

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 22:23  توسط موسی امیری  | 

نياز انسان به زندگى اجتماعى

 

زندگىِ اجتماعى و پيوند زندگى هر فرد با افراد ديگر، چنان كه گفتيم، براى آن است كه نيازهاى مادى و معنوى فرد، در جامعه بهتر تأمين مى شود؛ چرا كه بعضى از نيازهاى انسان، تنها در جامعه برآورده مى شود و در زندگىِ فردى برآوردن آن ها ممكن نيست و بعضى ديگر هم در زندگىِ فردى به شكلى ناقص برآورده شده و در جامعه به طور كامل برطرف خواهد شد. بنابراين، نتيجه مى گيريم كه ارزش و مطلوب بودن زندگى اجتماعى، در برآوردن نيازهاى مادى و معنوىِ افراد آن، ريشه دارد.

گستردگى و تنوع نيازهاى انسان

نياز افراد به يكديگر را مى توان به دو بخش عمده تقسيم كرد:

   1. نياز انسان به ديگران در هستى و پيدايش خويش؛ مانند نياز فرزند به پدر و مادر. البته نمى خواهيم اين نياز را يك نياز اجتماعى تلقى كنيم، بلكه آن را به عنوان پايه اى براى تنظيم روابط اجتماعى و ملاكى براى تعيين ارزش آن ها در نظر مى گيريم؛ يعنى از آن جا كه فرد، در اصل هستىِ خويش نيازمند افراد ديگرى است، ناگزير است به اقتضاى اين نياز، رفتار ويژه اى با آنان داشته باشد.

   2. نياز انسان به ديگران در دوران زندگىِ خويش و پس از آن كه متولد شد.

   نيازهاى نوع دوم، خود به قسمت هاى مختلفى قابل تقسيمند:

   الف) نيازهايى كه فرد، به طور مستقيم، به فرد ديگر دارد؛ يعنى تماس يك انسان با انسان ديگر، خود به خود، اين نوع نيازهاى وى را برطرف مى سازد؛ مثل نيازى كه فرزند به مادر خود دارد. فرزند براى شير خوردن يا نوازش و پرستارى، مستقيماً و بدون واسطه، به مادر خود نياز دارد.

   ب) نيازهايى كه با مساعدت و مشاركت ديگران و به وسيله اشياى ديگرى برطرف مى شوند.

﴿ صفحه 52﴾


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 21:24  توسط موسی امیری  | 

درسهایی از قرآن

رنامه درسهایی از قرآن، پس از ضبط پیاده می شود و به جهت حفظ امانت، متن کامل آن در سایت قرار می گیرد، اما همواره بخش هایی از برنامه به جهت محدودیت زمان و رعایت حال مخاطبان، از تلویزیون پخش نمی گردد، آنچه به عنوان برنامه ی درسهایی از قرآن قابل استناد است، آن چیزی است که از تلویزیون پخش می گردد و در فایل صوتی برنامه قابل دسترسی می باشد.

 

بسم اللّه الّرحمن الّرحیم

 با سلام بر امام و بر امت و بر شهدا، با سلام بر شهدای بدر، با سلام بر شهرهایی كه آسیب دیدند و برادران و خواهرانی كه تحت ستم صدامی‌ها هستند.
بحث ما چند ماهی است كه درباره‌ی سیره‌ی پیغمبر است. امروز در میان برادرانی هستیم كه در هواپیمایی هستند. در میان خلبان و دانشجو و برادران سپاهی و افرادی كه پرسنل هواپیمایی هستند و سایر كسانی كه در این رابطه و در این قسمت هستند، قرار داریم.
بحث ما جنگ و صلح است. بالاخره پیامبر ما هم جنگ و هم صلح داشته است. چقدر خوب است كه امت ایران بداند كه ایشان كجا می‌جنگید و كجا صلح می‌كرد. مورد صلح كجاست. مورد جنگ كجاست. چه موقع آتش بس است؟ شرایط صلح چیست؟ شرایط جنگ چیست؟ یك خورده با هم در این زمینه صحبت كنیم. «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها»(انفال/61) قرآن می‌گوید: اگردشمن گفت: بیا صلح كنیم. دیگر چرا می‌جنگی؟ آیه‌ی قرآن است «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» اگرپیشنهاد صلح را می‌كند، صلح را بپذیر. شنیدن بحث امشب برای همه‌ی بیننده‌ها مفید است. بنابراین از معلم‌های تعلیمات دینی كه بابچه‌ها سر و كار دارند، دعوت می‌كنم كه این بحث را گوش بدهند و اگرهم حال ندارند بنویسند. ان شاءاللّه که بحث خوبی خواهد بود.
 - شرایط قبول یا رد صلح
 قرآن می‌فرماید: صلح دو نوع است:
1- صلح ابتدایی و طبیعی 2- صلح تحمیلی و حیله و خدعه.
در مورد صلح ابتدایی یك آیه داریم. قرآن می‌فرماید: «وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ». «ان» یعنی: «اگر»، «سلم» یعنی: «مسالمت»، «جناح» یعنی: «بال»، «جَنَحُوا» یعنی: «بال باز كردند» وقتی انسان می‌خواهد كسی را تحویل بگیرد، دستش را مثل بال باز می‌كند. یعنی من تسلیم هستم. اگر بالهایش را باز کرد. یا رسول اللّه! تو هم «فَاجْنَحْ» بال هایت را باز كن. اگر دو دستش را باز كرد، تو هم دستت را باز كن.
 آیه‌اش این است كه پیشنهاد صلح را بپذیرید ولی صلحی كه ابتدایی باشد و طبیعی باشد. امّا اگر صلح تحمیلی شد، نباید پذیرفت. دو شاخه‌ی برق و دو شاخه‌ی تلفن را اشتباه نگیرید.
قرآن در مورد صلح تحمیلی و خدعه‌ای می‌گوید: «فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَنْ یَتِرَكُمْ أَعْمالَكُمْ»(محمد/35)(شل نشوید و در جنگ بجنگید). («هن» یعنی: «سستی»)(«فَلا تَهِنُوا»: سست نشوید) «فَلا تَهِنُوا وَ تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ» «تَدْعُوا» قانون ادبیات عرب این است كه «تَدْعُوا» عطف به «فَلا تَهِنُوا» است. یعنی «لا تَهِنُوا ولا تَدْعُوا إِلَى السَّلْمِ» شل نشوید و دعوت به صلح و مسالمت نكنید. چرا؟ به خاطر این كه «وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» شماها پیروز هستید. نمی‌گوید: «أَعْلَوْنَ عِنْدَ اللَّهِ» اگر می‌گفتیم: «أعلون عنداللّه» یعنی شما در روز قیامت به بهشت می‌روید. چون معنای پیروزی نزد ما پر كردن شكم نیست. پیروزی این است كه دنیا می‌گوید. آفرین به امتی كه انفجار نماز جمعه باعث نشد که نماز جمعه‌ها را خلوت كنند. ما در


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر 1393ساعت 21:21  توسط موسی امیری  | 

مطالب قدیمی‌تر